|
متوسطه دوم و درس های ناگفته!
|
||
|
فقط از فهمیدن توست که می ترسند |
در سـال 1900 میـلادی آمـریکا حدود 100 میلیـون نفر جمعـیـت داشت
که حدود 39 درصـد این جمعیت درگیـر تولیـدات کشـاورزی بودند تا بتوانند
شکم 100 میلیون نفر جمعیتشان را پر کنند. 22 درصد هم درگیر صنعت
بودند، 10 درصد درگیر تجارت، 8 درصد در خدمـات و 21 درصد هم در دیگر
موارد فعال بودند
40 سـال بعد همیـن آمـریکا که دیگـر حدود 170 میلیـون نفـر جمعیـت
داشت، فقـط 3 درصد جمعیتـش درگیـر کشـاورزی بودند! یعنی ظرف 40
سال 36 درصد از منابع انسانیاش را از کشاورزی آزاد کرد و گفت شما
دیگر روی زمین کار نکنید و تجارتش را رساند به 22 درصد. جمعیت درگیر
در صنعتش هم از 22 درصد شد 15 درصد. در خدماتش اما 8 درصد فعال
بودند که شدند 32 درصد. مـوارد دیگـرش هم بیشتـر شـد و به 28 درصد
رسید.
آمـریـکا در سال 2000 جمعیتـش رسیـد به 300 میلیـون نفـر و نـیـروی
انسانی فــعال در کشـاورزیاش شد 2 درصـد، در صنعـتش هـم شد 13
درصد، در تـجارتش در همـان 22 درصـد ماند اما در خدماتش از 32 درصد
رسید به 42 درصد و در دیگر موارد هم 20 درصد.
می بینید که آنها میگویند منـابع مـولدشان نبایـد درگیـر کشـاورزی و
صنعت بشود، بلکه باید در حوزه خدمات باشند.
|
|