متوسطه دوم و درس های ناگفته!
 
 
فقط از فهمیدن توست که می ترسند
 

 

   بیشتر ما، استاد محمدرضا شجریان را به عنوان اسطوره ای

در موسیقی ایرانی می شناسیم، اما او میان هنر و هنرمندان

دیگر هم جایگاه خاص و ویژه ای دارد و هر کسی بنا به هنری

که دارد، به نوعی او را سوژه ی کار خود قرار داده است. از

نقاشی که تصویر پرتره ی او را کشیده تا مجسمه سازی که

تندیس وی را طراحی کرده، از عکاسی که عکس های گوناگون

از او گرفته تا شاعری که در وصف کمالش شعر سروده است.


   بالطبع، هنر سینما نیز از این عشق ورزی دور نبوده و برخی

از سینماگران تلاش کرده اند تا به نوعی، ردپایی از یاد و صدای

او را در فیلم هایشان بیاورند یا موسیقی متن خود را با صدای

او گره بزنند. از جمله ی آنها می تـوان به فیلــم «دلشدگــان»

زنده یاد حاتمی اشاره کرد که قصه اش درباره ی موسیقی و

سرگذشت یک گروه موسیقایی است.


   موسیقی این فیلم ساخته ی حسین علیزاده است و به

عنوان یکی از نقاط قوت فیلم شناخته می شود. این موسیقی

با صدای آواز شجریان همراه شده‌ است که به جای خواننده ی

فیلم ــ امین تارخ ــ خواند؛ ولی اجازه ی لبخوانی به او داده

نشد. به همین خاطر، در صحنه‌های تصنیف خوانی فیلم، هرگز

نمایی بسته از خواننده نمایش داده نشد.


   آواز تک تارخ که بعد از دلباختنش به شاهزاده ی ترک ــ لیلا

حاتمی ــ خوانده می‌شود، از به یاد ماندنی‌ترین لحظات فیلم

است که با صدای استاد شجریان جاودانه شده است. فریدون

مشیری به درخواست او، شعرها و آهنگ‌های فیلم را بررسی

کرده و پس از بازبینی، آوازها و تصنیف‌های ساخته ‌شده برای

این فیلم، بعدا" در آلبومی به همین نام منتشر شد.

 

 


   اصغر فرهادی، فیلمساز برجسته ی کشورمان نیز علاقه ی

وافری به استاد دارد و در «جدایی نادر از سیمین»، این علاقه

را به شکلی دراماتیک در فیلمش نشانه شناسی کرده و پیمان

معادی در نقش نادر، در خودرویش شجریان گوش می دهد و

زیر لب آوازش را زمزمه می کند. همسرش سیمین، با بازی

لیلا حاتمی نیز در این علاقه با او سهیم است و حتی زمانی

که می خواهد خانه و همسرش را ترک کند، یکی از آلبوم های

شجریان را با خودش می برد. این دیالوگ که: «من این شجریان

را با خودم می برم»، نشانه ی علاقه ی این زوج به استاد و در

واقع علاقه ی کارگردان فیلم به ایشان است که ردپایی از این

علاقه را در فیلمش گنجانده است.


   علاقه ی فرهادی به استاد، البته به این فیلم ختم نشده و

او زمانی قصد داشت که در مستندی درباره ی استاد شجریان

به کار و زندگی استاد بپردازد، که البته این اتفاق نیفتاد. ظاهرا"

 دلیل این مسئله، حاد شدن بیماری استاد شجریان و وضعیت

جسمانی او بود. 


   البته مستندی به نام « از سپیده تا فریاد » توسط مهدی

طوسی ساخته شد که یک مستند سفارشی و انتقادی در

باره ی استاد شجریان بود و از تلویزیون به نمایش درآمد.

   روایتـی یک سویـه، جانبدارانـه و جنـاحی که بـا نگـاهی 

ایدئولوژیک به استـاد پرداخت و بیش تـر به یک کار تخریبـی

شباهت داشت تا کارنامه ای از نقش و اثر وی بر هنر و

فرهنگ این سرزمین!


   رد پای استاد را در سینمای ایران می توان در استفاده از

برخی تصنیف ها و آوازها و حتی دعای ربنای او در برخی از

فیلم ها جستجو کرد. ضمن این که خود استاد نیز با اهالی

سینما رابطه ی صمیمی و خوبی داشت و سینماگران از او

در چند برنامه، از جمله در جشن «خانه سینما» دعوت و

تقدیر کردند و استاد نیز چند بیتی آواز به شکل زنده برای

آنها اجرا کرد. البته تداوم حضور شجریان در سینما را می توان

با همکاری فرزندش ــ همایون ــ با سینماگران در خواندن

موسیقی تیتراژی فیلم ها جستجو کرد. از جمله همکاری او

با حمید نعمت الله در فیلم های «آرایش غلیظ» و «رگ خواب»

که تصنیف های آن به شدت مورد توجه و اقبال علاقه مندان

به موسیقی قرار گرفت.

 


   واقعیت این است که سینمای ایران، آنچنان که شایسته ی

جایگاه و مقام هنری استاد شجریان است، نتوانست به او ادای

دین کند و دست کم وجود یک مستند قابل تأمل که بتواند

تصویری درست و دقیق از او را بازنمایی کند، در گنجه ی تصویر

و سینمای ما وجود ندارد؛ جز چند مستندی مثل «قطار مسیر

شصت» یا «چاوش، از درآمد تا فرود» که در فرازهایی از آن با

استاد شجریان مصاحبه شده است. البته با همه ی اینها و با

اینکه تصویر کمرنگی از او در سینمای ایران وجود دارد، جایگاه

اسطوره ای استاد و اعتبار او برای موسیقی ایران، به گونه ای

است که سیما و صدای استاد در حافظه ی تصویری و تاریخی

مردم ایران، ثبت شده و ماندگار خواهد بود. 

 

                 روزنامه ی اطلاعات / سید رضا صائمی

 


برچسب‌ها: محمدرضا شجریان, فرهنگ و هنر ایران, سینمای ایران
 |+| نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم مهر ۱۳۹۹ساعت 17:0  توسط بهمن طالبی  | 
  بالا