متوسطه دوم و درس های ناگفته!
 
 
فقط از فهمیدن توست که می ترسند
 

آقای رئیس‌جمهور، برای ثبت در تاریخ می‌نویسم که نسل‌های بعدی فکر نکنند همه ایرانیانی که دستی در آب داشتند، در مقابل همه ایده‌های نادرست و اقدامات غلط سکوت کردند و دم برنیاوردند.

من البته به اندازه سر سوزنی امید ندارم که این ساختار سیاسی و سیاستی، این الگوی توسعه، این نظام برنامه‌ریزی و ساختار منافعی که حول آب و پروژه‌های آبی شکل گرفته، به حرف امثال من اندک توجهی کند. اما خب مملکت‌مان است، دلم می‌سوزد، خانه و کاشانه و اموال و اقامت کانادا هم ندارم، باید بنویسم شاید به دست شما رسید و کاری کردید.

آقای رئیس‌جمهور پزشکیان، آب تهران هم مثل آب بقیه مملکت بر اثر سال‌ها اصرار بر الگوی توسعه غلط به وضعیت بحرانی رسیده است. در خبرها آمده بود که برای راه‌حل آب تهران، قرار است آب دریا را شیرین‌سازی کنند و به تهران برسانند. وزیر نیروی شما از در دستورکار بودن شیرین‌سازی ۲ میلیارد متر مکعب آب گفته است.

آقای رئیس‌جمهور، می‌شود لطف کنید از آن‌ها که می‌خواهند آب تهران را با شیرین‌سازی و انتقال آب دریا از خلیج فارس و دریای عمان تأمین کنند، چند سؤال بپرسید و جواب‌شان را با من رعیت و بقیه شهروندان به اشتراک بگذارید؟

یک. طراح، پشتیبان و پیش‌برنده پروژه تأمین آب تهران از طریق شیرین‌سازی آب دریا کیست؟ کدام شرکت است؟

دو. آیا طراحان، حامیان و پشتیبانان این طرح حاضرند اسناد مطالعات مهندسی، اقتصادی، محیط‌زیستی، اجتماعی و امنیتی این طرح را منتشر کنند؟ حاضرند در یک نشست مطبوعاتی با حضور متخصصان و رسانه‌ها از طرح‌شان دفاع کنند؟

سه. آیا حاضرند به ملت ایران اعلام کنید که قیمت هر متر مکعب آبی که از خلیج فارس و دریای عمان شیرین‌سازی شده و به تهران می‌رسد چند دلار یا یوروست؟ هزینه سرمایه‌گذاری و عملیات در تأسیسات شیرین‌سازی و انتقال تا تهران چقدر است؟

چهار. با آن مقدار سرمایه‌گذاری، کلاً چقدر آب به تهران انتقال پیدا می‌کند؟ مقدار آب منتقل‌شده در نسبت با هدررفت شبکه آب شرب و بهداشت تهران چقدر است؟

پنج. چرا به جای این‌که کار پایداری نظیر کاهش هدررفت در شبکه شرب و بهداشت تهران را انجام دهید/دهند؛ دنبال انتقال آب از هزار کیلومتر آن‌طرف‌تر هستند؟

شش. آیا هزینه‌های کاهش هدررفت در شبکه شرب و بهداشت تهران (و هزینه سایر گزینه‌ها نظیر تصفیه، بازچرخانی، و ...) را با هزینه انتقال آب مقایسه کرده‌اند؟ آقای رئیس‌جمهور شما مقایسه این هزینه‌ها را می‌دانید؟

هفت. آیا می‌خواهند آب را از هزار کیلومتر آن‌طرف‌تر با هزینه چند دلار بر هر متر مکعب شیرین کنند و به تهران بیاورند و بعد نزدیک به ۳۵ درصد آن‌را در شبکه‌های آب این شهر هدر بدهند؟

هشت. وقتی الان نمی‌توانید هزینه تمام‌شده آب فعلی (احتمالاً کمتر از ۱۵ هزار تومان در هر متر مکعب) را از مردم بگیرید، و تازه ۳۵ درصد آن هم در شبکه ی فرسوده هدر می رود؛ می‌خواهید هزینه آب شیرین‌سازی و منتقل‌شده به قیمت هر متر مکعب چند دلار را بگیرید؟

نه. با همین رویه که تهران، جمعیت‌پذیر و بزرگ می‌شود، و هیچ کاری برای مدیریت و کاهش مصرف آب نمی‌کنید، چند سال دیگرش که این آب انتقالی از خلیج فارس هم کم آمد، چه می‌کنید؟ دوباره آب منتقل می‌کنید؟ اصلاً پولی باقی مانده که صرف این نادانی‌ها کنید؟

آقای رئیس‌جمهور

وزیر نیرو گفته شیرین‌سازی ۲ میلیارد مترمکعب آب دریا در دستور کار است.

خیلی سرراست و خودمانی‌اش این است: حکمرانی آبی که نتواند ۱۰۳ میلیارد مترمکعب آب تجدیدپذیر این کشور را به گونه‌ای مدیریت کند که تضمین‌کننده ظرفیت زیست‌پذیری سرزمین باشد. آن موقع که ۱۳۰ میلیارد مترمکعب بود هم نتوانست این کار را انجام دهد. با اضافه شدن 2 میلیارد مترمکعب آب دریا هم به جایی نمی‌رسد. البته ساخت‌وساز و کاسبی خوبی برای شرکت‌های سازنده است!

آقای رئیس‌جمهور، شما خیلی سؤال می‌پرسید، یک بار هم این سؤالات را بپرسید و اگر جوابی شنیدید، به من رعیت و بقیه شهروندان هم اطلاع دهید.

آقای رئیس‌جمهور اگر بتوانید طراحان، حامیان و ذینفعان طرح‌های شیرین‌سازی و انتقال آب را وادار کنید در یک نشست رسانه‌ای در برابر آدم‌های متخصص و رسانه‌های مستقل از ایده‌های‌شان دفاع کنند، گام بزرگی برای عقلانیت برداشته‌اید. امتحان کنید.

نوشته دکتر محمد فاضلی


برچسب‌ها: مافیای آب ایران, دکتر محمد فاضلی, حکمرانی آب
 |+| نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم آبان ۱۴۰۴ساعت 6:23  توسط بهمن طالبی  | 

یکی از موضوعات محوری که مسعود پزشکیان نه فقط از زمانی که ردای ریاست‌جمهوری پوشید، بلکه از همان هنگامه ورود به کارزار انتخابات بر آن تأکید داشت، مسئله چابک‌سازی دولت، و همین‌طور عملیاتی‌سازی بودجه و پرداخت اعتبار و منابع مالی به دستگاه‌ها در ازای کار انجام شده بود. پزشکیان بارها به این مهم اشاره کرده است که نظام پرداخت بودجه در کشور ما نظامی معیوب است و باید تجدیدنظری اساسی در آن صورت گیرد. به نحوی که بودجه هر نهاد به نسبت خروجی آن و گره‌ای که از مشکلات کشور می‌گشاید تخصیص پیدا کند؛ به این ترتیب باید ارگان‌ها و نهادهایی که عملکرد قابل‌توجهی ندارند، از گردونه دریافت/ پرداخت بودجه حذف شوند.

این مقوله البته صرفا ناظر به نهادها نیست و رئیس‌جمهور بر لحاظ کردن این امر در پرداخت حقوق و دستمزد کارکنان دولت نیز تأکید دارد؛ به این ترتیب که معیار پرداخت حقوق به کارمندان دستگاه‌های دولتی نه بر مبنای ساعات حضور در محل کار، که باید بر اساس خروجی و میزان و کیفیت کار انجام شده تغییر یابد.

پزشکیان همواره از بزرگی دولت نیز گلایه داشته و معتقد است به منظور کاستن از ناترازی در منابع مالی، لازم است نهادهایی که کارکردهای موازی دارند در هم ادغام شوند تا بدین شکل از هدررفت منابع پیشگیری شود. انجام این فرآیند همچنین به کوچک‌سازی و چابک‌سازی دولت نیز می‌انجامد و افزایش بهره‌وری را در پی خواهد داشت.

آخرین اشاره رئیس‌جمهور به این موضوع در جریان سفر وی به استان اردبیل مطرح شد که در این‌باره اظهار داشت: دولت زیادی بزرگ شده است، درآمد ندارد و لذا تمام درآمد را صرف بزرگ شدن خود می‌کند، پول کم می‌آورد، پول چاپ می‌کند و تورم ایجاد می‌کند.

پزشکیان هم‌چنین گفت: باید خودمان را جمع کنیم، ما آماده هستیم که دربِ بسیاری از این ادارات و سازمان‌ها را ببندیم، کارکنان را هم ادغام کنیم،‌ نمی‌توانیم آنها را اخراج کنیم، نان کسی را قطع نمی‌کنیم اما کاری کنیم که هزینه بیجا درست نکنیم. بروند در خانه خود بنشینند، حقوق و اضافه کار آنها را هم می‌دهیم، حداقل بیش از این خرج نکنیم.

در این راستا حسین راغفر استاد دانشگاه و اقتصاددان، ضمن تأکید بر ضرورت حذف دستگاه‌هایی که کار موازی انجام می‌دهند، اظهار داشت: البته یکی از بهترین مجاری پیشبرد این ایده که اتفاقا مصادیق زیادی هم دارد خودِ دولت و معاونت‌های ریاست‌جمهوری است که هم‌پوشانی‌هایی با برخی وزارتخانه‌ها دارد؛ به عنوان مثال در دولت «معاونت علمی و فناوری» رئیس جمهور وجود دارد، از طرفی «وزارت علوم، تحقیقات و فناوری» هم هست. نکته اینجاست که همه اعضای معاونت، اعضای هیئت علمی دانشگاه‌های زیر مجموعه وزارت علوم هستند و بودجه اصلی را اتفاقا اینها می گیرند.

چه اشکالی دارد همه این منابع و مأموریت‌ها -همچنان که قبلا چنین بوده است- به دانشگاه‌ها سپرده شود؟ به این ترتیب هزینه‌ها به شدت کاهش پیدا می‌کند و پویایی در دانشگاه‌ها هم بیشتر می‌شود. بنابراین کوچک کردن دولت به ویژه در مواردی که کار موازی می‌کنند، می‌تواند خیلی مفید باشد.

هم‌چنین صدها نهاد فرهنگی در کشور وجود دارد که کارهای مشابه انجام می‌دهند. به عنوان مثال وجود رشته‌های دانشگاهی در حوزه‌های علوم و معارف دینی از این جمله‌ است. به هرحال اگر نهادی با عنوان «حوزه‌ علمیه» در کشور وجود دارد، این سوال مطرح است که جایگاه این رشته‌ها در دانشگاه‌ها چیست؟

تعداد زیادی نهاد فرهنگی در کشور شکل گرفته‌اند و منابع خیلی کلانی هم در اختیار آنها است، اما این نهادها متولی کارهایی هستند که بخش خصوصی آن‌ها را خیلی بهتر انجام می‌دهد، البته اگر این فرصت به بخش خصوصی داده شود. ولی با این شرایط، بخش خصوصی قادر به رقابت با این نهادهای فرهنگی نیست.

رسانه‌های وابسته به این نهادهای فرهنگی نیز فاقد کارایی لازم می‌باشند، و با وجودی که ارگان‌هایی که از بودجه عمومی استفاده می‌کنند باید نسبت به عملکردشان پاسخگو باشند، اما نه آن نهادهای فرهنگی و نه رسانه‌های وابسته به آنها اینگونه نیستند!

اساسا منطق بودجه این است: منابع محدود و تقاضاهای گسترده داریم که باید آنها را اولویت‌بندی کنیم و متناسب با بودجه به آنها امکانات بدهیم، بنابراین با عملیاتی شدن این فرآیند می‌توان به ایجاد تحول در روند تخصیص بودجه امید داشت.

راغفر البته این گفته را که برخی مدعی بزرگی بیش از اندازه دولت هستند رد کرد و اظهار داشت: شاخص‌های اقتصادی این را تأیید نمی‌کند. شاخص متعارف اندازه دولت در همه کشورها، نسبت مخارج عمومی به تولید ناخالص داخلی است، که این رقم در بسیاری از کشورهای جهان از جمله کشورهای صنعتی اروپای غربی بیش از ۳۷ درصد است، اما در ایران این رقم ۱۳ درصد است. بنابراین این گزاره که دولت در ایران بزرگ است، گزاره درستی نیست. معنای دیگر پایین بودن درصد نسبت مخارج عمومی به تولید ناخالص داخلی در ایران آن است که دولت عملا برای اجرای تعهدات خودش نسبت به جامعه منابع ندارد. در ایران بخش قابل توجهی از منابع دولت صرف بروکراسی دستگاه‌های اداری می‌شود و در عوض خدماتی که انتظار می‌رود دولت به جامعه ارائه دهد، محقق نمی‌شود، بنابراین نباید پرسش این باشد که آیا دولت بزرگ است یا کوچک؟ سوال باید این باشد که آیا دولت کار می‌کند یا نه؟

در کشورهای صنعتی غربی یکی از کارهای اساسی دولت، ارائه خدمات عمومی مثل آموزش و پرورش و بهداشت به جامعه است، و این خدمات در وسعت گسترده‌ای انجام می شود تا آن‌جا که بخش عمده فعالیت اجرایی کشورها معطوف به ارائه این خدمات است، افزود: در کشورها ما به خصوص بعد از جنگ تحمیلی ۸ ساله عملا دولت سعی کرده از مسئولیت‌های اجتماعی خودش دست بشوید. در کل باید متذکر شویم سهم مخارج عمومی نسبت به تولید ناخالص داخلی در ایران یکی از پایین‌ترین‌ها است و همین مسئله یکی از دلایل ناکارآمدی است.

خبرگزاری ایرنا

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم آبان ۱۴۰۴ساعت 22:46  توسط بهمن طالبی  | 

تازه‌ترین مطلبی که از رئیس ‌جمهور پزشکیان درباره بودجه کل کشور برای سال 1405 منتشر شده این است که گفت تلاش می‌کنیم بودجه سال آینده را بدون کسری تنظیم کنیم.

البته تصمیم خوبی است، ولی کافی نیست. مشکلات بودجه کشور فقط کسری نیست بلکه مهم‌تر از کسری بودجه، اتلاف بودجه است. اگر رئیس ‌جمهور بتواند بودجه کل کشور را از این هر دو مشکل نجات دهد، می‌توان گفت کاری کرده است کارستان.

درباره کسری بودجه به این جهت که خود رئیس ‌جمهور درصدد جلوگیری کردن از آن است مطلبی نمی گوییم و در اینجا می‌پردازیم به موضوع اتلاف بودجه.

خوشبختانه درباره اتلاف بودجه، خود رئیس ‌جمهور علاوه بر این که اطلاعات خوبی دارد، از انگیزه قابل تحسینی برای مقابله با آن نیز برخوردار است. تعبیر «دستگاه‌های بی‌خاصیت» که بودجه می‌گیرند ولی کاری انجام نمی‌دهند، از ابداعات خود ایشان است. رئیس جمهور در چند مورد با حرارت زیاد که پیدا بود ناشی از مخالفت شدید تخصیص بودجه به چنین دستگاه‌هائی است سخن گفت به طوری که از تک ‌تک کلماتی که به کار می‌برد عزم جزم شخص وی برای حذف بودجه این دستگاه‌ها قابل درک است

با توجه به اینکه درباره این دستگاه‌های بی‌خاصیت و تلف‌کننده بودجه در سال‌های اخیر مطالب زیادی گفته و نوشته شده، لزومی ندارد از آنها نام ببریم یا درباره عملکردشان مطالب جدیدی بنویسیم. شاید اشاره به این نکته کافی باشد که این دستگاه‌ها علیرغم بودجه زیادی که می‌گیرند اولاً به هیچ یک از اهداف تعیین شده دست نیافته‌اند و ثانیاً یکی از کارهای اصلی‌شان کارشکنی علیه دولت و ایجاد دردسر برای نظام و کشور است. بسیار غم‌انگیز است که عده‌ای از بیت‌المال استفاده کنند و به جای حل یک مشکل از صاحبان بیت‌المال که مردم هستند، ده‌ها مشکل برای آنها به وجود بیاورند. چنین روش خلافی را که از مصادیق بارز «اتلاف بودجه» است در هیچ کشوری نمی‌توان سراغ گرفت.

غم‌انگیزتر اینست که این اتلاف بودجه در جامعه‌ای صورت می‌گیرد که در آن ده‌ها میلیون نفر زیر خط فقر قرار دارند، هنوز عده‌ای در کپرها زندگی می‌کنند، عده‌ای از کودکان در بعضی مناطق هنوز شناسنامه ندارند، با اینکه قانون اساسی آموزش و پرورش را در تمام سطوح رایگان اعلام کرده بسیاری از خانواده‌ها برای آموزش فرزندانشان مشکل دارند، تبعیض و بی‌عدالتی آموزشی بسیاری از خانواده‌ها را رنج می‌دهد، بی‌کاری نرخ بالایی دارد، اکثر مردم برای درمان مشکل دارند، بازنشسته‌ها دچار دغدغه معیشتی هستند و گرانی‌های روزافزون بر معیشت مردم سایه افکنده است!

این بارها بر دوش مردمی سنگینی می‌کنند که در برابر توطئه‌های دشمنان همواره با وحدت و همبستگی می‌ایستند و تاکنون با روشن‌ترین مواضع عملی خود نشان داده‌اند حتی در سخت‌ترین شرایط زندگی حاضر نیستند کاری کنند که دشمنان این کشور کمترین احساس شادی را در دلشان تجربه نمایند.

دولتمردان ما و در رأس آنها شخص رئیس ‌جمهور باید در برابر این همه فداکاری، تمام تلاش خود را برای قدردانی از چنین ملتی بکار بگیرند. قدردانی از ملت را نباید در شعارها و وعده‌ها محدود نگهداشت. اکنون زمان مناسبی است که رئیس ‌جمهور پزشکیان از محدوده شعار و حرف درمانی خارج شود و بدون رعایت ملاحظات معموله اقدام به جراحی لایحه بودجه کل کشور نماید. حذف بودجه دستگاه‌های بی‌خاصیت و هزینه کردن آن برای حل مشکلات اقشار ضعیف، باید در رأس برنامه‌های رئیس ‌جمهور در تدوین لایحه بودجه کل کشور باشد.

می‌دانیم که حذف بودجه دستگاه‌های بی‌خاصیت و نیروهای آویزان و مزاحم، کار آسانی نیست و سدهای بزرگی در برابر آن قرار دارند، ولی این را هم باید بدانیم که رئیس‌ جمهور بر این جایگاه تکیه نزده که از جاده آسفالته‌ای که هیچ مانعی در برابرش نباشد عبور کند. او باید در جاده‌ ای پر از سنگلاخ‌ براند، از سدها عبور کند و با موانع بجنگد تا بتواند کشور را از فقر و مشکلات نجات بدهد. فقط در اینصورت است که رئیس ‌جمهور می‌تواند کارنامه موفقی داشته باشد.

روزنامه جمهوری اسلامی


برچسب‌ها: کسر بودجه, اتلاف بودجه, سازمان های بی خاصیت
 |+| نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم آبان ۱۴۰۴ساعت 18:35  توسط بهمن طالبی  | 
  بالا