به شهروندان عادی بیشتر احترام بگذارد تا به صاحبـان پست و مقـام.
بتواند 30 صفحه در مورد خود، روحیات و افکارش بدون حتی یک جمله
برای خود به وسعت جهان، احترام قائل باشد.
در روز حداقل 15 دقیقه برای شناخت خود وقت بگذارد.
از کسی سؤال خصوصی نپرسد.
برای هر سؤالی، چندین پاسخ متفاوت قائل باشد.
اختلاف خود با دیگران را با گفت و گو حل کند.
مبنای قضاوتش در مورد انسانها چنین است: %95 باطن و عملشان،
انتظارات خود را از دیگـران به حداقـل رسانـده، با توانایـی های خودش
راستگویی و درستکاری را نه صرفاً یک فضیلت فـردی بلکه استوانـه و
برای کل جامعه و آینده ی آن تلاش کند، نه صرفا" در گروه و اطرافیان.
در روز 15 دقیقه با گُل و گیاه وقت بگذرانـد و رنگها را تحسین کنـد تا
در صف خودپرداز بانک، یک متر از کسی که مشغـول کار بانکی است
با عذرخواهی، فضای تنشها را تخفیف دهد.
از نیاز به نمایش و خودنمایی، عبور کرده باشد.
اگر میخواهد ثروتمند شود، نهادهای دولتی و حکومتـی را ترک کند.
بر کسانی که با او تفاوت فکری و سلیقهای دارند، القاب نگذارد.
در زندگی اجتماعی و سیاسی: %95 فکر و مطالعه و استدلال، %5
تا بتواند در رانندگی بوق نزند.
به گونـهای رفتـار کند که صاحبان قدرت سـراغ او بیایند و نه بالعکس.
بخش مهمی از زندگی اش را برای به جا گذاشتن میراثـی ارزشمند
هنگام به کار انداختـن برف پاک کنها برای شستشـوی شیشـهها،
برای هر انسانـی، مستقـل از اینکـه چه فکـری دارد و به کدام گـروه
از دوستیها و به خصوص حلقه ی اول دوستانش، مانند گل مراقبت
حداقل در دو کار گروهی به طور دائمی، برای فرو نشاندن مَنیّتهای
اعتبار فکری افراد را در نوشته هـای قابـل اتکـایـی که تولید کردهاند،
وارد شبکه ی ذهنی منتقدین خود شود تا جهـان آنها را بهتر بفهمد.
در رفتار اجتماعی و اخلاق فردی، قابل پیشبینی باشد.
به هیچ فرد، گروه و ملتـی دشنـام ندهد. با مخالفیـن خود، حقوقـی
شأن و منزلت خودش را به مـراتب بالاتر از کسانی بداند که پست و








































