متوسطه دوم و درس های ناگفته!
 
 
فقط از فهمیدن توست که می ترسند
 

خدا رو چه دیدی؟!

ﻣﻦ اون ﺷﻬﺮ دورم ﻛﻪ درﻳﺎ ﻧﺪاره ﻛﻪ ﺑﻰ ﺗﻮ ﻏﺮوﺑﻢ ﺗﻤﺎﺷﺎ ﻧﺪاره

ﻣﻦ اون ﺷﻬﺮ دورم ﭘﺮ از ﺟﺎی ﺧﺎﻟﻰ ﭘﺮ از آرزوی ﻳﻪ ﺟﺸﻦ ﺧﻴﺎﻟﻰ

ﭼﻘﺪر ﻓﻜﺮ ﻛﺮدم ﺑﻪ دﻟﺒﺴﺘﮕﻰ ﻫﺎم ﺑﻪ ﻳﻪ ﺧﻮاب راﺣﺖ واﺳﻪ ﺧﺴﺘﮕﻰ ﻫﺎم

ﺑﺎ ﻳﻪ ﺑﺎﻟﺶ ﭘﺮ ﭘﺮ از آرزوﻫﺎ ﭼﻘﺪر ﻓﻜﺮ ﻛﺮدم ﺑﻪ ﭘﺮواز ﻗﻮﻫﺎ

ﺧﺪا رو ﭼﻪ دﻳﺪی ﺷﺎﻳﺪ ﭘﺮ ﮔﺮﻓﺘﻴﻢ ﺷﺎﻳﺪ ﺧﻨﺪه ﻫﺎﻣﻮﻧﻮ از ﺳﺮ ﮔﺮﻓﺘﻴﻢ

ﻧﮕﻮ ﭼﻰ گذشت ﻮ ﻧﮕﻮ ﭼﻰ ﻛﺸﻴﺪﻳﻢ ﺷﺎﻳﺪ ﺷﺐ ﺗﻤﻮم ﺷﺪ ﺧﺪا رو ﭼﻪ دﻳﺪی

ﺧﺪا رو ﭼﻪ دﻳﺪی ﺷﺎﻳﺪ ﺟﻮن ﮔﺮﻓﺘﻢ ﺷﺎﻳﺪ دﺳﺘﺘﻮ زﻳﺮ ﺑﺎرون ﮔﺮﻓﺘﻢ

ﺗﻮ ﺷﺎﻳﺪ دوﺑﺎره ﺑﻪ دادم رﺳﻴﺪی ﺷﺎﻳﺪ ﺧﻨﺪه ﺑﺮﮔﺸﺖ ﺧﺪا رو ﭼﻪ دﻳﺪی

من اون شهر دورم که بغضش شکسته که دلتنگی راه نفس هاشو بسته

خیابون خیابون پر از انتظارم تو نیستی و راهی به جایی ندارم

چقدر غم شمردیم چقدر دل سپردیم پریدیم و هر بار به دیوار خوردیم

خوشی دورمون زد بلا دورمون گشت غمامو بغل کن شاید خنده برگشت

ﺧﺪا رو ﭼﻪ دﻳﺪی ﺷﺎﻳﺪ ﭘﺮ ﮔﺮﻓﺘﻴﻢ ﺷﺎﻳﺪ ﺧﻨﺪه ﻫﺎﻣﻮﻧﻮ از ﺳﺮ ﮔﺮﻓﺘﻴﻢ

ﻧﮕﻮ ﭼﻰ گذشت ﻮ ﻧﮕﻮ ﭼﻰ ﻛﺸﻴﺪﻳﻢ ﺷﺎﻳﺪ ﺷﺐ ﺗﻤﻮم ﺷﺪ ﺧﺪا رو ﭼﻪ دﻳﺪی

ﺧﺪا رو ﭼﻪ دﻳﺪی ﺷﺎﻳﺪ ﺟﻮن ﮔﺮﻓﺘﻢ ﺷﺎﻳﺪ دﺳﺘﺘﻮ زﻳﺮ ﺑﺎرون ﮔﺮﻓﺘﻢ

ﺗﻮ ﺷﺎﻳﺪ دوﺑﺎره ﺑﻪ دادم رﺳﻴﺪی ﺷﺎﻳﺪ ﺧﻨﺪه ﺑﺮﮔﺸﺖ ﺧﺪا رو ﭼﻪ دﻳﺪی


برچسب‌ها: علیرضا قربانی
 |+| نوشته شده در  سه شنبه هفدهم تیر ۱۴۰۴ساعت 10:47  توسط بهمن طالبی  | 

 

                                 تو را دوست دارم

 

 

  علیرضا قربانی در 15 بهمن 1350 در تهران به دنیا آمد. در دوران

کودکی به قرائت قرآن پرداخت و از سیزده سالگی صدای رسای

خود را در خواندن اشعار پارسی نیز آزمود. از سال 1375 فعالیت

حرفه ای خود را در عرصه ی موسیقی و خوانندگی شروع کرد و

پس از آغاز فعالیت رسمی ارکستر موسیقی ملی ایران به رهبری

استاد فرهاد فخرالدینی و خوانندگی استاد شجریان در 1377 به

همکاری با آن پرداخت.

    قربانی در بسیاری از جشنواره های معتبر دنیا در آسیا، اروپا و

شمال آفریقا حضور داشته است. همکاری مشترکش با «درصف

حمدانی» خواننده ی تونسی  و خواندن رباعیات خیام با استقبال

فوق العاده روبه رو شده است.

   علیرضا قربانی همچنین به بازخوانی آثار آهنگسازان معروف و

قدیمی ایران در دو آلبوم «رسوای زمانه» و «رفتم و بار سفر

بستم» پرداخته است.

   حریق خزان یکی از آثار بدیع قربانی است که با اشعار فریدون

مشیری و هوشنگ ابتهاج و آهنگسازی مهیار علیزاده تهیه شده

است. علیرضا قربانی سپس به اتفاق همایون شجریان و علیزاده

به تهیه ی آلبوم «افسانه ی چشمهایت» پرداخت.

   در اینجا ترانه ی «تو را دوست دارم» او را می توانید بشنوید.

 


برچسب‌ها: علیرضا قربانی
 |+| نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم خرداد ۱۴۰۱ساعت 22:38  توسط بهمن طالبی  | 

 

[ مردی اگرت هست کنون وقت نبرد است ]

 

از خون جوانان وطن لاله دمیده

از ماتمِ سروِ قدشان، سرو خمیده

در سایه ی گل، بلبل از این غصه خزیده

گل نیز چو من در غمشان جامه دریده

 

چه کج رفتاری ای چرخ

چه بد کرداری ای چرخ

سر کین داری ای چرخ

نه دین داری، نه آیین داری ای چرخ!

 

از دست عدو ناله ی من از سر درد است

اندیشه هر آنکس کند از مرگ، نه مرد است

جان بازی عشاق، نه چون بازی نرد است

مردی اگرت هست، کنون وقت نبرد است

 

چه کج رفتاری ای چرخ

چه بد کرداری ای چرخ

سر کین داری ای چرخ

نه دین داری، نه آیین داری ای چرخ

 


برچسب‌ها: ابوالقاسم عارف قزوینی, علیرضا قربانی, تصنیف های سرزمین مادری
 |+| نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم خرداد ۱۴۰۱ساعت 21:38  توسط بهمن طالبی  | 

 

[ مردی اگرت هست کنون وقت نبرد است ]

 

از خون جوانان وطن لاله دمیده

از ماتمِ سروِ قدشان، سرو خمیده

در سایه ی گل، بلبل از این غصه خزیده

گل نیز چو من در غمشان جامه دریده

 

چه کج رفتاری ای چرخ

چه بد کرداری ای چرخ

سر کین داری ای چرخ

نه دین داری، نه آیین داری ای چرخ!

 

از دست عدو ناله ی من از سر درد است

اندیشه هر آنکس کند از مرگ، نه مرد است

جان بازی عشاق، نه چون بازی نرد است

مردی اگرت هست، کنون وقت نبرد است

 

چه کج رفتاری ای چرخ

چه بد کرداری ای چرخ

سر کین داری ای چرخ

نه دین داری، نه آیین داری ای چرخ!

 


برچسب‌ها: ابوالقاسم عارف قزوینی, علیرضا قربانی, تصنیف های سرزمین مادری
 |+| نوشته شده در  سه شنبه هجدهم خرداد ۱۴۰۰ساعت 14:0  توسط بهمن طالبی  | 

 

 [ ای بس که نباشیم و جهان خواهد بود ]

گویند بهشت و حور عین خواهد بود

آنجا می و شیر و انگبین خواهد بود

گر ما می و معشوق گزیدیم چه باک

چون عاقبت کار همین خواهد بود

ایمان به تار زلفی از یار می فروشم  

زُنار می ستانم دَستار می فروشم

مِرآت جان زدودم، از طاعت ریایی

با زاهدان بگویید، زنگار می فروشم

می گفت پیر عاکف، من نیستم مُطفّف

زیرا که جلوه با خلق، بسیار می فروشم

داغش گداخت جانم، خاموش کی توانم

لب می گشایم اینک، اسرار می فروشم

دارند وهم هستی، خلقی ز جهل و مستی

ز کبر و پستی، ز خودپرستی

ای بس که نباشیم و جهان خواهد بود 

نی نام ز ما و نی نشان خواهد بود

زین پیش نبودیم و نبد هیچ خلل

زین پس چو نباشیم همان خواهد بود

 


برچسب‌ها: حکیم خیام نیشابوری, علیرضا قربانی, تصنیف های سرزمین مادری
 |+| نوشته شده در  جمعه هفدهم بهمن ۱۳۹۹ساعت 1:7  توسط بهمن طالبی  | 

 

   [ بی قرار ]

 

کاش سوی تو دمی رخصت پروازم بود

 

تا به سوی تو پرم بال و پری بازم بود


دیگر اکنون چه کنم زمزمه در پرده ی عشق

دور از آن مرغ بهشتی که هم‌آوازم بود


خواستم عشق تو پنهان کنم و راه نداشت


پیش این اشک زبان‌بسته که غمازم بود


رفتی و بی تو ندارد غزلم گرمی و شور


که نگاهت مدد طبع سخن‌سازم بود

 

                    محمدرضا شفیعی کدکنی


من با صدای تو می‌خوانم

من در هوای تو می رقصم

من در فضای تو می ‌بینم

من در خطوط تو می‌ جویم


من با زبان تو می‌سوزم

 

آری ... تو شعله و من شمعم


من با امید تو می‌سازم کاخی به وسعت آزادی

 

                    سیمین بهبهانی


باز آی دلبرا که دلم بی‌قرار توست


وین جان بر لب آمده در انتظار توست

 

                     هوشنگ ابتهاج

 

 


برچسب‌ها: همایون شجریان, علیرضا قربانی, مهیار علیزاده, آلبوم افسانه ی چشمهایت
 |+| نوشته شده در  جمعه نوزدهم دی ۱۳۹۹ساعت 0:10  توسط بهمن طالبی  | 

 

    [ بگو چه کنم ]

 

گر نمی دانی بدان غم در دل تنگم خانه کرده


کس نکرده با دلم کاری که غم جانانه کرده


خود تو دانی و دل من کز تو غم شد حاصل من


گرچه در هر محفلی ای فتنه مرا دیوانه خواندی


گر نمی دانی بدان عشق تو مرا دیوانه کرده


عشق تو را در سینه ام با خون دل پرورده ام


از بی وفایی های تو در کوی جنون ره برده ام


اکنون که بی جرم و گنه سوزانده ما را


ای دل مکن بهر خدا با او مدارا


کنون که امیدی به سینه ندارم


بگو چه کنم ... بگو چه کنم؟


اگر دل خود را به او نسپارم


بگو چه کنم ... بگو چه کنم ... بگو چه کنم؟

 


برچسب‌ها: علی تجویدی, کامبیز روشن روان, علیرضا قربانی, پرویز وکیلی
 |+| نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم دی ۱۳۹۹ساعت 0:0  توسط بهمن طالبی  | 

 

    [ ایران ]

سیاوش نیم نه از پریزادگان

از ایرانم از شهر آزادگان

که ایران بهشت است یا بوستان

همی بوی مشک آید از دوستان

سپندارمزد پاسبان تو باد

ز خرداد روشن روان تو باد

هنر نزد ایرانیان است و بس

ندادند شیر ژیان را به کس

دریغ است ایران که ویران شود

کنام پلنگان و شیران شود

چو ایران نباشد تن من مباد

بدین بوم و بر زنده یک تن مباد

همه سر به سر تن به کشتن دهیم

از آن به که کشور به دشمن دهیم

چو ایران نباشد تن من مباد

بدین بوم و بر زنده یک تن مباد

 


برچسب‌ها: علیرضا قربانی, فردین خلعتبری, افشین یداللهی, تصنیف های سرزمین مادری
 |+| نوشته شده در  دوشنبه هشتم دی ۱۳۹۹ساعت 20:58  توسط بهمن طالبی  | 

                               تو را دوست دارم

  علیرضا قربانی در 15 بهمن 1350 در تهران به دنیا آمد. در دوران

کودکی به قرائت قرآن پرداخت و از سیزده سالگی صدای رسای

خود را در خواندن اشعار پارسی نیز آزمود. از سال 1375 فعالیت

حرفه ای خود را در عرصه ی موسیقی و خوانندگی شروع کرد و

پس از آغاز فعالیت رسمی ارکستر موسیقی ملی ایران به رهبری

استاد فرهاد فخرالدینی و خوانندگی استاد شجریان در 1377 به

همکاری با آن پرداخت.

    قربانی در بسیاری از فستیوال های معتبر دنیا در آسیا، اروپا و

شمال آفریقا حضور داشته است. همکاری مشترکش با «درصف

حمدانی» خواننده ی تونسی  و خواندن رباعیات خیام با استقبال

فوق العاده روبه رو شده است.

   علیرضا قربانی همچنین به بازخوانی آثار آهنگسازان معروف و

قدیمی ایران در دو آلبوم «رسوای زمانه» و «رفتم و بار سفر

بستم» پرداخته است.

   حریق خزان یکی از آثار بدیع قربانی است که با اشعار فریدون

مشیری و هوشنگ ابتهاج و آهنگسازی مهیار علیزاده تهیه شده

است. علیرضا قربانی هم اکنون به اتفاق همایون شجریان و

علیزاده در حال تهیه ی آلبوم «افسانه ی چشمهایت» است. در

اینجا ترانه ی «تو را دوست دارم» او را می توانید بشنوید.

 


برچسب‌ها: خوانندگان پارسی زبان, علیرضا قربانی, کشورهای حوزه زبان پارسی
 |+| نوشته شده در  جمعه بیست و نهم شهریور ۱۳۹۸ساعت 22:30  توسط بهمن طالبی  | 
  بالا