متوسطه دوم و درس های ناگفته!
 
 
فقط از فهمیدن توست که می ترسند
 

به هیچ ورد دگر نیست حاجت ای حافظ

دعای نیم شب و درس صبحگاهت بس


قوی کسی است که نه منتظر می ماند خوشبختش کنند؛ نه اجازه

می دهد بدبختش کنند. مارلون براندو


دوستان عزیز برای مطالعه ی مطالب انتخاب رشته، انتخاب شغل و مطالعه ی

تست های شغل یاب هالند و گوکلن « اینجا » را کلیک کنید.

 |+| نوشته شده در  جمعه دوم تیر ۱۳۹۶ساعت 22:54  توسط بهمن طالبی  | 

کورش احمدی دیپلمات بازنشسته در روزنامه شرق در باره تحریم های بیست سال گذشته و اینکه اگر رفع نشوند نوشت: تحریم ما و هم‌زمان رشد چشمگیر اقتصادی و تکنولوژیک برخی از کشورهای منطقه می‌تواند تهدیدات امنیتی برای ما ایجاد کند. در چنین شرایطی ضرورت دارد که لغو تحریم‌ها به هر قیمت و بیشتر از هر زمان دیگری در دستور کار مقامات ما باشد. تورم ناشی از تحریم به‌اضافه سوءمدیریت و فساد گسترده که هم‌افزایی دارند و متقابلا یکدیگر را تشدید می‌کنند، بیش ‌از این نباید و نمی‌تواند ادامه یابد. عوارض تحریم برای اقتصاد و اجتماع که ما را به مرحله اضمحلال ساختاری رسانده، به شرح زیر خلاصه می شود:

1. تحریم و سوءمدیریت هم‌افزایی دارند و یکدیگر را تقویت می‌کنند. تحریم با ایجاد فرصت و انگیزه موجب سیستمیک‌شدن سوءمدیریت می‌شود. با مقصر جلوه‌دادن قدرت‌های خارجی، دست مردم و رسانه‌ها برای پاسخ‌گوکردن مقامات بسته می‌شود و مسئولان بی‌کفایت حاشیه امن پیدا می‌کنند. با رشد بدگمانی‌ها، پدیده "خودی و غیرخودی" و اصل وفاداری به جای تخصص بیش‌ از پیش مبنای کار قرار می‌گیرد و سمت‌های اصلی به خودی‌های ظاهرا وفادار اما فاقد صلاحیت سپرده می‌شود. با تشدید روند حذف افراد شایسته، در مدت 20 سال گذشته مهاجرت نخبگان و فرار سرمایه سرعت گرفته است. برنامه‌ریزی درازمدت عملا منتفی شده و مقامات مستمرا درگیر روزمرگی و مدیریت بحران با هدف تأمین ارزاق و جلوگیری از کاهش ارزش پول ملی برای دوره‌های کوتاه هستند. درآمدها به جای اینکه صرف طرح‌های اصولی و جلوگیری از افزایش ناترازی‌ها و رشد فناوری شود، صرف تحقق برنامه‌های کوتاه‌مدت پوپولیستی می‌شود. رشد شوراها و کمیته‌های ویژه و...‌ کاهش اختیارات وزارتخانه‌ها و ایجاد یک بوروکراسی موازی بدون هرگونه نظارت را در پی داشته‌ است. قیمت‌گذاری تصنعی و نرخ‌های متعدد ارز موجب اختلال بیشتر در بازار و جایگزینی بورس‌بازی به جای تولید و تجارت واقعی شده‌ است.

2. تحریم محیط را برای رشد فساد سیستمیک مساعد کرد. مخفی‌کاری، اختلال در سازوکار بازار و شکل‌گیری شبکه‌های مخفی برای دورزدن تحریم‌ها موجب رشد فساد شده‌ است. بسته‌بودن راه‌های قانونی و عرفی برای تجارت، توسل به مسیرهای غیرشفاف برای تجارت را الزامی کرده‌ است. با محدودشدن شبکه بانکی، واسطه‌ها امکان رشد یافته‌اند. لایه‌هایی از شرکت‌های صوری و پوششی و تراستی‌ها و اشخاص مطمئن در داخل و کشورهای مسیر به وجود آمده‌اند که باید در تاریکی مقادیر هنگفتی پول را از راه‌های غیرقانونمند جابه‌جا کنند. در نتیجه، مقامات و نخبگان دولتی دسترسی غیرشفاف و نامحدودی به پول‌های بی‌حساب دارند. همچنین تحریم موجب حذف رقابت شده و بازار داخلی و بخشی از تجارت خارجی در انحصار شبکه‌های قدرتمند معدودی قرار گرفته‌ است. این شبکه‌های مورد اعتماد حق انحصاری برای واردات و صادرات و تجارت داخلی یافتند و عملا توانستند خدمات خود را به هر قیمتی عرضه کنند. به ‌این‌ ترتیب، طبقه‌ای از کاسبان تحریم شکل گرفت و در موقعیت بهره‌بردن از اقتصاد بسته و زمینه‌سازی برای تداوم تحریم قرار گرفت. از آنجا که کمبود کالا یکی از پیشران‌های اصلی فساد است، رشوه و قاچاق به یک صنعت پررونق تبدیل شده‌ است. در نتیجه، بخشی از تولید ناخالص ملی غیررسمی و زیرزمینی شده و دولت امکان کسب مالیات و وضع مقررات را از دست داده است و نهادهای رسمی ضعیف‌تر شده‌اند. همچنین نقض قوانین با هدف دورزدن تحریم‌ها عملی پسندیده و میهن‌دوستانه به نظر آمده و مرزهای بین کمک به مردم و سودجویی شخصی مخدوش شده‌ است. مبالغ کلانی از پول عمومی که بدون امکان حسابرسی در اختیار شبکه‌های نامرئی است، راه را برای رشد بیشتر اختلاس هموارتر کرده‌ است.

3. مشکل تورم مزمن و خانمان‌برانداز 20ساله بدون لغو تحریم‌ها رفع‌شدنی نیست. تحریم و تورم از طریق زنجیره پیچیده‌ای از کنش و واکنش‌ها مکمل یکدیگر و مسبب کاهش ارزش پول ملی‌اند. تحریم موجب محدودیت صادرات و دسترسی به نظام بانکی بین‌المللی و کاهش دسترسی به ارزهای قوی می‌شود که کاهش واردات و افزایش بهای کالاهای وارداتی را در پی دارد. اختلال در زنجیره‌ عرضه موجب افزایش هزینه‌های لجستیک و بیمه و نیاز به واسطه‌ها و استفاده از راه‌های پیچیده حمل برای دورزدن تحریم‌هاست که باعث افزایش بهای کالاها می‌شوند. همچنین تولیدکنندگان داخلی که با مشکل تأمین اقلام اولیه و واسطه‌ای و قطعات وارداتی مواجه‌اند، ناچار از افزایش قیمت‌ها هستند. تحریم همچنین موجب کاهش انواع درآمدهای دولت می‌شود. اما هزینه‌های دولت مانند دستمزدها، هزینه‌های نظامی و امنیتی و یارانه‌ها افزایش می‌یابند. قرض از بانک مرکزی برای پوشش هزینه‌ها بر حجم نقدینگی می‌افزاید و پول بیشتر و کالای کمتر موجب افزایش قیمت‌ها می‌شود. ابعاد روانی نیز مؤثر است و ازجمله صِرف پیش‌بینی تورم، موجب تورم است؛ چراکه همه را به فکر احتکار و خرید پیشینی می‌اندازد.


برچسب‌ها: اقتصاد سیاست فرهنگ, تحریم, فساد مالی و اداری, تورم
 |+| نوشته شده در  سه شنبه دوم دی ۱۴۰۴ساعت 10:25  توسط بهمن طالبی  | 

معاون امنیتی فرماندار تهران می گوید: روند طرد اتباع غیرمجاز در تهران، کُند شده است. اکنون در بعضی نقاط شهر، کلونی‌هایی از تجمع این افراد شکل گرفته، بنابراین لازم است پلیس مهاجرت و گذرنامه، با تمرکز ویژه این نقاط را شناسایی کرده و اجرای قانون و طرح‌های دستگیری و طرد را با سرعت و جدیت دنبال کنند.

همچنین کارفرمایان و مسئولان اجرایی باید به نرخ بیکاری در شهرستان تهران و ضرورت اشتغال کارگران ایرانی توجه ویژه داشته باشند و از به کار گیری اتباع به شدت پرهیز کنند.

و سومین نکته، بازگشت مجدد اتباع طرد شده به کشور است که موجب نگرانی شدید است و این امر نشانه ضعف در کنترل مرزها است.

&&&&

این نکات به روشنی نشان می‌دهند برنامه اخراج افغان هایی که در دولت سیزدهم براساس طرح بسیار زیانبار و خطرناکی که در آن دولت اجرا شد وارد ایران شده و در سراسر کشور به صورت کاملاً بی‌ضابطه مشغول فعالیت‌های نامعلوم شدند و بخش مهمی از امکانات معیشتی، آموزشی، خدماتی، انرژی و اشتغال کشور را به خود اختصاص دادند، عقیم مانده است.

مهم‌تر اینکه تعدادی از آنها مرتکب اقدامات خلاف امنیتی شدند به طوری که در جریان جنگ 12روزه مشخص شد عده‌ای از این افراد به عنوان مزدوران اسراییل ملعون، درصدد ضربه زدن به موجودیت ایران برآمده و به مثابه عوامل دشمن عمل کرده اند!

این واقعیت‌های تلخ، مسئولان امنیتی را بر آن داشت که برنامه‌ای برای اخراج اتباع افغانستانی غیرمجاز به اجرا درآورند و تا مدت کوتاهی این برنامه اجرا شد ولی همان طور که در گزارش معاون امنیتی فرمانداری تهران آمده، در حال حاضر این روند کُند شده و تأسفبارتر اینکه روند بازگشت اتباع بار دیگر شدت گرفته است. با توجه به گزارش‌هائی که از شتاب گرفتن بازگشت این افراد می‌رسد، متأسفانه برنامه اخراج اتباع غیرمجاز، بی‌اثر شده و کشور بار دیگر در حال تبدیل شدن به محل تاخت و تاز آنها شده است.

مردم ایران، ده‌ها سال از پناهندگان افغانستانی پذیرائی و با احترام با آنها رفتار کردند و این فرهنگ را هم‌اکنون هم دارند ولی آنچه در سال‌های اخیر اتفاق افتاده نه مهاجرت است و نه پناهندگی، بلکه یک تهاجم است.

عرف بین‌الملل این است که پذیرش اتباع خارجی از مجموع کشورهای مختلف، فقط تا سه درصد جمعیت خود کشور می‌تواند باشد. براین اساس در ایران که حدود ۹۰ میلیون جمعیت دارد، مجموع اتباع خارجی که می‌توانند به کشور بیایند چیزی کمتر از سه میلیون نفر خواهد بود که سهم اتباع افغانستانی از این رقم کمتر از چند صد هزار نفر می شود در حالی که اکنون به بالای ۱۰ میلیون نفر یعنی بیش از ۱۲ درصد جمعیت ایران رسیده است!

در مورد نیروی کار خارجی هم، قانون وجود دارد. نیروی کار خارجی باید به میزان مشخص و برای زمان مشخص و با چارچوبی که کشور میزبان مشخص می‌کند وارد شود و کار کند و برگردد ولی در ایران هیچ یک از این ضوابط رعایت نمی‌شود. مهم‌تر اینکه میلیون‌ها نفر از اتباع افغانستانی بدون هویت و اسناد شناسایی در سرتاسر ایران مستقر شده و به تعبیر معاون امنیتی فرمانداری تهران در مناطقی از کشور کلونی‌هایی از تجمع آنها شکل گرفته است.این وضعیت است که برای کشور خطرناک است و امنیت جامعه را به شدت تهدید می‌کند!

مانع اصلی حل مشکل اتباع غیرمجاز افغانستانی در ایران وجوه سه گروه است. یک گروه، سوداگرانی هستند که از حضور اتباع، پول کلانی به جیب می‌زنند، گروه دیگر افرادی هستند که دنبال منافع سیاسی خود هستند و گروه سوم ساده‌لوحانی هستند که با شعارهای فریبکارانه‌ای مانند جهان وطنی و نفی مرز برای کشورهای اسلامی، حضور بی‌ضابطه اتباع را توجیه می‌کنند. در واقع این گروه سوم، ابزاری هستند برای آن دو گروه دیگر که از فرصت ایجاد شده توسط ساده‌لوحان فریب‌خورده، اهداف مادی و اغراض سیاسی خود را محقق نمایند!

انتظار می‌رفت دولت چهاردهم برای جبران خسارت‌های وارد شده توسط دولت سیزدهم در زمینه اتباع، اقدام کند ولی نکرد!

وزارت کشور که مسئول امنیت کشور است باید این خطر را جدی بگیرد و به مسئولیت خود در جلوگیری از استمرار این خطر فاحش عمل کند.

روزنامه جمهوری اسلامی

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه بیستم آذر ۱۴۰۴ساعت 7:0  توسط بهمن طالبی  | 

ضعف ساختاری در اقتصاد خانوار، مسکن، محیط‌زیست و خدمات عمومی در ایران، کشورمان را در جایگاه ششم، پایین‌ترین کیفیت زندگی در سال‌۲۰۲۵ قرارداد. ایران در سال‌های اخیر با چالش‌های عمیق و ساختاری در حوزه مسکن و زیرساخت شهری مواجه بوده‌است؛ چالش‌هایی که مستقیما بر شاخص کیفیت زندگی اثر می‌گذارند. رشد مداوم قیمت مسکن، افت توان خرید خانوار، کاهش سرعت نوسازی و افزایش فرسودگی شهری باعث شده‌است که نسبت قیمت مسکن به درآمد خانوار در بسیاری از شهرهای بزرگ در سطوحی قرار گیرد که تامین سرپناه را به یکی از دشوارترین مسائل زندگی تبدیل کند.

همزمان وضعیت زیرساخت‌های حمل‌ونقل، شبکه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های خدمات شهری و کیفیت هوای کلان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شهرها فشار مضاعفی بر بخش شهری و رفاه روزمره مردم وارد کرده‌است. براساس گزارشی که Numbeo، (بزرگ‌ترین پایگاه داده‌های جهانی از هزینه و کیفیت زندگی در کشورهای مختلف)، منتشر کرد، در شاخص کیفیت زندگی سال‌۲۰۲۵، اختلاف میان کشورهای بالای جدول و انتهای جدول چشمگیر است. در این رتبه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌بندی که ۸۹‌کشور بررسی شده‌اند، لوکزامبورگ در جایگاه نخست و نیجریه در انتهای آن قرار گرفته‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌اند.

در این شاخص، ایران با رتبه ۸۴، رتبه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ای نزدیک به انتهای جدول دارد و ششمین کشور از پایین‌ترین سطح کیفیت زندگی را به خود اختصاص داده‌است. کشورهایی مانند لوکزامبورگ، هلند، دانمارک، عمان، سوئیس، فنلاند و نروژ به دلیل عملکرد قوی در ۹ زیرشاخص اصلی توانسته‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌اند امتیاز بالایی کسب کنند. این کشورها معمولا ترکیبی از ثبات اقتصادی، زیرساخت‌های شهری کارآمد، قدرت خرید بالا، امنیت اجتماعی، سلامت عمومی و محیط‌زیست پاک را ارائه می‌دهند، به‌ویژه توان مالی بالای خانوارها، حمل‌ونقل عمومی پیشرفته، شفافیت نهادی و کیفیت خدمات شهری نقش محوری در جایگاه بالای آنها داشته‌است.

در مقابل، ۱۰ کشور انتهای جدول شامل نیجریه، ونزوئلا، بنگلادش، سریلانکا، مصر، ایران، پرو، کنیا، ویتنام و فیلیپین، معمولا با مجموعه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ای از مشکلات هم‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌زمان روبه‌رو هستند. این کشورها اغلب با قدرت خرید بسیار پایین مواجهند؛ یعنی هزینه‌های زندگی نسبت به درآمد سنگین است. در برخی از آنها بی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ثباتی سیاسی، ناامنی، فساد و محدودیت دسترسی به خدمات بهداشتی و درمانی وضعیت را دشوارتر کرده‌است. آلودگی هوا، ترافیک، کیفیت پایین زیرساخت‌ها و مشکلات مسکن در بسیاری از این کشورها وضعیت کلی کیفیت زندگی را کاهش می‌دهد.

دنیای اقتصاد/ صدیقه نژادقربان


برچسب‌ها: کیفیت زندگی, حمل و نقل عمومی, پاکی هوا
 |+| نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم آذر ۱۴۰۴ساعت 6:55  توسط بهمن طالبی  | 

برف سنگینی در حال باریدن بود.

ناصرالدین شاه هوس درشکه‌سواری به سرش زد.

دستور داد اتاقک درشکه را برایش گرم و نرم کنند و منقل و وافور شاهی را هم در آن مهیا سازند.

آنگاه در حالی که دو سوگلی‌اش در دو طرف او نشسته بودند، در اتاقکِ گرم و نرمِ درشکه دستور حرکت داد.

کمی که از تماشای برف و بوران بیرون و احساس گرمای مطبوع داخل کابین سرخوش شد، هوس بذله‌گویی کرد و برای خنداندن سوگلی‌ها، با صدای بلند به پیرمرد درشکه‌چی که از شدت سرما می‌لرزید گفت:

«درشکه‌چی!

به سرما بگو ناصرالدین شاه تره هم واست خرد نمی‌کنه!»

درشکه‌چی بیچاره سکوت کرد...

اندکی بعد شاه دوباره سرخوشانه فریاد زد:

«درشکه‌چی! به سرما گفتی؟»

درشکه‌چی که از سردی هوا نای حرف زدن نداشت، به زحمت گفت:

«بله قربان... گفتم!»

شاه: «خب چی گفت؟»

پیرمرد با صدایی شکسته جواب داد:

«گفت: با حضرت اجل همایونی کاری ندارم... اما پدرِ تو یکی رو درمیارم!»

این همان حکایتِ تلخِ تحریم‌های امروز ماست.

آنان که در اتاقکِ گرم و مخملینِ قدرت نشسته‌اند،

با رانت‌های چندصدمیلیاردی،

حساب‌های بانکی در سوئیس و کانادا،

ویلاهای چندمیلیون دلاری در ترکیه و امارات،

و پاسپورت‌های متعدد،

با لبخند می‌گویند:

«تحریم برای ما نعمت است»

اما درشکه‌چیِ این داستان، همان مردمِ فرودست‌اند؛

همان‌هایی که تحریم، هر روز گوشتِ تنشان را می‌دَرَد.

تحریم برای بالایی‌ها فقط یک «بازی سیاسی» است که با دور زدن و دلالی، حتی سود کلان هم می‌برند.

برای فرودستان اما، یک اعدام تدریجی و دسته‌جمعی است؛

روزی یک تکه از جان و امیدشان را می‌کَند.

درشکه همچنان می‌رود.

شاه هنوز در گرما می‌خندد.

درشکه‌چی هنوز می‌لرزد.

و سرما، بی‌رحمانه‌تر از همیشه،

فقط پدرِ او را درمی‌آورد.

 |+| نوشته شده در  سه شنبه هجدهم آذر ۱۴۰۴ساعت 7:16  توسط بهمن طالبی  | 

احمد طاهری ، رییس مرکز ملی هوا و تغییر اقلیم سازمان محیط زیست می گوید:

مطابق آخرین سیاهه انتشار آلودگی هوا در شهر تهران، سهم حدود ۶۰ درصدی در انتشار ذرات معلق و حدود ۸۰ درصدی در آلاینده‌های گازی، مربوط به منابع متحرک آلوده کننده ی هوا، یعنی خودروهای سواری، موتورسیکلت ها، اتوبوس ها و کامیون ها است. بقیه آلودگی ها، یعنی ۴۰ درصد ذرات معلق و ۲۰ درصد گازهای آلاینده، مربوط به منابع ساکن آلاینده مثل کارخانه ها و اماکن صنعتی، نیروگاه های برق، پمپ بنزین ها و کارگاه های ساخت خانه است.

از ۶۰ درصد آلودگی ذرات معلق، مربوط به منابع متحرک، خودروهای سواری حدود ۱۴ درصد، موتور سیکلت‌ها حدود ۱۰ درصد و کامیون‌ها حدود ۲۵ درصد و همچنین اتوبوس‌های واحد و اتوبوس‌های سرویس هم در همین حدود انتشار ذرات در شهر تهران به عهده دارند.

در کلان‌شهرهایی مثل تهران و مشهد، نقش منابع متحرک، پررنگ است و بیشترین سهم را در انتشار آلاینده‌ها دارند، اما در کلان‌شهرهایی مثل اراک و اصفهان نقش منابع ساکن افزایش پیدا می‌کند.


برچسب‌ها: آلودگی هوا, ذرات معلق, گازهای آلاینده, منابع متحرک آلاینده
 |+| نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم آذر ۱۴۰۴ساعت 6:30  توسط بهمن طالبی  | 

ایران مدت ۴۶ سال است که در تحریم اقتصادی به سر می برد و ۱۸ سال است که عملا در جنگ اقتصادی است. ۸۵۰ میلیارد دلار زیان مستقیم و ۲۰۰۰ میلیارد دلار خسارت های غیرمستقیم این جنگ برای کشور و مردم ایران بوده است که حاصل آن رشد اقتصادی نزدیک به صفر، تورم های مزمن ۳۰ الی ۵۰ درصد مستمر، گسترش فقر به نیمی از مردم کشور، افزایش چند صد برابری نرخ ارز یا به نوعی سقوط ارزش پول ملی، مهاجرت گسترده ی نخبگان، فرسودگی در صنعت از جمله صنعت دفاعی، و اختلال گسترده در تجارت و گسترش واسطه گری نتایج ملموس جنگ اقتصادی در این سال ها بوده است

نگاهی موشکافانه به بودجه سال ۱۴۰۴ نشان می دهد بودجه دفاعی ایران امسال با حدود %۲۰۰ افزایش به ۱۲ میلیارد دلار رسیده است. افزون بر این مجلس برای تقویت بنیه دفاعی اجازه داده است حدود ۱۱ میلیارد یورو از محل سهمیه نفت خام نیز به این ۱۲ میلیارد دلار اضافه شود!

حامد پاک طینت/ اقتصاددان


برچسب‌ها: اقتصاد سیاست فرهنگ, مهاجرت نخبگان, تورم, سقوط پول ملی
 |+| نوشته شده در  یکشنبه نهم آذر ۱۴۰۴ساعت 21:16  توسط بهمن طالبی  | 

در همین منطقه ما یک دانشگاه ½ میلیارد دلار بودجه دارد در صورتی که بودجه کل آموزش عالی ما حدود ۷۰۰ میلیون دلار است و این ۲۵ صدم از GDP ما طبق گزارش‌های مرکز پژوهش‌های مجلس است؛ درحالی‌که اسراییل ۵ درصد GDP خودش را به دانشگاه اختصاص داده است.

دکتر سیمایی صراف

وزیر علوم، تحقیقات و فناوری

با توجه به اطلاعات داده شده:

حساب کنید GDP ایران در حال حاضر چقدر است.

جی دی پی اسراییل ۵۴۰ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۴ بوده است، حساب کنید بودجه دانشگاهی در این کشور چقدر است؟

اسراییل چند برابر ما برای دانشگاه هایش پول خرج می کند؟


برچسب‌ها: تولید ناخالص داخلی, آر اند دی, بودجه های دانشگاهی, دکتر سیمایی صراف
 |+| نوشته شده در  چهارشنبه پنجم آذر ۱۴۰۴ساعت 17:36  توسط بهمن طالبی  | 

آقای رئیس‌جمهور، برای ثبت در تاریخ می‌نویسم که نسل‌های بعدی فکر نکنند همه ایرانیانی که دستی در آب داشتند، در مقابل همه ایده‌های نادرست و اقدامات غلط سکوت کردند و دم برنیاوردند.

من البته به اندازه سر سوزنی امید ندارم که این ساختار سیاسی و سیاستی، این الگوی توسعه، این نظام برنامه‌ریزی و ساختار منافعی که حول آب و پروژه‌های آبی شکل گرفته، به حرف امثال من اندک توجهی کند. اما خب مملکت‌مان است، دلم می‌سوزد، خانه و کاشانه و اموال و اقامت کانادا هم ندارم، باید بنویسم شاید به دست شما رسید و کاری کردید.

آقای رئیس‌جمهور پزشکیان، آب تهران هم مثل آب بقیه مملکت بر اثر سال‌ها اصرار بر الگوی توسعه غلط به وضعیت بحرانی رسیده است. در خبرها آمده بود که برای راه‌حل آب تهران، قرار است آب دریا را شیرین‌سازی کنند و به تهران برسانند. وزیر نیروی شما از در دستورکار بودن شیرین‌سازی ۲ میلیارد متر مکعب آب گفته است.

آقای رئیس‌جمهور، می‌شود لطف کنید از آن‌ها که می‌خواهند آب تهران را با شیرین‌سازی و انتقال آب دریا از خلیج فارس و دریای عمان تأمین کنند، چند سؤال بپرسید و جواب‌شان را با من رعیت و بقیه شهروندان به اشتراک بگذارید؟

یک. طراح، پشتیبان و پیش‌برنده پروژه تأمین آب تهران از طریق شیرین‌سازی آب دریا کیست؟ کدام شرکت است؟

دو. آیا طراحان، حامیان و پشتیبانان این طرح حاضرند اسناد مطالعات مهندسی، اقتصادی، محیط‌زیستی، اجتماعی و امنیتی این طرح را منتشر کنند؟ حاضرند در یک نشست مطبوعاتی با حضور متخصصان و رسانه‌ها از طرح‌شان دفاع کنند؟

سه. آیا حاضرند به ملت ایران اعلام کنید که قیمت هر متر مکعب آبی که از خلیج فارس و دریای عمان شیرین‌سازی شده و به تهران می‌رسد چند دلار یا یوروست؟ هزینه سرمایه‌گذاری و عملیات در تأسیسات شیرین‌سازی و انتقال تا تهران چقدر است؟

چهار. با آن مقدار سرمایه‌گذاری، کلاً چقدر آب به تهران انتقال پیدا می‌کند؟ مقدار آب منتقل‌شده در نسبت با هدررفت شبکه آب شرب و بهداشت تهران چقدر است؟

پنج. چرا به جای این‌که کار پایداری نظیر کاهش هدررفت در شبکه شرب و بهداشت تهران را انجام دهید/دهند؛ دنبال انتقال آب از هزار کیلومتر آن‌طرف‌تر هستند؟

شش. آیا هزینه‌های کاهش هدررفت در شبکه شرب و بهداشت تهران (و هزینه سایر گزینه‌ها نظیر تصفیه، بازچرخانی، و ...) را با هزینه انتقال آب مقایسه کرده‌اند؟ آقای رئیس‌جمهور شما مقایسه این هزینه‌ها را می‌دانید؟

هفت. آیا می‌خواهند آب را از هزار کیلومتر آن‌طرف‌تر با هزینه چند دلار بر هر متر مکعب شیرین کنند و به تهران بیاورند و بعد نزدیک به ۳۵ درصد آن‌را در شبکه‌های آب این شهر هدر بدهند؟

هشت. وقتی الان نمی‌توانید هزینه تمام‌شده آب فعلی (احتمالاً کمتر از ۱۵ هزار تومان در هر متر مکعب) را از مردم بگیرید، و تازه ۳۵ درصد آن هم در شبکه ی فرسوده هدر می رود؛ می‌خواهید هزینه آب شیرین‌سازی و منتقل‌شده به قیمت هر متر مکعب چند دلار را بگیرید؟

نه. با همین رویه که تهران، جمعیت‌پذیر و بزرگ می‌شود، و هیچ کاری برای مدیریت و کاهش مصرف آب نمی‌کنید، چند سال دیگرش که این آب انتقالی از خلیج فارس هم کم آمد، چه می‌کنید؟ دوباره آب منتقل می‌کنید؟ اصلاً پولی باقی مانده که صرف این نادانی‌ها کنید؟

آقای رئیس‌جمهور

وزیر نیرو گفته شیرین‌سازی ۲ میلیارد مترمکعب آب دریا در دستور کار است.

خیلی سرراست و خودمانی‌اش این است: حکمرانی آبی که نتواند ۱۰۳ میلیارد مترمکعب آب تجدیدپذیر این کشور را به گونه‌ای مدیریت کند که تضمین‌کننده ظرفیت زیست‌پذیری سرزمین باشد. آن موقع که ۱۳۰ میلیارد مترمکعب بود هم نتوانست این کار را انجام دهد. با اضافه شدن 2 میلیارد مترمکعب آب دریا هم به جایی نمی‌رسد. البته ساخت‌وساز و کاسبی خوبی برای شرکت‌های سازنده است!

آقای رئیس‌جمهور، شما خیلی سؤال می‌پرسید، یک بار هم این سؤالات را بپرسید و اگر جوابی شنیدید، به من رعیت و بقیه شهروندان هم اطلاع دهید.

آقای رئیس‌جمهور اگر بتوانید طراحان، حامیان و ذینفعان طرح‌های شیرین‌سازی و انتقال آب را وادار کنید در یک نشست رسانه‌ای در برابر آدم‌های متخصص و رسانه‌های مستقل از ایده‌های‌شان دفاع کنند، گام بزرگی برای عقلانیت برداشته‌اید. امتحان کنید.

نوشته دکتر محمد فاضلی


برچسب‌ها: مافیای آب ایران, دکتر محمد فاضلی, حکمرانی آب
 |+| نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم آبان ۱۴۰۴ساعت 6:23  توسط بهمن طالبی  | 

واکنش استاد شفیعی کدکنی به بی حرمتی به حکیم فردوسی پاکزاد


برچسب‌ها: فردوسی پاکزاد, محمدرضا شفیعی کدکنی
 |+| نوشته شده در  سه شنبه یازدهم شهریور ۱۴۰۴ساعت 10:4  توسط بهمن طالبی  | 

متوسط بارندگی در ایران ۲۶۰ میلی متر است، یعنی بر هر مترمربع از خاک ایران ۲۶ سانتی متر در یک سال برف و باران می بارد. البته در چند سال گذشته در اغلب خشکی های نیم‌کره ی شمالی از بارش ها کاسته شده و به عنوان مثال در سال آبی گذشته_از مهر ۴۰۲ تا آخر شهریور ۴۰۳_ ۲۴۶ میلی متر بارندگی به جای ۲۶۰ میلی متر در ایران داشته ایم. هواشناسی میزان بارش در ایران را در سال آبی جاری _اول مهر ۴۰۳ تا آخر شهریور ۴۰۴ یعنی ۴۰ روز دیگر_ چهل درصد کمتر از پارسال برآورد کرده است.

مسئله: حساب کنید به طور متوسط چند میلی متر بارش در سال آبی جاری دریافت کرده ایم.

عکسی از یک ایستگاه باران سنجی در ایران

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم مرداد ۱۴۰۴ساعت 10:33  توسط بهمن طالبی  | 

در مورد میزان هدر‌رفت آب به دلیل فرسودگی شبکه انتقال آمارها متفاوت و بعضا متضاد است. آنچه در رابطه با آن قطعیت وجود دارد این است که میزان هدررفت از شبکه انتقال آب در کشور و به‌ویژه شهر تهران قابل توجه بوده و در بهترین شرایط از 30 درصد بیشتر است.

با توجه به مطلب بالا که در نشریات و رسانه ها و از جمله در شورای شهر تهران بر آن تاکید می شود، میزان هدر رفت آب تهران قبل از رسیدن به خانه ها، ۳۰ درصد است. البته این نشت و هدر رفت در بیشتر شهرهای ایران دیده می شود که علت آن فرسودگی لوله ها و نشست زمین است.

مسئله: مسئولان سازمان آب مصرف هر شهروند تهرانی را ۲۰۰ لیتر در شبانه‌روز اعلام می کنند که در مقایسه با استاندارد ۱۳۰ لیتر، بسیار زیاد می باشد.

با جدول تناسب مقداری از این ۲۰۰ لیتر را که قبل از رسیدن به ما تلف می شود را حساب بکنید.

سپس حساب کنید مصرف واقعی هر تهرانی با استاندارد ۱۳۰ لیتر چقدر فاصله دارد؟


برچسب‌ها: معما و سرگرمی
 |+| نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم مرداد ۱۴۰۴ساعت 11:54  توسط بهمن طالبی  | 

در گفت و گو با دکتر رضا منصوری دارای دکترای نجوم و فیزیک از دانشگاه وین و استاد بازنشسته دانشگاه صنعتی شریف، ایشان بر ظرفیت‌های عظیم "میهن‌دوستی" و "فرهنگ ایرانی" تأکید دارد، به‌ویژه پس از جنگ ۱۲ روزه اخیر. دکتر منصوری مفهوم "ایران" را فراتر از مرزهای سیاسی، به عنوان یک تجربه‌ی تمدنی کهن و فرهنگی دُرافزا تعریف می‌کند که توانایی جذب تفاوت‌ها و هم‌افزایی اقوام مختلف را دارد. او توضیح می‌دهد که در مخاصمه اخیر، "حس تعلق به وطن" و "همبستگی ملی" حتی در میان منتقدان حکومت نیز تقویت شد که این نشانه‌ای از "آگاهی جمعی" و هشداری به سیاست‌گذاران است که: "بدون ملت، نمی‌توان ایران را اداره کرد." منصوری مهمترین راه برون‌رفت از بحران‌ها و ایجاد امید را داشتن "خرد علمی" و "عقلانیت مدرن" در تصمیم‌گیری‌ها و حکمرانی می داند. و در نهایت، تأکید می‌کند که عشق به ایران با نقد سیاست‌ها تناقضی ندارد؛ بلکه نقد آگاهانه نشانه‌ی تعلق واقعی است و ساخت "روایت جمعی واقعی از ایران"، با تکیه بر خرد علمی، می‌تواند به امیدآفرینی و حرکت به سوی شکوفایی ملی منجر شود. از نظر منصوری وقتی شور ملی، از خرد علمی محروم بماند، به ضد خود بدل شده و به جای امیدآفرینی، موجبات یأس عمومی را فراهم می‌آورد. اکثر تألیفات دکتر منصوری متمرکز بر دو موضوع «ایران» و «سیاست‌گذاری علم» است.

به نظر شما «میهن‌دوستی» چه ظرفیت‌هایی برای ایران خلق می‌کند؟

میهن‌دوستی برای ما ایرانیان مفهومی چندلایه است. در لایه اول، ایران کشوری مستقل با مرزهای سیاسی مشخص است، اما در لایه‌ای عمیق‌تر، ایران مفهومی فرهنگی و تاریخی است که فراتر از مرزهای امروزی امتداد دارد؛ مفهومی که از هزاران سال پیش شکل گرفته و نسل‌ به ‌نسل منتقل شده است. این تمدن کهن بعدها در قالب فرهنگ ایرانی تبلور یافت؛ فرهنگی که امروز فراتر از مرزهای سیاسی، در بخش‌هایی از کشورهای همسایه نیز حضور دارد. اگر از جغرافیا فراتر رویم، وطن، خانه‌ای است که حس «تعلق»، «دفاع» و «همبستگی» ذیل سقف بزرگ آن شکل می‌گیرد.

فرهنگ ایرانی همواره ظرفیت هم‌افزایی داشته و اقوام، زبان‌ها و آیین‌های مختلف در آن با تعامل، بر غنای آن افزوده‌اند. این فرهنگ با جذب تفاوت‌ها، نه حذف آنها، تاب‌آوری بالایی در برابر بحران و تغییر نشان داده است. در دنیای مدرن، این ویژگی تاریخی به مزیتی مهم برای اداره جوامع تبدیل شده است و به آنها توان هم‌زیستی و مشارکت داده است. میهن‌دوستی، اگر برخاسته از این فرهنگ باشد، تنها به معنای «عشق به خاک» نیست؛ بلکه به معنای پاسداری از یک تجربه تمدنی است که الهام‌بخش آینده می‌شود.

چه امری باعث شد در جنگ ۱۲ روزه، «حس تعلق به وطن» بیش از همیشه در میان ایرانیان نمود پیدا کند؟

آنچه اهمیت دارد، نه چرایی این پدیده، بلکه خود رخداد است؛ اتفاقی واقعی با نمودهای اجتماعی، سیاسی و فرهنگی آشکار که نمی‌توان نادیده گرفت. در این مخاصمه ۱۲ روزه، برخلاف انتظار برخی در خارج و حتی گروه‌هایی در داخل، ملت ایران واکنشی معنادار نشان داد. علت را باید در ۴۵ سال گذشته جست. شور ابتدای انقلاب، با هدف ساختن جامعه‌ای آرام و مدنی، کم‌کم جای خود را به جریانی داد که بر تفکری واحد پافشاری داشت و با حذف صداهای دیگر، جامعه را به سوی قطبی شدن کشاند که با فرهنگ دُرافزا و پذیرای ایران در تضاد بود.

اوج این انحراف زمانی نمود پیدا کرد که برخی گفتند:«اگر ناراضی هستید، جمع کنید و از ایران بروید!» چنین نگاهی راه را برای سوءاستفاده دشمنان باز کرد؛ کسانی که همواره در پی شکاف و تفرقه بوده‌اند. اما ملت ایران در لحظه‌ای تاریخی ایستاد. حتی منتقدان حکومت نیز در برابر دشمن سکوت کردند یا در جبهه ایران قرار گرفتند. این هشداری روشن به سیاست‌گذاران ما بود:«بدون ملت، نمی‌توان ایران را اداره کرد.»

کدام ظرفیت‌های فرهنگ ایرانی، ما را از بحران‌ها گذر داد؟

نخستین ظرفیت، همان احساسی است که ایرانیان نسبت به فرهنگ خود دارند؛ فرهنگی دُرافزا که در طول تاریخ توانسته اقوام و باورهای مختلف را در خود جای دهد و هویتی منسجم بسازد. اما ظرفیت مهم‌تری نیز هست که من آن را «خِرَدمندی علمی» می‌نامم. یعنی اتکای فرد و حکمرانی به دانشی که نه بر مفاهیم منسوخ، بلکه بر دستاوردهای علمی چهارصد سال اخیر بشر استوار باشد. متأسفانه در برهه‌هایی، این خِرَدمندی علمی کمتر در ساختارهای تصمیم‌گیر ورود پیدا کرد. بر خلاف تبلیغات گسترده درباره علم، واقعیت این است که در علم مدرن سرمایه‌گذاری کمی انجام دادیم. مردم ما درک و پذیرش درستی از خرد علمی دارند. اکنون باید این ظرفیت مردمی را جدی گرفت و وارد فرآیندهای تصمیم‌سازی کرد. «تکیه بر عقلانیت علمی و مدرن» راه عبور ما از بحران‌هاست.

پیش از جنگ ۱۲ روزه، ادعا می‌شد ایرانیان چشم‌اندازی روشن و امیدی به آینده ندارند. آیا می‌شود یک جامعه نومید چنین مقاومت امیدوارانه‌ای از خود نشان دهد؟

امید یا نومیدی، بیشتر تجربه‌ای فردی است اما از منظر جامعه‌شناختی، نمی‌توان به‌ طور مطلق گفت ایرانیان نومید بوده‌اند. در بخشی از جامعه، احساس یأس وجود داشته، اما در بخش بزرگ‌تری از مردم و نهادهای مدنی، امید همواره زنده بوده است. پیش از مخاصمه اخیر نیز نهادهای اجتماعی و شهروندان در لایه‌های گوناگون فرهنگی و در نقاط مختلف کشور، با نگاهی خوش‌بینانه برای آینده ایران تلاش می‌کردند. آنچه این روزها برجسته شد، «آگاهی جمعی» بود؛ اینکه امیدواری و مشارکت، حتی در سطح فردی، نه‌ فقط بر آینده ایران، بلکه بر آرامش منطقه اثر می‌گذارد.

ساخت «روایت جمعی از ایران» چه سهمی در امیدآفرینی دارد؟

ساخت «روایت جمعی از ایران»، نحوه‌ای که یک ملت تجربیات تاریخی‌اش را بازگو می‌کند، خالق امید اجتماعی است، اما به ‌شرطی که این روایت واقعی باشد، نه کاذب. خطر زمانی جدی می‌شود که روایت‌هایی برجسته شود که ظاهراً امیدبخش ‌است، اما جامعه را از مسیر واقعی توسعه منحرف می‌کند. امید زمانی مؤثر است که به حرکت منتهی شود؛ حرکتی برای بهتر زیستن، رشد اقتصادی و شکوفایی ملی. باید دید پس از این رخداد ۱۲ روز جنگ، مردم چگونه از آن یاد خواهند کرد. اگر «خردمندی علمی» را در حکمرانی به کار گیریم، روایت امیدبخش ساخته می‌شود. امید واقعی زمانی شکل می‌گیرد که روایت جمعی ما با خرد علمی مدرن پیوند برقرار کند. در غیر این‌ صورت، امید هم به ابزاری برای انکار واقعیت بدل می‌شود.

آیا ما توانسته‌ایم چنین «روایت‌های ملی» خلق کنیم تا در سایه آن، مصالح عمومی ایرانیان مشخص شود؟

این پرسشی بنیادی است. در این زمینه می‌خواهم به کتابی اشاره کنم که به ‌زودی با عنوان «انسان ایرانی؛ آینده ایران» منتشر می‌شود. در این کتاب، با نگاهی تحلیلی و تاریخی، تلاش کرده‌ام به این پرسش پاسخ دهم که ایران چیست، چگونه آن را شناخته‌ایم، از تاریخ پرفرازونشیب‌مان چه آموخته‌ایم و چگونه می‌توانیم با عبور از دوران‌های انحطاط، آینده‌ای روشن‌تر برای آن ترسیم کنیم. پیشنهاد می‌کنم منتظر انتشار آن باشید؛ چراکه این مباحث در آن با دقت و عمیق دنبال شده ‌است.

می‌توان عاشق ایران بود، اما منتقد برخی سیاست‌ها شد؟ این تناقض چگونه قابل درک و مدیریت است؟

بله، این مسئله در تفاوت میان «فرد» و «جامعه» ریشه دارد. جامعه فقط مجموعه‌ای از انسان‌ها نیست؛ بلکه از کنار هم قرار گرفتن رفتارها و نگرش‌ها و برهم‌کنش‌های فردی، ویژگی‌هایی جمعی برمی‌آید که لزوماً در تک‌تک افراد وجود ندارد. این تناقض که مطرح می‌کنید، ناشی از نادیده‌ گرفتن همین تمایز است. حکمرانی، امری مقدس یا تغییرناپذیر نیست. سیاست‌گذار باید به منافع و خواست مردم توجه کند، اما ما هنوز گرفتار این تصور هستیم که اگر «افراد اصلح» به قدرت برسند، همه‌ چیز حل می‌شود.

در حالی‌ که تجربه‌های جهانی نشان داده‌ حتی نیک‌نیت‌ترین مدیران نیز در اثر پیچیدگی ساختار اجتماعی، تصمیم‌هایی می‌گیرند که «ناخواسته» یا «نامنتظر» به نتایج منفی منجر می‌شود. آنچه اهمیت دارد، نقدپذیری و یادگیری از پیامدهاست. دوست ‌داشتن ایران به‌ معنای سکوت در برابر خطا نیست؛ بلکه نقد آگاهانه، نشانه‌ای از تعلق واقعی به این سرزمین است.

ایرنا


برچسب‌ها: دکتر رضا منصوری, روایت جمعی, خرد علمی, امیدآفرینی
 |+| نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم مرداد ۱۴۰۴ساعت 10:21  توسط بهمن طالبی  | 

گرتا تونبرگ فعال اجتماعی بیست و دو ساله ی سوئدی در پاسخ به ترامپ، که او را «زن جوان عصبانی» توصیف کرده و به او پیشنهاد داده بود «در یک دوره مدیریت خشم شرکت کند» گفت:

«من واقعا فکر می‌کنم دنیا به زنان جوان عصبانی بیشتری نیاز دارد، مخصوصا با توجه به اتفاقاتی که الان می‌افتد.»


برچسب‌ها: گرتا تونبرگ, نسل کشی در غزه
 |+| نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم خرداد ۱۴۰۴ساعت 9:42  توسط بهمن طالبی  | 

عباس عبدی فعال سیاسی و رسانه‌ای اصلاح‌طلب در روزنامه اعتماد نوشت: ۴۰ روز پیش یادداشتی نوشتم درباره عملکرد و دخالت‌های عجیب نمایندگان در عزل و نصب‌ها. خطاب آن به آقای پزشکیان بود که مرز میان وفاق و باج را باید در نظر گرفت.

تا آنجا که شنیده‌ام آقای پزشکیان دستور تهیه گزارشی رسمی در این زمینه را نیز صادر کرده‌اند و گویا گزارشی هم آماده شده است و امیدوارم با انتشار آن همه ما نسبت به واقعیت آشناتر شویم.

سه روز بعد از آن یادداشت مرکز رسانه مجلس، پاسخی داد که دفاعیه‌ای از نمایندگان بود که در قالب توجیه کامل و تکذیب بدیهیات بود . گمان کردم که پس از آن یادداشت‌ها نمایندگان مجلس در ادامه این راه تجدید نظر خواهند کرد. تا اینکه آقای همتی، وزیر سابق اقتصاد نیز درخواست‌های نادرست در زمینه انتصابات برخی نماینگان را متذکر شد. درخواست‌هایی که به آنها تن نداده است.

سخنگوی هیئت رییسه مجلس بلافاصله علیه اظهارات همتی موضع گرفت و اتهام باج‌گیری از طرف او را تحریفی از وظیفه نظارتی مجلس معرفی کرد و حتی مدعی شد که اینها نظرات مشورتی است! البته این انتقاد به آقای همتی وارد است که باید در همان جلسه استیضاح به این مورد اشاره می‌کرد و اجازه نمی‌داد که بیان آن به ۳ ماه بعد موکول شود.

نکته اینجا است که برخلاف ادعای مجلس، یکی از وزرای اقتصادی آقای رییسی که طبعا با مجلس قرابت و نزدیکی داشت نیز در ویدیویی این رفتار نمایندگان را به وضوح شرح می‌دهد و برخی از خود نمایندگان نیز مکرر در این باره سخن گفته‌ و افشاگری کرده‌اند.

با اطمینان می‌توان گفت که این نحوه دفاع سخنگوی هیئت رییسه مجلس از این دخالت‌های ناموجه و مسئله‌دار، نوعی موجه کردن عملکرد و کارهای نمایندگان است که در چارچوب وظایف نمایندگی نیست. زیرا همه نمایندگان به خوبی می‌دانند که دارند چه کار می‌کنند و همه وزرا و استانداران و سایر مسئولان نیز به خوبی می‌دانند که نمایندگان در حال انجام چه کارهایی هستند و اگر این کارها مسئولیت نظارتی است پس بهتر است فاتحه دولت را خواند. به عبارت دیگر این تکذیبیه آقای سخنگو به مراتب از اصل دخالت‌های آنان بیشتر مورد انتقاد است.

بنابراین با این تأییدیه آقای سخنگو می‌توان گفت که مسئله فقط این نماینده و آن نماینده نیست، کلیت مجلس از این رفتار دفاع می‌کند و مرز دولت و مجلس را مخدوش کرده و رابطه قدرت و مسئولیت را به هم زده است. از اینجا به بعد مخاطب این یادداشت وزرا و آقای رییس‌جمهور هستند.

اگر این رفتار را لازمه حقوق نمایندگان می‌دانید، پس دیگر هیچ توجیهی از شما در موضوع افراد و انتصابات پذیرفتنی نیست و باید مسئولیت همه انتصابات و عملکرد آنها را بپذیرید. اگر این را قبول ندارید که بدون استثنا آن را نمی‌پذیرید، باید خیلی صریح و روشن در برابر این تکذیبیه سخنگوی هیئت‌ رییسه مجلس واکنش نشان بدهید. حدی از تعامل پذیرفتنی است، ولی این وضعیت در حد فاجعه است. آقای رییس‌جمهور می‌تواند و باید با هماهنگی رییس مجلس و رییس قوه قضاییه تمهیداتی بیندیشند که دست نمایندگان را از دخالت در اجرا و انتصابات کوتاه کنند و همه آنان باید متحد و کنار یکدیگر عمل کنند، در غیر این صورت هر گونه ناکارآمدی مستقیما متوجه دولت و وزرا است.

اگر قرار باشد برای بقای در صندلی وزارت از پست‌های دولتی و حقوق مردم مایه گذاشته شود این کار به مراتب زشت‌تر از کار کسانی است که افرادی از خود را برای این پست و آن پست معرفی و اجبار می‌کنند. مسئولیت همه امور با آقای رییس‌جمهور و وزرا و استانداران است. فردا نمی‌توانید مثل وزیر قبلی سه ماه پس از برکناری سخن بگویید. همین امروز آغاز به سخن و عمل کنید، فردا پذیرفتنی نیست.


برچسب‌ها: عباس عبدی, روزنامه اعتماد
 |+| نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم خرداد ۱۴۰۴ساعت 11:36  توسط بهمن طالبی  | 
مطالب قدیمی‌تر
  بالا