متوسطه دوم و درس های ناگفته!
 
 
فقط از فهمیدن توست که می ترسند
 

 

    چرا آخوند خراسانی به حکومت اسلامی باور نداشت؟ 

 

   ملا محمدکاظم خراسانی، معروف به آخوند خراسانی، رهبر دینی

نهضت مشروطه، از با نفوذترین و عالی رتبه ترین منکران حکومت

اسلامی در میان فقهای شیعه است. چرا؟ برای پاسخ به این پرسش

آن را به 8 پرسش کوچک تر تقسیم کرده و در این جا به آنها پاسخ

می دهیم تا پاسخی مبسوط برای پرسش اصلی به دست آید.


   پرسش اول:

   آیا می‌شود فقیهی از «حکومت اسلامی» دفاع نکند!؟ پاسخ

مثبت است: موافقت یا مخالفت با حکومت اسلامی به مبنای فقیه

در بحث کلیدی ولایت فقیه برمی‌گردد. اگر فقیهی به لحاظ فقهی

ادله را علیل از اثبات ولایت فقیه بر مردم بداند طبیعی است که از

حکومت اسلامی یا حکومت دینی یا حکومت مشروعه دفاع نخواهد

کرد.
 

   این پرسش از ناحیه‌ ی کسانی مطرح است که می‌ پندارند

اقتضای ذاتی فقه، ولایت سیاسی فقیه است و لاغیر. تفکر رسمی

در ایران مروج این دیدگاه است.


   پرسش دوم:

   آیا آخوند خراسانی منکر ولایت فقیه بوده است؟ پاسخ مثبت است:

او منکر ولایت مطلقه‌ ی فقیه، ولایت عامه‌ ی فقیه، ولایت فقیه در امور

حسبیه، و در نظر متأخرش منکر تقدم فقیه در امور حسبیه از باب قدر

متیقن بوده است، یعنی مضیق‌ ترین نظریه در باره‌ ی ولایت فقیه در

میان فقها، متعلق به‌ اوست.

   آخوند خراسانی منکر مطلق ولایت فقیه یا منکر همه‌ ی انواع ولایت

سیاسی فقیه بوده است. خراسانی در آثار متقدمش، پس از اشکال

در دلالت تمامی ادله بر ولایت ‏استقلالی و غیراستقلالی فقیه همانند

دیگر منکران ولایت فقیه می‌پذیرد که این ادله، ولایت فقیه را اثبات

نمی‌کنند،‌ اما باعث ‏می‌شوند که در میان کسانی که احتمال اعتبار

مباشرت یا اذن و نظرشان می‌رود، فقیه قدر متیقن باشد، آن‌ چنان که

در فقدان ‏فقیه، مؤمنین عادل قدر متیقن افراد جایزالتصرف هستند. اما

در نظر متأخر، خراسانی به جای این که امور حسبیه را به فقها بسپارد،

متصدی آن را «عقلای مسلمین و ثقات مؤمنین» معرفی می‌ کند:‏

   «بیان موجز تکلیف فعلی عامه‌ ی مسلمین را بیان می‌کنیم که

موضوعات عرفیه و امور حسبیه در زمان غیبت به عقلای مسلمین ‏و

ثقات مؤمنین مفوّض است و مصداق آن همان دارالشورای کبری بوده.»


   پرسش سوم:

   آیا آخوند خراسانی علاوه بر انکار ولایت فقیه در انکار حکومت

اسلامی یا حکومت دینی نیز به‌ طور مشخص اظهار نظر کرده است؟

پاسخ مثبت است. آخوند خراسانی به اظهار نظر فقهی در کتب فقه

استدلالی یا فتوایی در رد ولایت فقیه اکتفا نکرده، بلکه در بیانیه‌ های

عمومی خود با صراحت و شفافیت در امتناع حکومت مشروعه در

زمان غیبت کتبا" تصریح کرده است.

   آخوند خراسانی در پاسخ به نامه‌ ی اهالی همدان نوشته است:‏

‏«عجبا چگونه مسلمانان، خاصه‌ علمای ایران، ضروری مذهب امامیه

را فراموش نمودند که ‏سلطنت مشروعه آن است که متصدی امور

عامه‌ ی ناس و رتق و فتق کارهای قاطبه‌ ی مسلمین و فیصل کافه‌ ی

مهام به دست ‏شخص معصوم و موید و منصوب و منصوص و مأمور

مِن ا... باشد مانند انبیاء و اولیاء (ع) و مثل خلافت ‏امیرالمومنین (ع) و

ایام ظهور و رجعت حضرت حجت (ع)، و اگر حاکم مطلق معصوم نباشد،

آن سلطنت غیرمشروعه است، ‏چنانکه در زمان غیبت است و سلطنت

غیرمشروعه دو قسم است:

    عادله؛ نظیر مشروطه که مباشر امور عامه، عقلا و متدینین ‏باشند

   ظالمه و جابره؛ مثل آنکه حاکم مطلق یک نفر مطلق‌العنان خودسر

باشد.

   البته به صریح حکم عقل و به فصیح ‏منصوصات شرع «غیر مشروعه‌ ی

عادله» مقدم است بر «غیرمشروعه‌ ی جابره». و به تجربه و تدقیقات

صحیحه و غور ‏رسی‌های شافیه مبرهن شده که نُه عشر تعدیات

دوره‌ ی استبداد در دوره‌ ی مشروطیت کمتر می‌شود و دفع افسد و

اقبح به ‏فاسد و به قبیح واجب است. چگونه مسلم جرئت تفوه به

مشروعیت سلطنت جابره می‌کند و حال آنکه از ضروریات مذهب ‏

جعفری غاصبیت سلطنت شیعه است.» 

   به نظر خراسانی اولا" حکومت‌ ها یا مشروعه‌ اند یا غیرمشروعه،

حکومت‌ های غیرمشروعه یا عادلانه‌ اند یا ظالمه.‏ ثانیا" حکومت

مشروعه منحصر در حاکمیت معصوم است.‏ ثالثا" حکومت مشروعه

در عصر غیبت ممتنع است.‏ رابعا" انحصار حکومت مشروعه در حاکمیت

معصوم و امتناع آن در عصر غیبت از ضروریات مذهب امامیه ‏است.‏

   خراسانی تساوی مشروعه و معصوم را حفظ کرد، ‏اما تساوی معصوم

و عادل را نپذیرفت، عادل را اعم از معصوم و غیرمعصوم دانست و این

نکته بدیعی است.‏ 


   پرسش چهارم:

   آیا این اظهار نظرهای کتبی آخوند خراسانی در انکار ولایت فقیه و

امتناع حکومت مشروعه در عصر غیبت در زمان خود وی منتشر شده

یا اخیرا" به‌دست آمده است؟ پاسخ: آراء فقهی آخوند خراسانی در

انکار ولایت فقیه و آراء سیاسی ایشان در بیانیه‌ های عمومی در امتناع

حکومت مشروعه یا حکومت اسلامی در عصر غیبت همگی در زمان

حیات خود ایشان در قالب کتاب یا در جراید معتبر همان دوران (از قبیل

حبل المتین) منتشر شده است.


   پرسش پنجم:

   آراء آخوند خراسانی در انکار انواع ولایت سیاسی فقیه و امتناع

حکومت اسلامی یا حکومت مشروعه در عصر غیبت چه اهمیتی

دارد؟ پاسخ: آخوند ملامحمد کاظم خراسانی (1213 تا 1290

خورشیدی) صاحب کفایة‌ الاصول، یکی از فقهای اصولی طراز اول

تشیع است. کتاب او متن درسی عالی‌ ترین مرحله‌ ی اصول حوزه‌ های

علمیه است. علاوه بر این او رهبر دینی نهضت مشروطه است که

علیرغم مبارزه‌ی مؤثر با استبداد، حکومت دینی (حکومت اسلامی یا

حکومت مشروعه) را تجویز نکرده و به‌ جای ولایت سیاسی فقیه

(و سلطنت مسلمان ذی‌ شوکت در عرفیات و ولایت فقیه در شرعیات)

از نظر جمهور مردم در حوزه‌ی عمومی دفاع کرده است. با توجه به

برتری جایگاه علمی آخوند خراسانی بر موقعیت علمی «خمینی»،

نظریه‌ی سیاسی خراسانی مهم ترین رقیب نظریه‌ ی ولایت انتصابی

مطلقه‌ ی فقیه نظریه‌ی رسمی جمهوری اسلامی ایران است. 


   پرسش ششم:

   آخوند خراسانی ولایت فقیه، ولایت مطلقه‌ ی بشری، و نیز حکومت

مشروعه یا حکومت دینی در زمان غیبت را به‌ طور پراکنده در میان آثار

مکتوب منتشر شده در زمان حیاتش به‌ وضوح و شفافیت انکار کرده

است، که به‌ معنای انکار حکومت اسلامی به‌ معنای رایج آن محسوب

می‌شود. آیا از وی بحث مستقلی در انکار حکومت اسلامی و به‌ طور

مشخص زمامداری سیاسی فقیه در زمان حیاتش منتشر شده است؟

پاسخ: هیچ اثر مستقلی به قلم ایشان، یا تقریر شاگردان مستقیم

ایشان در این زمینه چه در زمان حیات آخوند چه در زمان حیات

شاگردان مستقیم ایشان منتشر نشده است.


   پرسش هفتم:

   آیا اثبات نظر آخوند خراسانی در انکار ولایت فقیه، نفی ولایت مطلقه‌ ی

بشری، و امتناع حکومت مشروعه یا حکومت دینی در زمان غیبت مبتنی

بر «گفتگوی آخوند خراسانی و میرزای نائینی درباره حکومت اسلامی»

است؟ پاسخ منفی است. مستند هر سه نظریه (انکار انواع ولایت فقیه،

نفی ولایت مطلقه‌ ی بشری، امتناع حکومت مشروعه یا حکومت دینی

در زمان غیبت) آثار قطعی‌ الانتساب آخوند خراسانی است که در زمان

حیات ایشان به قلم خودش منتشر شده و در تقریرات دروس فقهی

اصولی شاگردان تراز اول وی نیز منعکس شده است. «گفتگوی آخوند

خراسانی و میرزای نائینی در باره ی حکومت اسلامی» که در آن آخوند

خراسانی ادله‌ ی متعددی بر علیه حکومت اسلامی و تصدی‌ گری

سیاسی فقها اقامه کرده چه معتبر باشد چه بی‌ اعتبار؛ تأثیری در سه

نظریه‌ی فوق‌ الذکر آخوند خراسانی ندارد. نهایتا" اگر اعتبار این گفتگو

اثبات شود مؤید خوبی برای نظریات فوق‌ الذکر به‌خصوص نظریه‌ی سوم

خواهد بود.


   پرسش هشتم:

   آیا «گفتگوی آخوند خراسانی و میرزای نائینی در باره ی حکومت

اسلامی» معتبر است و آراء مذکور در آن قابل انتساب به خراسانی

می‌باشد؟ پاسخ: انتساب این گفتگو با جزئیات و تفصیل ادله‌ ی آن به

آخوند خراسانی محرز نیست، هر چند اصل مدعای آن یعنی نفی

حکومت اسلامی و انکار ولایت فقیه با آثار قطعی الانتساب آخوند

خراسانی منتشره در زمان حیات وی سازگار است.

 

                                      دکتر محسن کدیور 


برچسب‌ها: آیت الله محمدکاظم خراسانی, دکتر محسن کدیور, نفی ولایت فقیه, انقلاب مشروطه
 |+| نوشته شده در  چهارشنبه بیستم شهریور ۱۳۹۸ساعت 18:56  توسط بهمن طالبی  | 
  بالا