متوسطه دوم و درس های ناگفته!
 
 
فقط از فهمیدن توست که می ترسند
 

به هیچ ورد دگر نیست حاجت ای حافظ

دعای نیم شب و درس صبحگاهت بس


قوی کسی است که نه منتظر می ماند خوشبختش کنند؛ نه اجازه

می دهد بدبختش کنند. مارلون براندو


دوستان عزیز برای مطالعه ی مطالب انتخاب رشته، انتخاب شغل و مطالعه ی

تست های شغل یاب هالند و گوکلن « اینجا » را کلیک کنید.

 |+| نوشته شده در  جمعه دوم تیر ۱۳۹۶ساعت 22:54  توسط بهمن طالبی  | 

کورش احمدی دیپلمات بازنشسته در روزنامه شرق در باره تحریم های بیست سال گذشته و اینکه اگر رفع نشوند نوشت: تحریم ما و هم‌زمان رشد چشمگیر اقتصادی و تکنولوژیک برخی از کشورهای منطقه می‌تواند تهدیدات امنیتی برای ما ایجاد کند. در چنین شرایطی ضرورت دارد که لغو تحریم‌ها به هر قیمت و بیشتر از هر زمان دیگری در دستور کار مقامات ما باشد. تورم ناشی از تحریم به‌اضافه سوءمدیریت و فساد گسترده که هم‌افزایی دارند و متقابلا یکدیگر را تشدید می‌کنند، بیش ‌از این نباید و نمی‌تواند ادامه یابد. عوارض تحریم برای اقتصاد و اجتماع که ما را به مرحله اضمحلال ساختاری رسانده، به شرح زیر خلاصه می شود:

1. تحریم و سوءمدیریت هم‌افزایی دارند و یکدیگر را تقویت می‌کنند. تحریم با ایجاد فرصت و انگیزه موجب سیستمیک‌شدن سوءمدیریت می‌شود. با مقصر جلوه‌دادن قدرت‌های خارجی، دست مردم و رسانه‌ها برای پاسخ‌گوکردن مقامات بسته می‌شود و مسئولان بی‌کفایت حاشیه امن پیدا می‌کنند. با رشد بدگمانی‌ها، پدیده "خودی و غیرخودی" و اصل وفاداری به جای تخصص بیش‌ از پیش مبنای کار قرار می‌گیرد و سمت‌های اصلی به خودی‌های ظاهرا وفادار اما فاقد صلاحیت سپرده می‌شود. با تشدید روند حذف افراد شایسته، در مدت 20 سال گذشته مهاجرت نخبگان و فرار سرمایه سرعت گرفته است. برنامه‌ریزی درازمدت عملا منتفی شده و مقامات مستمرا درگیر روزمرگی و مدیریت بحران با هدف تأمین ارزاق و جلوگیری از کاهش ارزش پول ملی برای دوره‌های کوتاه هستند. درآمدها به جای اینکه صرف طرح‌های اصولی و جلوگیری از افزایش ناترازی‌ها و رشد فناوری شود، صرف تحقق برنامه‌های کوتاه‌مدت پوپولیستی می‌شود. رشد شوراها و کمیته‌های ویژه و...‌ کاهش اختیارات وزارتخانه‌ها و ایجاد یک بوروکراسی موازی بدون هرگونه نظارت را در پی داشته‌ است. قیمت‌گذاری تصنعی و نرخ‌های متعدد ارز موجب اختلال بیشتر در بازار و جایگزینی بورس‌بازی به جای تولید و تجارت واقعی شده‌ است.

2. تحریم محیط را برای رشد فساد سیستمیک مساعد کرد. مخفی‌کاری، اختلال در سازوکار بازار و شکل‌گیری شبکه‌های مخفی برای دورزدن تحریم‌ها موجب رشد فساد شده‌ است. بسته‌بودن راه‌های قانونی و عرفی برای تجارت، توسل به مسیرهای غیرشفاف برای تجارت را الزامی کرده‌ است. با محدودشدن شبکه بانکی، واسطه‌ها امکان رشد یافته‌اند. لایه‌هایی از شرکت‌های صوری و پوششی و تراستی‌ها و اشخاص مطمئن در داخل و کشورهای مسیر به وجود آمده‌اند که باید در تاریکی مقادیر هنگفتی پول را از راه‌های غیرقانونمند جابه‌جا کنند. در نتیجه، مقامات و نخبگان دولتی دسترسی غیرشفاف و نامحدودی به پول‌های بی‌حساب دارند. همچنین تحریم موجب حذف رقابت شده و بازار داخلی و بخشی از تجارت خارجی در انحصار شبکه‌های قدرتمند معدودی قرار گرفته‌ است. این شبکه‌های مورد اعتماد حق انحصاری برای واردات و صادرات و تجارت داخلی یافتند و عملا توانستند خدمات خود را به هر قیمتی عرضه کنند. به ‌این‌ ترتیب، طبقه‌ای از کاسبان تحریم شکل گرفت و در موقعیت بهره‌بردن از اقتصاد بسته و زمینه‌سازی برای تداوم تحریم قرار گرفت. از آنجا که کمبود کالا یکی از پیشران‌های اصلی فساد است، رشوه و قاچاق به یک صنعت پررونق تبدیل شده‌ است. در نتیجه، بخشی از تولید ناخالص ملی غیررسمی و زیرزمینی شده و دولت امکان کسب مالیات و وضع مقررات را از دست داده است و نهادهای رسمی ضعیف‌تر شده‌اند. همچنین نقض قوانین با هدف دورزدن تحریم‌ها عملی پسندیده و میهن‌دوستانه به نظر آمده و مرزهای بین کمک به مردم و سودجویی شخصی مخدوش شده‌ است. مبالغ کلانی از پول عمومی که بدون امکان حسابرسی در اختیار شبکه‌های نامرئی است، راه را برای رشد بیشتر اختلاس هموارتر کرده‌ است.

3. مشکل تورم مزمن و خانمان‌برانداز 20ساله بدون لغو تحریم‌ها رفع‌شدنی نیست. تحریم و تورم از طریق زنجیره پیچیده‌ای از کنش و واکنش‌ها مکمل یکدیگر و مسبب کاهش ارزش پول ملی‌اند. تحریم موجب محدودیت صادرات و دسترسی به نظام بانکی بین‌المللی و کاهش دسترسی به ارزهای قوی می‌شود که کاهش واردات و افزایش بهای کالاهای وارداتی را در پی دارد. اختلال در زنجیره‌ عرضه موجب افزایش هزینه‌های لجستیک و بیمه و نیاز به واسطه‌ها و استفاده از راه‌های پیچیده حمل برای دورزدن تحریم‌هاست که باعث افزایش بهای کالاها می‌شوند. همچنین تولیدکنندگان داخلی که با مشکل تأمین اقلام اولیه و واسطه‌ای و قطعات وارداتی مواجه‌اند، ناچار از افزایش قیمت‌ها هستند. تحریم همچنین موجب کاهش انواع درآمدهای دولت می‌شود. اما هزینه‌های دولت مانند دستمزدها، هزینه‌های نظامی و امنیتی و یارانه‌ها افزایش می‌یابند. قرض از بانک مرکزی برای پوشش هزینه‌ها بر حجم نقدینگی می‌افزاید و پول بیشتر و کالای کمتر موجب افزایش قیمت‌ها می‌شود. ابعاد روانی نیز مؤثر است و ازجمله صِرف پیش‌بینی تورم، موجب تورم است؛ چراکه همه را به فکر احتکار و خرید پیشینی می‌اندازد.


برچسب‌ها: اقتصاد سیاست فرهنگ, تحریم, فساد مالی و اداری, تورم
 |+| نوشته شده در  سه شنبه دوم دی ۱۴۰۴ساعت 10:25  توسط بهمن طالبی  | 

ضعف ساختاری در اقتصاد خانوار، مسکن، محیط‌زیست و خدمات عمومی در ایران، کشورمان را در جایگاه ششم، پایین‌ترین کیفیت زندگی در سال‌۲۰۲۵ قرارداد. ایران در سال‌های اخیر با چالش‌های عمیق و ساختاری در حوزه مسکن و زیرساخت شهری مواجه بوده‌است؛ چالش‌هایی که مستقیما بر شاخص کیفیت زندگی اثر می‌گذارند. رشد مداوم قیمت مسکن، افت توان خرید خانوار، کاهش سرعت نوسازی و افزایش فرسودگی شهری باعث شده‌است که نسبت قیمت مسکن به درآمد خانوار در بسیاری از شهرهای بزرگ در سطوحی قرار گیرد که تامین سرپناه را به یکی از دشوارترین مسائل زندگی تبدیل کند.

همزمان وضعیت زیرساخت‌های حمل‌ونقل، شبکه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های خدمات شهری و کیفیت هوای کلان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شهرها فشار مضاعفی بر بخش شهری و رفاه روزمره مردم وارد کرده‌است. براساس گزارشی که Numbeo، (بزرگ‌ترین پایگاه داده‌های جهانی از هزینه و کیفیت زندگی در کشورهای مختلف)، منتشر کرد، در شاخص کیفیت زندگی سال‌۲۰۲۵، اختلاف میان کشورهای بالای جدول و انتهای جدول چشمگیر است. در این رتبه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌بندی که ۸۹‌کشور بررسی شده‌اند، لوکزامبورگ در جایگاه نخست و نیجریه در انتهای آن قرار گرفته‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌اند.

در این شاخص، ایران با رتبه ۸۴، رتبه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ای نزدیک به انتهای جدول دارد و ششمین کشور از پایین‌ترین سطح کیفیت زندگی را به خود اختصاص داده‌است. کشورهایی مانند لوکزامبورگ، هلند، دانمارک، عمان، سوئیس، فنلاند و نروژ به دلیل عملکرد قوی در ۹ زیرشاخص اصلی توانسته‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌اند امتیاز بالایی کسب کنند. این کشورها معمولا ترکیبی از ثبات اقتصادی، زیرساخت‌های شهری کارآمد، قدرت خرید بالا، امنیت اجتماعی، سلامت عمومی و محیط‌زیست پاک را ارائه می‌دهند، به‌ویژه توان مالی بالای خانوارها، حمل‌ونقل عمومی پیشرفته، شفافیت نهادی و کیفیت خدمات شهری نقش محوری در جایگاه بالای آنها داشته‌است.

در مقابل، ۱۰ کشور انتهای جدول شامل نیجریه، ونزوئلا، بنگلادش، سریلانکا، مصر، ایران، پرو، کنیا، ویتنام و فیلیپین، معمولا با مجموعه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ای از مشکلات هم‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌زمان روبه‌رو هستند. این کشورها اغلب با قدرت خرید بسیار پایین مواجهند؛ یعنی هزینه‌های زندگی نسبت به درآمد سنگین است. در برخی از آنها بی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ثباتی سیاسی، ناامنی، فساد و محدودیت دسترسی به خدمات بهداشتی و درمانی وضعیت را دشوارتر کرده‌است. آلودگی هوا، ترافیک، کیفیت پایین زیرساخت‌ها و مشکلات مسکن در بسیاری از این کشورها وضعیت کلی کیفیت زندگی را کاهش می‌دهد.

دنیای اقتصاد/ صدیقه نژادقربان


برچسب‌ها: کیفیت زندگی, حمل و نقل عمومی, پاکی هوا
 |+| نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم آذر ۱۴۰۴ساعت 6:55  توسط بهمن طالبی  | 

احمد طاهری ، رییس مرکز ملی هوا و تغییر اقلیم سازمان محیط زیست می گوید:

مطابق آخرین سیاهه انتشار آلودگی هوا در شهر تهران، سهم حدود ۶۰ درصدی در انتشار ذرات معلق و حدود ۸۰ درصدی در آلاینده‌های گازی، مربوط به منابع متحرک آلوده کننده ی هوا، یعنی خودروهای سواری، موتورسیکلت ها، اتوبوس ها و کامیون ها است. بقیه آلودگی ها، یعنی ۴۰ درصد ذرات معلق و ۲۰ درصد گازهای آلاینده، مربوط به منابع ساکن آلاینده مثل کارخانه ها و اماکن صنعتی، نیروگاه های برق، پمپ بنزین ها و کارگاه های ساخت خانه است.

از ۶۰ درصد آلودگی ذرات معلق، مربوط به منابع متحرک، خودروهای سواری حدود ۱۴ درصد، موتور سیکلت‌ها حدود ۱۰ درصد و کامیون‌ها حدود ۲۵ درصد و همچنین اتوبوس‌های واحد و اتوبوس‌های سرویس هم در همین حدود انتشار ذرات در شهر تهران به عهده دارند.

در کلان‌شهرهایی مثل تهران و مشهد، نقش منابع متحرک، پررنگ است و بیشترین سهم را در انتشار آلاینده‌ها دارند، اما در کلان‌شهرهایی مثل اراک و اصفهان نقش منابع ساکن افزایش پیدا می‌کند.


برچسب‌ها: آلودگی هوا, ذرات معلق, گازهای آلاینده, منابع متحرک آلاینده
 |+| نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم آذر ۱۴۰۴ساعت 6:30  توسط بهمن طالبی  | 

گردشگری بین‌المللی در سال ۲۰۲۴ تقریباً به سطح قبل از همه‌گیری رسید.

در سال ۲۰۲۴ حدود ۱.۴ میلیارد گردشگر بین‌المللی (شب‌مان) ثبت شده‌اند که ۱۱٪ (یعنی ۱۴۰ میلیون نفر ) بیشتر از ۲۰۲۳ است.

درآمد جهانی از گردشگری بین‌المللی در سال ۲۰۲۴ حدود ۱.۶ تریلیون دلار تخمین زده می‌شود، که ۴٪ بیشتر از ۲۰۱۹ است.

حساب کنید به طور متوسط هر گردشگر در سفر خود چقدر پول خرج کرده است؟

عکس هتل ترنج کیش


برچسب‌ها: گردشگری, اقتصاد ملی, سیاست اقتصاد فرهنگ
 |+| نوشته شده در  یکشنبه نهم آذر ۱۴۰۴ساعت 12:23  توسط بهمن طالبی  | 

در همین منطقه ما یک دانشگاه ½ میلیارد دلار بودجه دارد در صورتی که بودجه کل آموزش عالی ما حدود ۷۰۰ میلیون دلار است و این ۲۵ صدم از GDP ما طبق گزارش‌های مرکز پژوهش‌های مجلس است؛ درحالی‌که اسراییل ۵ درصد GDP خودش را به دانشگاه اختصاص داده است.

دکتر سیمایی صراف

وزیر علوم، تحقیقات و فناوری

با توجه به اطلاعات داده شده:

حساب کنید GDP ایران در حال حاضر چقدر است.

جی دی پی اسراییل ۵۴۰ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۴ بوده است، حساب کنید بودجه دانشگاهی در این کشور چقدر است؟

اسراییل چند برابر ما برای دانشگاه هایش پول خرج می کند؟


برچسب‌ها: تولید ناخالص داخلی, آر اند دی, بودجه های دانشگاهی, دکتر سیمایی صراف
 |+| نوشته شده در  چهارشنبه پنجم آذر ۱۴۰۴ساعت 17:36  توسط بهمن طالبی  | 

آقای رئیس‌جمهور، برای ثبت در تاریخ می‌نویسم که نسل‌های بعدی فکر نکنند همه ایرانیانی که دستی در آب داشتند، در مقابل همه ایده‌های نادرست و اقدامات غلط سکوت کردند و دم برنیاوردند.

من البته به اندازه سر سوزنی امید ندارم که این ساختار سیاسی و سیاستی، این الگوی توسعه، این نظام برنامه‌ریزی و ساختار منافعی که حول آب و پروژه‌های آبی شکل گرفته، به حرف امثال من اندک توجهی کند. اما خب مملکت‌مان است، دلم می‌سوزد، خانه و کاشانه و اموال و اقامت کانادا هم ندارم، باید بنویسم شاید به دست شما رسید و کاری کردید.

آقای رئیس‌جمهور پزشکیان، آب تهران هم مثل آب بقیه مملکت بر اثر سال‌ها اصرار بر الگوی توسعه غلط به وضعیت بحرانی رسیده است. در خبرها آمده بود که برای راه‌حل آب تهران، قرار است آب دریا را شیرین‌سازی کنند و به تهران برسانند. وزیر نیروی شما از در دستورکار بودن شیرین‌سازی ۲ میلیارد متر مکعب آب گفته است.

آقای رئیس‌جمهور، می‌شود لطف کنید از آن‌ها که می‌خواهند آب تهران را با شیرین‌سازی و انتقال آب دریا از خلیج فارس و دریای عمان تأمین کنند، چند سؤال بپرسید و جواب‌شان را با من رعیت و بقیه شهروندان به اشتراک بگذارید؟

یک. طراح، پشتیبان و پیش‌برنده پروژه تأمین آب تهران از طریق شیرین‌سازی آب دریا کیست؟ کدام شرکت است؟

دو. آیا طراحان، حامیان و پشتیبانان این طرح حاضرند اسناد مطالعات مهندسی، اقتصادی، محیط‌زیستی، اجتماعی و امنیتی این طرح را منتشر کنند؟ حاضرند در یک نشست مطبوعاتی با حضور متخصصان و رسانه‌ها از طرح‌شان دفاع کنند؟

سه. آیا حاضرند به ملت ایران اعلام کنید که قیمت هر متر مکعب آبی که از خلیج فارس و دریای عمان شیرین‌سازی شده و به تهران می‌رسد چند دلار یا یوروست؟ هزینه سرمایه‌گذاری و عملیات در تأسیسات شیرین‌سازی و انتقال تا تهران چقدر است؟

چهار. با آن مقدار سرمایه‌گذاری، کلاً چقدر آب به تهران انتقال پیدا می‌کند؟ مقدار آب منتقل‌شده در نسبت با هدررفت شبکه آب شرب و بهداشت تهران چقدر است؟

پنج. چرا به جای این‌که کار پایداری نظیر کاهش هدررفت در شبکه شرب و بهداشت تهران را انجام دهید/دهند؛ دنبال انتقال آب از هزار کیلومتر آن‌طرف‌تر هستند؟

شش. آیا هزینه‌های کاهش هدررفت در شبکه شرب و بهداشت تهران (و هزینه سایر گزینه‌ها نظیر تصفیه، بازچرخانی، و ...) را با هزینه انتقال آب مقایسه کرده‌اند؟ آقای رئیس‌جمهور شما مقایسه این هزینه‌ها را می‌دانید؟

هفت. آیا می‌خواهند آب را از هزار کیلومتر آن‌طرف‌تر با هزینه چند دلار بر هر متر مکعب شیرین کنند و به تهران بیاورند و بعد نزدیک به ۳۵ درصد آن‌را در شبکه‌های آب این شهر هدر بدهند؟

هشت. وقتی الان نمی‌توانید هزینه تمام‌شده آب فعلی (احتمالاً کمتر از ۱۵ هزار تومان در هر متر مکعب) را از مردم بگیرید، و تازه ۳۵ درصد آن هم در شبکه ی فرسوده هدر می رود؛ می‌خواهید هزینه آب شیرین‌سازی و منتقل‌شده به قیمت هر متر مکعب چند دلار را بگیرید؟

نه. با همین رویه که تهران، جمعیت‌پذیر و بزرگ می‌شود، و هیچ کاری برای مدیریت و کاهش مصرف آب نمی‌کنید، چند سال دیگرش که این آب انتقالی از خلیج فارس هم کم آمد، چه می‌کنید؟ دوباره آب منتقل می‌کنید؟ اصلاً پولی باقی مانده که صرف این نادانی‌ها کنید؟

آقای رئیس‌جمهور

وزیر نیرو گفته شیرین‌سازی ۲ میلیارد مترمکعب آب دریا در دستور کار است.

خیلی سرراست و خودمانی‌اش این است: حکمرانی آبی که نتواند ۱۰۳ میلیارد مترمکعب آب تجدیدپذیر این کشور را به گونه‌ای مدیریت کند که تضمین‌کننده ظرفیت زیست‌پذیری سرزمین باشد. آن موقع که ۱۳۰ میلیارد مترمکعب بود هم نتوانست این کار را انجام دهد. با اضافه شدن 2 میلیارد مترمکعب آب دریا هم به جایی نمی‌رسد. البته ساخت‌وساز و کاسبی خوبی برای شرکت‌های سازنده است!

آقای رئیس‌جمهور، شما خیلی سؤال می‌پرسید، یک بار هم این سؤالات را بپرسید و اگر جوابی شنیدید، به من رعیت و بقیه شهروندان هم اطلاع دهید.

آقای رئیس‌جمهور اگر بتوانید طراحان، حامیان و ذینفعان طرح‌های شیرین‌سازی و انتقال آب را وادار کنید در یک نشست رسانه‌ای در برابر آدم‌های متخصص و رسانه‌های مستقل از ایده‌های‌شان دفاع کنند، گام بزرگی برای عقلانیت برداشته‌اید. امتحان کنید.

نوشته دکتر محمد فاضلی


برچسب‌ها: مافیای آب ایران, دکتر محمد فاضلی, حکمرانی آب
 |+| نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم آبان ۱۴۰۴ساعت 6:23  توسط بهمن طالبی  | 

یکی از موضوعات محوری که مسعود پزشکیان نه فقط از زمانی که ردای ریاست‌جمهوری پوشید، بلکه از همان هنگامه ورود به کارزار انتخابات بر آن تأکید داشت، مسئله چابک‌سازی دولت، و همین‌طور عملیاتی‌سازی بودجه و پرداخت اعتبار و منابع مالی به دستگاه‌ها در ازای کار انجام شده بود. پزشکیان بارها به این مهم اشاره کرده است که نظام پرداخت بودجه در کشور ما نظامی معیوب است و باید تجدیدنظری اساسی در آن صورت گیرد. به نحوی که بودجه هر نهاد به نسبت خروجی آن و گره‌ای که از مشکلات کشور می‌گشاید تخصیص پیدا کند؛ به این ترتیب باید ارگان‌ها و نهادهایی که عملکرد قابل‌توجهی ندارند، از گردونه دریافت/ پرداخت بودجه حذف شوند.

این مقوله البته صرفا ناظر به نهادها نیست و رئیس‌جمهور بر لحاظ کردن این امر در پرداخت حقوق و دستمزد کارکنان دولت نیز تأکید دارد؛ به این ترتیب که معیار پرداخت حقوق به کارمندان دستگاه‌های دولتی نه بر مبنای ساعات حضور در محل کار، که باید بر اساس خروجی و میزان و کیفیت کار انجام شده تغییر یابد.

پزشکیان همواره از بزرگی دولت نیز گلایه داشته و معتقد است به منظور کاستن از ناترازی در منابع مالی، لازم است نهادهایی که کارکردهای موازی دارند در هم ادغام شوند تا بدین شکل از هدررفت منابع پیشگیری شود. انجام این فرآیند همچنین به کوچک‌سازی و چابک‌سازی دولت نیز می‌انجامد و افزایش بهره‌وری را در پی خواهد داشت.

آخرین اشاره رئیس‌جمهور به این موضوع در جریان سفر وی به استان اردبیل مطرح شد که در این‌باره اظهار داشت: دولت زیادی بزرگ شده است، درآمد ندارد و لذا تمام درآمد را صرف بزرگ شدن خود می‌کند، پول کم می‌آورد، پول چاپ می‌کند و تورم ایجاد می‌کند.

پزشکیان هم‌چنین گفت: باید خودمان را جمع کنیم، ما آماده هستیم که دربِ بسیاری از این ادارات و سازمان‌ها را ببندیم، کارکنان را هم ادغام کنیم،‌ نمی‌توانیم آنها را اخراج کنیم، نان کسی را قطع نمی‌کنیم اما کاری کنیم که هزینه بیجا درست نکنیم. بروند در خانه خود بنشینند، حقوق و اضافه کار آنها را هم می‌دهیم، حداقل بیش از این خرج نکنیم.

در این راستا حسین راغفر استاد دانشگاه و اقتصاددان، ضمن تأکید بر ضرورت حذف دستگاه‌هایی که کار موازی انجام می‌دهند، اظهار داشت: البته یکی از بهترین مجاری پیشبرد این ایده که اتفاقا مصادیق زیادی هم دارد خودِ دولت و معاونت‌های ریاست‌جمهوری است که هم‌پوشانی‌هایی با برخی وزارتخانه‌ها دارد؛ به عنوان مثال در دولت «معاونت علمی و فناوری» رئیس جمهور وجود دارد، از طرفی «وزارت علوم، تحقیقات و فناوری» هم هست. نکته اینجاست که همه اعضای معاونت، اعضای هیئت علمی دانشگاه‌های زیر مجموعه وزارت علوم هستند و بودجه اصلی را اتفاقا اینها می گیرند.

چه اشکالی دارد همه این منابع و مأموریت‌ها -همچنان که قبلا چنین بوده است- به دانشگاه‌ها سپرده شود؟ به این ترتیب هزینه‌ها به شدت کاهش پیدا می‌کند و پویایی در دانشگاه‌ها هم بیشتر می‌شود. بنابراین کوچک کردن دولت به ویژه در مواردی که کار موازی می‌کنند، می‌تواند خیلی مفید باشد.

هم‌چنین صدها نهاد فرهنگی در کشور وجود دارد که کارهای مشابه انجام می‌دهند. به عنوان مثال وجود رشته‌های دانشگاهی در حوزه‌های علوم و معارف دینی از این جمله‌ است. به هرحال اگر نهادی با عنوان «حوزه‌ علمیه» در کشور وجود دارد، این سوال مطرح است که جایگاه این رشته‌ها در دانشگاه‌ها چیست؟

تعداد زیادی نهاد فرهنگی در کشور شکل گرفته‌اند و منابع خیلی کلانی هم در اختیار آنها است، اما این نهادها متولی کارهایی هستند که بخش خصوصی آن‌ها را خیلی بهتر انجام می‌دهد، البته اگر این فرصت به بخش خصوصی داده شود. ولی با این شرایط، بخش خصوصی قادر به رقابت با این نهادهای فرهنگی نیست.

رسانه‌های وابسته به این نهادهای فرهنگی نیز فاقد کارایی لازم می‌باشند، و با وجودی که ارگان‌هایی که از بودجه عمومی استفاده می‌کنند باید نسبت به عملکردشان پاسخگو باشند، اما نه آن نهادهای فرهنگی و نه رسانه‌های وابسته به آنها اینگونه نیستند!

اساسا منطق بودجه این است: منابع محدود و تقاضاهای گسترده داریم که باید آنها را اولویت‌بندی کنیم و متناسب با بودجه به آنها امکانات بدهیم، بنابراین با عملیاتی شدن این فرآیند می‌توان به ایجاد تحول در روند تخصیص بودجه امید داشت.

راغفر البته این گفته را که برخی مدعی بزرگی بیش از اندازه دولت هستند رد کرد و اظهار داشت: شاخص‌های اقتصادی این را تأیید نمی‌کند. شاخص متعارف اندازه دولت در همه کشورها، نسبت مخارج عمومی به تولید ناخالص داخلی است، که این رقم در بسیاری از کشورهای جهان از جمله کشورهای صنعتی اروپای غربی بیش از ۳۷ درصد است، اما در ایران این رقم ۱۳ درصد است. بنابراین این گزاره که دولت در ایران بزرگ است، گزاره درستی نیست. معنای دیگر پایین بودن درصد نسبت مخارج عمومی به تولید ناخالص داخلی در ایران آن است که دولت عملا برای اجرای تعهدات خودش نسبت به جامعه منابع ندارد. در ایران بخش قابل توجهی از منابع دولت صرف بروکراسی دستگاه‌های اداری می‌شود و در عوض خدماتی که انتظار می‌رود دولت به جامعه ارائه دهد، محقق نمی‌شود، بنابراین نباید پرسش این باشد که آیا دولت بزرگ است یا کوچک؟ سوال باید این باشد که آیا دولت کار می‌کند یا نه؟

در کشورهای صنعتی غربی یکی از کارهای اساسی دولت، ارائه خدمات عمومی مثل آموزش و پرورش و بهداشت به جامعه است، و این خدمات در وسعت گسترده‌ای انجام می شود تا آن‌جا که بخش عمده فعالیت اجرایی کشورها معطوف به ارائه این خدمات است، افزود: در کشورها ما به خصوص بعد از جنگ تحمیلی ۸ ساله عملا دولت سعی کرده از مسئولیت‌های اجتماعی خودش دست بشوید. در کل باید متذکر شویم سهم مخارج عمومی نسبت به تولید ناخالص داخلی در ایران یکی از پایین‌ترین‌ها است و همین مسئله یکی از دلایل ناکارآمدی است.

خبرگزاری ایرنا

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم آبان ۱۴۰۴ساعت 22:46  توسط بهمن طالبی  | 

گردشگری در همه سطوح، عمیقاً در دل سیاست قرارگرفته است. بنابر گفته لاسول از متفکران حوزه علوم سیاسی، سیاست یا politics بدین معنی است که یک فرد چه چیزی را، چه وقت و چگونه به‌دست می‌آورد. به‌عبارت‌دیگر موضوع سیاست با اعمال قدرت و اقتدار، دراین‌خصوص تصمیم‌گیری می‌کند که یک فرد و در سطح کلان‌تر یک جامعه، چه زمانی می‌تواند چه چیزی را و چگونه دراختیار داشته و از آن بهره ببرد. موضوعی که می‌توان آن را در دو سطح داخلی و خارجی مورد بررسی قرار داده و به نمود و بازنمود آن در صنعت گردشگری اشاره کرد. پیوند سیاست و گردشگری از آن جهت اهمیت دارد که بنابر گفته کالین مایکل هال، یکی از معروف‌ترین محققان حوزه گردشگری، گردشگری در همه سطوح، عمیقاً در دل سیاست قرارگرفته و کاملاً از آن تأثیر می‌پذیرد.

جنگ، اول گردشگری را از بین می برد!

تعمیم سیاست در سطح بین‌المللی این نکته را در ذهن تداعی می‌کند که یک جامعه یا کشور چه زمانی و چگونه می‌تواند جایگاه یا موقعیتی را در سطح نظام بین‌الملل به‌دست آورد؟ موضوعی که اگرچه تحت تأثیر توانمندی‌های داخلی و ارائه آن‌ها در عرصه فراسرزمینی است ولی سیاست و مناسبات جهانی و تأثیراتی که این مناسبات بر جایگاه و موقعیت یک کشور در سطح جهان دارد، بسیار تعیین‌کننده است. برای نمونه دراین زمینه می‌توان به کشور اوکراین اشاره کرد. اوکراین اگرچه ظرفیت‌های گردشگری فراوانی برای ارائه به گردشگران داخلی و خارجی داشت، ولی وقوع جنگ در این کشور که ناشی از جایگاه آن به‌عنوان یک کشور پُل و واسطه بین روسیه و ناتو است، باعث شد در اثر تخریب‌های گسترده زیرساخت‌ها و اشغال سرزمینی این کشور، صنعت گردشگری در بیشتر مناطق جغرافیایی اوکراین، تا مدت‌ها به‌دست فراموشی سپرده شود.

نباید فراموش کرد که صنعت گردشگری یکی از اولین صنایعی است که در بحران‌هایی مثل جنگ آسیب می‌پذیرد و یکی از آخرین صنایعی است که بعد از اتمام این‌گونه بحران‌ها بهبود می‌یابد. دلیل آن نیز به این موضوع برمی‌گردد که برای توسعه متمادی گردشگری از زیرساخت‌ها گرفته تا تصویر ذهنی از یک کشور، همه باید در یک بسته جامع و متوازن، در وضعیت مناسبی قرار داشته باشند تا پدیده گردشگری که تقریباً از تمامی حوزه‌های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی- فرهنگی یک جامعه تأثیر می‌پذیرد، بتواند عملکرد خوبی داشته باشد.

جنگ و صنعت گردشگری در ایران، سوریه، لیبی، عراق و سودان و ...

در این زمینه کشورهای بسیار دیگری نیز وجود دارند که صنعت گردشگری آن‌ها در یک مقطع تاریخی و یا در زمان کنونی، به‌شدت از مناسبات سیاسی جهانی تأثیر پذیرفته شامل سوریه، لیبی، ایران، ترکیه، عراق، سودان، ونزوئلا، کوبا، افغانستان، میانمار و ... . درخصوص این کشورها وضع تحریم‌های بین‌المللی و درگیری‌های منطقه‌ای، موجب شده صنعت گردشگری آن‌ها به‌شکل منفی، تحت تأثیر قرار گیرد. به‌عنوان مثال در کشورمان و در حوزه فعالیت‌های بازاریابی، می‌توان گفت ایجاد بحران‌ها و تحریم‌های بین‌المللی ازجانب دیگر کشورها، اغلب باعث می‌شود بازاریابی گردشگری ما نیاز داشته باشد تا پس از طی کردن هر بحران، فعالیت‌های تبلیغاتی برای ایران را مجدد و اغلب از نقطه شروع، ازسر بگیرد. به‌نوعی شروع مجددی در فعالیت‌های بازاریابی کشور انجام می‌شود.

در سطح داخلی نیز بازنمود سیاست در خط‌مشی‌هایی است که حاکمیت به اجرا در می‌آورد و در آن‌ها تصمیم می‌گیرد که در حوزه‌های مختلف اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی چه کارهایی را انجام دهد و چه کارهایی را انجام ندهد. این موضوع تحت تأثیر سیاست کلان برآمده از حاکمیت است و رویکرد کلی آن را درخصوص عرصه‌ها و بخش‌های مختلف تأثیرگذار بر توسعه کلان جامعه را نشان می‌دهد.

بهبود جایگاه توسعه گردشگری از ابتدای انقلاب تا کنون در نگاه حاکمیت

به‌عنوان مثال در اوایل انقلاب، رویکرد کلان حاکمیت به توسعه گردشگری، بُعد اقتصادی کمتری داشت. موضوعی که رفته‌رفته تعدیل شد و امروزه یک جنبه غالب نگاه سیاسیون کشور به صنعت گردشگری، بُعد اقتصادی، درآمدزایی و اشتغال آفرینی آن است. این دو رویکرد متفاوت باعث شده تا خط‌مشی‌های متفاوتی نیز در دوره‌های مختلف درقبال صنعت گردشگری کشور، اتخاذ و اجرایی شوند. چنین تغییر یا بهبود رویکردی، اهمیت زیادی دارد زیرا به‌عنوان مثال نقش تعیین‌کننده‌ای در تخصیص منابع، تدوین برنامه‌های راهبردی و تنظیم روابط میان ذینفعان مختلف صنعت گردشگری ایفا می‌کند.

بهبود جایگاه گردشگری در نگاه حاکمیت، باعث تخصیص منابع مالی بیشتر برای سرمایه‌گذاری در این حوزه و عزم جدی‌تر برای تدوین استراتژی‌ها و خط‌مشی‌های راهگشا جهت توسعه و توانمندسازی بیشتر ذینفعان گوناگون می‌شود. ذینفعانی که به‌منظور توسعه بهینه صنعت گردشگری، باید به معنای واقعی با یکدیگر تعاملات سازنده‌ای داشته و فرایند امور را به پیش ببرند.

حاکمیت به عنوان سیاست ساز و اجرا کننده،

موتور محرکه صنعت گردشگری

مدنظر قرار دادن عامل سیاست و تأثیر آن در دو حوزه داخلی و بین‌المللی، نقش بی‌بدیل حاکمیت در توسعه گردشگری و اهمیت کنش‌ها و واکنش‌های آن در این دو سطح را یادآوری می‌نماید. حاکمیت به‌عنوان سیاست‌ساز و اجراکننده این سیاست، موتور محرکه صنعت گردشگری است و این موضوعی است که به‌خصوص در حوزه غرب آسیا بارزتر است زیرا برنامه‌ریزی در این منطقه جغرافیایی، علاوه بر کنش‌های برنامه‌ریزی و مدیریتی، به آمادگی برای واکنش در مقابله با بحران‌های گوناگون نیاز دارد.این چالش برای ایران که سال هاست تحت تحریم‌های ظالمانه قرار دارد و دائماً برای آن بحران‌سازی می‌شود، برجسته‌تر به‌نظر می‌رسد.

توجه به شاخص های رشد و توسعه صنعت گردشگری در کشور

بنابراین لازم است حاکمیت جهت توسعه هرچه بهتر صنعت گردشگری، به موارد زیر توجه داشته باشد:

*گردشگری باید همانند و در کنار صنایع مختلف مثل نفت، پتروشیمی، معدن و ... در کشور ما به یک اولویت تبدیل شود. این مهم تاکنون در ایران اتفاق نیفتاده است. گردشگری ابزاری بسیار کارآمد جهت مقابله با ایران‌هراسی، بهبود تصویر ذهنی از حاکمیت ملی در سطح جهان، اشتغال‌زایی، ارزآوری، بهبود درآمدهای سرانه و توسعه اجتماعی- فرهنگی است

*جهت توسعه واقعی و متمادی صنعت گردشگری در کشور، نیاز است تا برای مدیران ارشد کشور و همچنین عموم جامعه، فرهنگ‌سازی و آموزش‌های مناسب در زمینه چرایی، لزوم و بایدها و نبایدهای مورد نیاز برای توسعه صنعت گردشگری فراهم و تدارک دیده شود. گفتمان گردشگری باید در کشور ترویج شود.

نکاتی که جنگ اخیر در باره صنعت گردشگری گوشزد می کند

با نکته بینی، دقت نظر و هشیاری، می توان بحران‌هایی را که برای کشور به وجود می‌آید، به فرصت تبدیل کرد. در این زمینه می توان به جنگ و تجاوز اخیر رژیم صهیونیستی به کشورمان اشاره کرد. جنگ اخیر نکاتی را در حوزه صنعت گردشگری به مدیران و سیاست سازان کشور خاطرنشان می‌نماید:

اول، احتمالاً برخی از مردم دنیا علاقه‌مند شده‌اند تا با توجه به مطرح‌شدن نام ایران در سطح جهانی و دفاع مقتدرانه‌ای که از خود انجام داد، راجع به تاریخ و فرهنگ ما مطالعه کنند و درخصوص آن بیشتر بدانند. این عامل می‌تواند آنان را به گردشگرانی بالقوه برای کشور تبدیل کند. بنابراین باید در حوزه بازاریابی ظرفیت‌های گردشگری کشورمان، تلاش‌های بیشتری صورت گیرد.

دوم، مردم از راه توسعه سنجیده صنعت گردشگری و بهره‌مندی از منافع اقتصادی و اجتماعی حاصله از آن، رضایت بیشتری از حاکمیت خواهند داشت. این مهم باعث می‌شود در مواقع بحرانی مثل جنگ‌ها از آن پشتیبانی بیشتری به‌عمل آورند. نمود این امر در تجاوز اخیر به کشورمان اتفاق افتاد و پشتیبانی مردم از کشور با وحدت همه ایرانیان تحت لوای نام ایران، باعث شد تأثیرگذاری حاکمیت در میان مردم افزایش پیدا کرده و مشروعیت آن در جامعه ایرانی تقویت شود.

سوم، لزوم توجه حاکمیت به تقویت روحیه ملی‌گرایی ایرانیان است. موضوعی که شاهد هستیم حاکمیت به‌درستی به سمت آن حرکت کرده است. نمود چنین کنشی در نصب مجسمه آرش کمانگیر در میدان ونک تهران و استفاده نمادین از فتوحات تاریخی پادشاهان هخامنشی و ساسانی و شبیه‌سازی آن‌ها برای نمایش پیروزی بر متجاوزان کنونی به خاک کشور، مشاهده شد. چنین امر مهمی باعث شد تا به قول برژینسکی، استراتژیست ارشد آمریکایی، ملیت و دین در ایران، هم‌زمان و در کنار یکدیگر برجسته شده و وحدت و یگانگی بی‌نظیری در بین مردم شکل بگیرد.

جنگ، زیرساخت‌های هویتی دو وجه مهم تمدن ایرانی یعنی ایرانیت و اسلامیت را که بنیان‌های اصلی محصولات گردشگری کشور هستند را تقویت کرد. همچنین انسجام واقعی مردم ایران و هویت ملی آنان را به دنیا نشان داد، جایی که مهمان‌نوازی منحصربه‌فرد ایرانیان که همیشه زبانزد گردشگران خارجی بوده، متبلور شد و هم‌وطنان در طول جنگ، از دیگر هم‌وطنانی که به شکل موقت به استان‌های آن‌ها سفر کرده بودند، به شکل رایگان میزبانی می‌کردند. به قول رییس جمهور چین، ایرانیان، یک ملت واقعی هستند.

نیاز است تا حاکمیت، جهت توسعه پایدار و اصولی صنعت گردشگری، به احیای طرح جامع گردشگری کشور و تهیه نقشه راهی برای توسعه آن اقدام کند. وجود این طرح جامع، موجب خواهد شد تا افق مشترکی پیش روی بازیگران و فعالان صنعت گردشگری کشور قرار بگیرد. همچنین باعث می‌شود که با آمدن و رفتن دولت‌ها، تغییر جهت‌گیری‌های حزبی آنان و تغییر مدیران، برنامه‌های کلان حوزه گردشگری تغییری نکرده و این افق مشترک، استوار و پابرجا باقی بماند. درواقع رویکرد کلان حاکمیت و عزم آن برای توسعه گردشگری، در یک برنامه بلندمدت اثربخش، متجلی خواهد شد.

در نتیجه: آینده مشترکی که برای همه ذینفعان گردشگری کشور تعریف شده است، و منافع آتی ملی، قربانی منافع زودگذر دولت ها نخواهد شد.

لازم است این رویکرد در حاکمیت کشور شکل بگیرد که یکی از مهم‌ترین عوامل توسعه متوازن و پایدار گردشگری در کشور، همکاری و هم‌افزایی حقیقی ذینفعان این حوزه است. ازاین‌جهت علاوه‌ بر تهیه نقشه راه صنعت گردشگری که هدایت‌گر فعالیت‌های ذینفعان است، فراهم‌آوری بسترهای لازم برای تقویت همکاری‌های ذینفعان، شامل تقویت و توانمندسازی ایشان برای مشارکت در مدیریت مقصدهای گردشگری، یک ضرورت است. حاکمیت می‌تواند در این راه بسترسازی کند و دولت به نمایندگی از حاکمیت، قوانین و خط‌مشی‌های لازمه را وضع کرده و بهبود ببخشد. این تدبیر باعث می‌شود جزیره‌ای کار کردن ذینفعان کاهش پیدا کرده و لزوم نگاه فرابخشی جهت توسعه پایدار صنعت گردشگری، در میان آنان تقویت شود.

دکتر محمدرضا صالحی پور

عضو هیئت علمی دانشکده گردشگری دانشگاه تهران


برچسب‌ها: گردشگری, صنعت گردشگری, توریسم, دکتر محمدرضا صالحی پور
 |+| نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم مرداد ۱۴۰۴ساعت 10:28  توسط بهمن طالبی  | 

در مورد میزان هدر‌رفت آب به دلیل فرسودگی شبکه انتقال آمارها متفاوت و بعضا متضاد است. آنچه در رابطه با آن قطعیت وجود دارد این است که میزان هدررفت از شبکه انتقال آب در کشور و به‌ویژه شهر تهران قابل توجه بوده و در بهترین شرایط از 30 درصد بیشتر است.

با توجه به مطلب بالا که در نشریات و رسانه ها و از جمله در شورای شهر تهران بر آن تاکید می شود، میزان هدر رفت آب تهران قبل از رسیدن به خانه ها، ۳۰ درصد است. البته این نشت و هدر رفت در بیشتر شهرهای ایران دیده می شود که علت آن فرسودگی لوله ها و نشست زمین است.

مسئله: مسئولان سازمان آب مصرف هر شهروند تهرانی را ۲۰۰ لیتر در شبانه‌روز اعلام می کنند که در مقایسه با استاندارد ۱۳۰ لیتر، بسیار زیاد می باشد.

با جدول تناسب مقداری از این ۲۰۰ لیتر را که قبل از رسیدن به ما تلف می شود را حساب بکنید.

سپس حساب کنید مصرف واقعی هر تهرانی با استاندارد ۱۳۰ لیتر چقدر فاصله دارد؟


برچسب‌ها: معما و سرگرمی
 |+| نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم مرداد ۱۴۰۴ساعت 11:54  توسط بهمن طالبی  | 

میزان مصرف فعلی برق در شهرک‌های صنعتی کشور حدود سه هزار مگاوات برآورد می‌شود. هدف‌گذاری شده است که تا سال ۱۴۰۵ نیمی از این میزان برق مصرفی از طریق احداث نیروگاه‌های خورشیدی تأمین شود.

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه یکم خرداد ۱۴۰۴ساعت 10:36  توسط بهمن طالبی  | 

 |+| نوشته شده در  جمعه سی ام آذر ۱۴۰۳ساعت 7:46  توسط بهمن طالبی  | 

 

 

                تست شغل یاب میشل گوکلن

ستون یکستون دوستون سهستون چهار
دانشمندخلبانهنرپیشهمشاور
زیست شناسکاشف مدیرمددکار اجتماعی
کتابداروابسته ی نظامیمسئول تبلیغاتسخنران ادبی 
ستاره شناسجراحوکیلمفسر 
شیمیدانچتربازناخدای کشتیشاعر
کنده کارورزشکارنمایندهآوازه خوان
دفتردارکوهنوردتاجر مدیر هتل
صندوق دار بانک کشتی گیربیمه گرمسئول اطلاعات
علوم طبیعیهنرهای رزمیسیاستزبانهای خارجی
تهیه ی کلکسیونورزشاجرای نمایشتماشای نمایش
کارهای دقیقریسک کردنسازماندهیفعالیت های اجتماعی
بررسی آثار علمیمسابقات اتومبیلرانی شرکت در مهمانیمیزبانی دوستان
بازی شطرنجشکار حیواناتصحبت برای جمعبازی دسته جمعی 
خویشتن دار بودنفعال بودنمهم بودنشاد بودن
اقتصادی بودنقهرمان بودندارایی به هم زدنمیانجی بودن
صادق هدایتتختی نادرشاهامیر کبیر
خیامسرمایه دار بزرگمیرزا کوچک خانمصدق
داروینرییس جمهورناپلئوندبیر کل سازمان ملل
پاستوررستمهیتلررییس سازمان اوپک
حسابداریخرید و فروش ارزمدیریت یک مجتمعخبرنگاری

    

   در هر سطـر جدول گوکلن، گزینـه ای که به آن بیـش از دیگر گزینـه ها

علاقه دارید را انتـخاب کنیـد.(مثلا" بین شخصیت پاستور، رستـم، هیتلـر،

و رییـس سـازمـان اوپـک کدام را انتـخاب می کـنیـد؟) سپـس ببیـنـید که

بیشتر انتخابهای شما در کدام ستون است.

   حالا می توانید به مرحله ی دوم تست بپردازید.

   

   گروه اول که به گزینه های ستون یک جدول تمایل نشان می دهند،به

فعالیتهای ذهنی، دقیق و درونـی علاقـه دارند. افـرادی درون گرا بوده و به

مشـاغلـی که به صـبـر و حوصلـه ی زیـاد، دقـت و تـفکـر نیـاز دارنـد، جذب

می شوند. دوست دارند در آرامش و در محیطی خودمانی کار کنند و نه در

اجتماعات و جاهای پر رفت و آمد.

   سرگرمی های مورد علاقه ی آنان مطالعه، کارهای ظریف، ملاقات های

منظم با دوستان صمیمی و نـادر، و انجام کارهایـی است که به پشتکار و

تمرکز زیادی نیاز دارند.

 

   گروه دوم که به گزینه های ستون دوم متمایلند، به صرف نیرو، ریسک

کردن و فعالیتهای بدنی عـادت دارند. از کارهای دفـتری بیزارند و سیاست

را هم دوست ندارند، زیرا رو راست بوده و از تظاهـر می پرهیزند و به طور

کلی مشاغلی که به  نیرو و قدرت بدنـی، یا سرعت در تصمیـم گیری نیاز

دارند جذب می شوند. همچنیـن کار کردن در فضـای باز و در هـوای آزاد را

ترجیح می دهند.

   سرگرمی های آنها ورزش، رانندگـی، مسافرت و بیرون رفتن های بدون

برنامه و گردش در هوای آزاد است.

 

   گروه سـوم که به گزینه های ستـون سوم تمایل نشـان می دهند، به

کسب قدرت، یا رسیدن به شهرت نیاز داشته،تنها زمانی احساس راحتی

می کننـد که نقـش یک فـرد مسلـط را بـازی کنند و به فرمـاندهـی افراد و

سازماندهی موقعیت ها بپردازند.

   سرگرمی های آنها شامل اجرای نمایش،رفتن به جشن  و مهمانی ها،

و خوش گذراندن است.

 

   گروه چهارم که به گزینه های ستون چهارم تمایل نشان می دهند، به

فعالیت های اجتماعـی، تمـاس با دیگـران و تبـادل فکر با آنهـا رغبت دارند.

ارتباط با افراد برای آنهـا مهـم بوده، از تنهـایی بیـزار هستنـد. دوست دارند

مسائلـی را حل کننـد که به تعـداد زیـادی از افـراد مربوط باشد. نسبت به

قرارهایی که به آنها تحمیل می شود، پای بند نیستند.

   سرگرمی های آنها دور هم جمع شدن های دوستانه،تماشای تی وی،

گردش در دامنه ی کوه و ییلاق است.

 


برچسب‌ها: تست شغل یاب, انتخاب رشته, انتخاب شغل, تست شغل یاب گوکلن
 |+| نوشته شده در  پنجشنبه دهم آذر ۱۴۰۱ساعت 0:7  توسط بهمن طالبی  | 

 

   یک دانشجوی 24 سالـه ی دانشـگاه تهـران در رشتـه ی معمـاری،

بـرج آزادی (شهیـاد) را ساختـه است. «حسیـن امـانـت» سـازنـده و

طراح برج آزادی می گوید: این بنا به گذشتـه ی درخشـان تـاریخ

ایران نظر دارد؛ بـه دورانی که ایران در ادبیات، هنر، معمـاری،

صنـایع دستی، علـوم مختلف و خیلی چیـزهای دیگـر سرآمـد

بود.

 

 

   از سال 1339 تصمیم گرفته شد بنای یادبودی در ورودی غربی تهران

ساخته شود که نمادی برای پایتخت و نیز پیونـدی میـان تـاریخ و تمـدن

ایران و وضعیت رو به توسعه ی آن سالهای کشور باشد. در سال 1345

فراخوانـی برای معمـاران منتشر شد و در میان طرح های متعـدد، طـرح

برج فعلی انتخاب شد.

   این طرح ترکیبی از معمـاری هخامنشی، ساسانـی و اسلامی ایران

بود و همان طور که گفتیـم برای پیونـد بیـن ادوار تاریـخی مختلـف ایـران

زمین و ایران معاصر بسیار مناسب به نظر می رسید. 

 

 

   برج آزادی به طول 60 متـر و ارتفـاع 45 متر در بین سالهای 1348 تا

1350 ساخته شد. در سـاخت آن بیش از 900 تن آهن استفاده شده

است.

 

 

   این برج دارای دو قوس یا کمـان است که پـایـه های بـرج را تشکیل

می دهد و دو راه پلـه با 286 پلـه و دو آسـانسـور در آنهـا تعبیـه شده

است. سـه طبقـه نیز در محل رسیدن و یکـی شدن دو قوس ساختـه

شده است که قسمت بالایی برج را تشکیل می دهد.

 

 

   شیارهای بالای برج از بادگیرهای یزد اقتباس شده است. پنجره های

شش ضلعی زیـر این شیـارهـا که چشــم انـدازی به شهـر تهـران بـرای

بیننده فراهم می کند یادآور روزنه ی قلعه های قدیمی است که دلاوران

این مـرز و بـوم برای حفـظ کیـان ایـران در آنهـا مستقر شده و رفت و آمد

دشمن را رصد می کردنـد. کاشیـکاری های فیـروزه ای بنـا و گنبـد بالای 

برج یـادآور رنگ ملی مـا و کاشیـکاری مسـاجد و عبادتـگاه های مـاست.

خطوط موازی و کشیده ی پایه ها با الهـام از ستـون های تخت جمشید 

و معمـاری هخامنـشی ساخته شده است. انحنـای بالای دو قوس برج،

طـاق کسـرای مـدائن را بـرایمــان تـداعـی می کنـد. مقـرنس کاری این

قسمت، یادآور هنر و معماری اسلامی است.

  طـراحی خود میـدان آزادی نیـز با فـواره هـا و حوض و گل و گیـاه مـا را

به تمـاشـای بـاغ هـای ایـرانـی دعـوت می کند. باغ هـایی که هر کدام

چون قطعه ای از بهشت، روح را جلا داده و جسم را مصفّا می ساختند. 

 

 

   طبقه ی اول برج از سطح زمین 23 متر بالاتر است. طبقه ی دوم در

ارتفاع 33 متـری از کف میـدان ساختـه شده و گنبـدی بتـونـی با طـرح

شمسه در میانه ی سقف آن، نور هر دو طبقـه ی اول و دوم را تامیـن

می کند. طبقـه ی سوم در ارتفاع 40 متـری قـرار دارد و همـان شکاف

بادگیرها و پنجره های شش ضلعی که گفتیم در دیوارهای آن مشاهده

می شونـد. بر روی بـام این طبقـه که در واقـع بام خود بـرج نیـز هست 

گنبدی ساختـه شده که با الهـام از معمـاری ایران در دوره ی اسلامی،

با کاشیکاری فیروزه ای مزین شده است.

 

 

   برای افتتـاح بـرج محمـدرضاشاه پهلوی و شهبـانـوی ایـران و 3000

میهمـان خارجی و داخلی حضـور یـافتنـد و برای نـخستیـن بـار در این

مراسم از «منشـور کوروش بزرگ» رونمایـی شد تا این یادگار گرانقدر

2500 ساله، پیونـدی باشد میـان تاریـخ ایران باستـان و ایـران در عصر

کنونی جهان.

 

 

   در سال 1353 در محوطه ی میـدان آزادی در مـجاورت برج، حفاری

صورت گرفـت و سـاختمـان مـوزه، نگارخانـه، سالـن ایـران شناسـی،

کتابخانـه و قسمـت اداری و فروشگاهی مجموعـه ی آزادی ساختـه

شد. به این ترتیب برج آزادی علاوه بر اینکه سمبـل ایران معـاصر بود،

به یک مجموعه ی فرهنگی نیز تبدیل شد. 

 

 

   طراحی قسمت زیرزمینی نیز همچون طراحی خود برج و محوطه ی

میـدان آزادی، اثر طبـع حسیـن امـانت است. برای ایشـان طول عمر و

سلامتی و عزت روزافزون آرزو می کنیم.

     

 

   برای اینکه اکنون کشـورمـان را دوبـاره در تراز پیشروتـرین کشـورهای

جهان قرار دهیم، چه وظایفی به عهده ی ماست؟

 


برچسب‌ها: برج آزادی, حسین امانت
 |+| نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم آبان ۱۴۰۰ساعت 1:0  توسط بهمن طالبی  | 

 

   چند شب پیش که برای چندمین بار فیلم «رهایی از شاوشنگ» را از

تی وی می دیدم، اندیشیدم که حساسیت سیستم قضایی یک کشور

بر روی چه جرایمی متمرکز است و این تمرکز، چه نتایجی را برای اون

کشور به بار میاره. منظور از تمرکز این است که سیستم قضایی کشور

می تونه احتمال بروز جرایمی را به صفر برساند و برعکس؛ یعنی همین

سیستم می تونه با بی تفاوتی به بعضی جرایم، آنها را در آن جامعه به

عرف و عادت تبدیل کنه.

   درست است که بدون «رشد اخلاقی آحاد مــردم یک جامعـه» هیچ

سیستم قضایی نمی تونه به تنهایی عدالت و امنیت را در یک کشور

پیاده و مستقر کنه، ولی دستکم باید بین مجرم و شاکی، بین مجرم و

افشاگر جرم، فرق بگذارد یا نه؟!

   در «رهایی از شاوشنگ» همان طور که می دانید، قهرمان داستان

به خاطر سوابق و مهارت های بانکی و حقوقی که داشته، به دلایلی،

برای رییس زندان پولشویی می کرده و بعد از اینکه سوابق آن را در

اختیار یک روزنامه می گذارد، چند دقیقه بعد از انتشار روزنامه، پلیس

برای دستگیری مظنونین و رسیدگی قضایی به جرم احتمالی صورت

گرفته، وارد میدان می شود.

   این را مقایسه کنید با کشور ما که مثلا" عابری را که با تلفن همراه

خود از جرمی فیلم گرفته، خود باید تحمل حبس و حرف کند ولی مجرم

با وقاحت تمام به ریش تمام قواعد و قوانین فرهنگی این جامعه بخندد،

قوانین جزایی اش بماند!

   یا روزنامـه ای که افشاگر یک بی نظمـی، یا اختـلاس یا رشوه گیری

است، به آتش کشیده می شود، یا خبرنگارش از کار و زندگی می افتد،

و یا ضرب و شتم می شود، به جای اینکه صحت و سقم خبر توسط

سیستم قضایی بررسی و رسیدگی شده و در باره ی عمل خاطیان

تصمیم گیری شود.

   یا می بینیم که مثلا" وکیلی، به جرم به عهده گرفتن وکالت معترضان

به موضوعی، دستگیر و روانه ی زندان می شود. آیا حرفه ی وکیل به

جز دفاع از موکل، و وظیفه ی سیستم قضایی به جز رسیدگی به جرم 

احتمالی صورت گرفته و روشن شدن درجه ی آن در مورد طرفین دعوا،

و اجرای عدالت است؟! 

   در همان فیلم می بینیم که رییس زندان که مرتکب فرار مالیاتی و

پولشویـی و اختـلاس و دریـافت و پـرداخت رشوه بـوده، در را به روی

ضابط قضایی باز نمی کند، و با شلیک گلوله در دهان خود به استقبال

مرگ می رود زیرا آن را گواراتر از عدالتی می داند که باید در برابرش

اجرا شود، و می داند که می شود و هیچ راه گریزی هم ندارد. این را

هم مقایسه کنید با مجرمان و پولشویان و رشوه گیران و رشوه پردازان

و فراریان از پرداخت مالیات، و سارقان درآمدهای ملی در کشور ما که

همگی به عدم برگـــزاری قانـون در مورد خویـش رجای واثـق دارنـد و

می داننـد سیـستـم قضـایی «کشش نمی دهـد» زیـرا ممکن است

دشمنان سوء استفاده کنند! آیا دشمنی خیره تر و بی شرم تر از این

نحوه ی مدیریت برای یک جامعه و یک ملت وجود دارد؟!

 


برچسب‌ها: یادداشت های یک معلم, مدیریت جنی جهادی, پولشویی, سرقت اموال عمومی
 |+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم خرداد ۱۴۰۰ساعت 20:5  توسط بهمن طالبی  | 
مطالب قدیمی‌تر
  بالا