|
متوسطه دوم و درس های ناگفته!
|
||
|
فقط از فهمیدن توست که می ترسند |
فرح پهلوی، شهبانوی ایران، فعالیت های گسترده ای در زمینه ی
امور خیریه داشت. جمعیت ها و سازمان هایی که بانو فرح پهلوی
برای خدمت و کمک به اقشار مختلف مردم آنها را ایجاد کرده بود
عبارت بودند از:
1- جمعیت خیریه فرح پهلوی
2- جمعیت کمک به جذامیان ایران
3- جمعیت ملی مبارزه با سرطان
4- سازمان رفاه خانواده
5- سازمان مهد کودک ها
6- انجمن ملی حمایت از کودکان
7- جمعیت حمایت از کودکان بی سرپرست
8- جمعیت آسیب دیدگان از سوختگی
9- بنگاه حمایت از مادران و نوزادان
10- سازمان کمک به نیازمندان
11- سازمان بهداشت
12- سازمان اردوهای کار کشور
13- دانشگاه فرح پهلوی و بیمارستان ها و درمانگاه های تابعه
14- سازمان تنظیم خانواده
15- کنگره پزشکی رامسر
هر کدام از این سازمانها از رییس و هیئت امناء ویژه ای برخوردار بود
و گزارش کار و اقدامات خود را به بنیاد فرح پهلوی ارائه می کردند.

میدان گازی رام (Rhum) یک میدان گازی مشترک بین ایران و بریتانیا
است که در 400 کیلومتری شهر ابردین در آبهای ساحلی اسکاتلند در
دریای شمال قرار دارد.

قرارداد اکتشاف این میدان در سال 1973 منعقد شد و در سال 1977 به
کشف میدان انجامید ولی به دلیل مشکلات فنی پیچیده، از جمله فشار
زیاد گاز، استخراج آن تا سال 2006 به طول انجامید. کارشناسان بریتیش
پترولیوم (بیپی) معتقدند این میدان 135 میلیون بشکه نفت خام و 800
میلیارد فوت مکعب گاز طبیعی را در خود جای داده است.

بنابر آمار دیگری، این میدان توانایی تولید 190 میلیون فوت مکعب گاز
در روز را دارد که میتواند 5 درصد از نیاز روزانه ی انگلستان به گاز را
تأمین کند.
بنابر قراردادی که در هنگام زمامداری محمدرضا شاه پهلوی بین دو
کشور ایران و بریتانیا بسته شد، درآمد حاصل از بهرهبرداری گاز طبیعی
این میدان به صورت 50 درصد سهم شرکت ملی نفت ایران و 50 درصد
بریتیش پترولیوم سهمبندی شده است. سود حاصل از فروش گاز این
میدان برای ایران حدود روزی یک میلیون دلار برآورد میشود.

آن سوی نخل ها پر از سرباز دشمن است
این شهـر در محاصـره،شهر تو و من است
دشمـن نفـوذ کرده و ایـن شـهـر بی پـنـاه
اینـک به زیر چکمـه ی ناپاک دشمن است
دریــا قـلـی رکـاب بــزن،«یـا عـلـی» بـگـو
چشم انـتـظـار همّت تو دین و میهن است
ای مــردِ اهـل، بـنـازم بـه غـیـرتـت
این خانـه هـا هنوز پـر از کودک و زن است
فـردا،اگـر درنـگ کنـی کـوچه هـا ی شهـر
میـدان جنگ تن به تن و تـانک با تن است
از راه اگــر بـمـانی و روشـن شـود هـوا
تکلیـف شهـر خاطره های تو روشن است
دریـا قـلـی رکـاب بـزن،گـر چه سـهـم تـو
از این دیار،ترکش و یک مشت آهن است
دریـا قـلـی بـه وسعـت دریـاسـت نـام تـو
تــاریــخ در تـلـفـظ نـام تــو الــکــن اسـت
هی مــردِ مــرد،از نـفـس افـتـاده ای مگر
همپـای مـرگ،کار تو امشب دویدن است
چون مـوجهـا به دامنِ سـاحل نمی خزی
دریـایـی و طــریـقـت دریـــا،تـپـیـدن است
|
|