|
متوسطه دوم و درس های ناگفته!
|
||
|
فقط از فهمیدن توست که می ترسند |
3- کودتا ضد مجلس: قتل امین السلطان به طور موقت از تقابل میان
شاه و مجلس کاست و موازنه ی قدرت را به نفع مجلس تغییر داد، به
طوری که بعد از قتل اتابک، عموم رجال، اعیان، اشراف، سرداران و امرا
به مجلس آمده و تمایل جدی به مشروطه نشان دادند، آنها طی نامهای
از شاه خواستند که به مشروطه خواهان بپیوندد و از هر گونه اقدم بر
ضد مجلس و مشروطه اجتناب نماید.
گرایش اعیان به مجلس، نه از روی اعتقاد به مشروطه، بلکه ناشی
از ترس آنان پس از به قتل رسیدن اتابک بود. به هر حال این گرایش،
شاه را در موضع ضعف قرار داد و شاه مجبور شد «تمهیداتی که به
واسطه ی آنها میخواست اعتبار مجلس را زائل و عدم لیاقت آنها را
در اذهان مردم بگنجاند، ترک نماید ». متعاقب آن شاه، در 15 شوال
1325 در مجلس حضور یافت. این نخستین بار بود که محمدعلی شاه
به عنوان پادشاه مشروطه در مجلس حضور یافت و به اعلام همراهی
با مجلس و مشروطه قسم یاد نمود، ولی این اعلان همراهی چندان
به طول نینجامید؛ چرا که با مرگ امین السلطان، پردهای که در میان
بود بر افتاد و مردم منشاء واقعی خرابیها را دانستند.

با قتل اتابک، محمدعلی شاه برای تشکیل کابینه ی جدید از
مشیرالدوله دعوت کرد که او به علت مخالفت باطنی شاه با مجلس و
مشروطیت از قبول آن امتناع نمود. در نهایت شاه، مشیرالسلطنه را
به رییس الوزرایی انتخاب و به مجلس معرفی نمود. اما با مخالفت
مجلس با او و به اصرار احتشام السلطنه، ناصر الملک در 18 رمضان
1325 ریاست الوزرایی را پذیرفت.
در همین زمان، متمم قانون اساسی به امضای شاه رسید و شاه
با حضور در مجلس سوگند وفاداری خورد و در ظاهر تفاهمی میان
شاه و مجلس پدید آمد، ولی این وفاداری چندان به طول نینجامید؛
شاه به دنبال تحصن انجمنها در صحن بهارستان و درخواستهای
سه گانه ی آنها مبنی بر ایجاد قشون ملی، دریافت پول مقرره از
شاهزادگان (که مجلس وضع نموده بود) و واگذاری حفظ و حراست
از شهر به آنان، با متهم کردن مجلس به دخالت در امور قوه ی
اجراییه، خواستار رسیدگی به انجمن ها و اقدامات آنها شد. مجلس
در پاسخ هرگونه مداخله در امور اجرایی را رد نمود و به موجب قانون
اساسی، اجتماعات را آزاد دانست و وعده ی تنظیم نظامنامه ی
انجمنها را داد.

درخواست انجمنها مورد پذیرش مجلس قرار نگرفت، ولی طرح
قشون ملی به بحث گذاشته شد. با این حال نمایندگان به مسئله ی
قشون ملی خوشبین نبود. رییس مجلس بحث درباره ی این موضوع
را موکول به جلسات بعدی کرد، تا تأمل بیشتری در این باره صورت
بگیرد، ولی در عمل پس از ارجاع به کمیسیون درباره ی آن هیج بحثی
در مجلس نشد و قضیه به خودی خود منتفی شد.
به اعتقاد احتشام السلطنه طرح قشون ملی، جنگ شاه با مجلس
را تسریع می کرد و به این دلیل مورد قبول قرار نگرفت.
همزمان با این حوادث، شاه سواران آذربایجانی را به پایتخت فراخواند.
این امر باعث اعتراض مجلس شد. در این موقع شاه در تلاش بود که
علاوه بر سواران آذربایجان ، چند هنگ شاهسون و بختیاری را به تهران
بیاورد تا به کمک آنها بتواند کار انقلاب را یکسره کند.
با علنی شدن مخالفت شاه با مجلس و نقشه ی کودتا، انجمنهای
تهران در حمایت از مجلس در بهارستان تجمع نمودند و مشروعه خواهان
نیز در 9 ذیقعده در میدان توپخانه اجتماع کردند.
«مقتدر نظام» و «صنیع حضرت» از سران اشرار با همراهی گروهی از
همدستان خود به مجلس حمله بردند، ولی با مقاومت نیروهای مجلس
مجبور به بازگشت به میدان توپخانه شدند. اجتماع کنندگان کمی بعد
شیخ فضل الله را با خود به میدان آوردند. بنا به گفته ی کسروی، این امر
به اجتماع عظیمی علیه پارلمان و سلطنت مشروطه مبدل شد. در
ادامه به دستور شاه، قوای قزاقی که قرار بود به ساوجبلاغ در سرحدات
آذربایجان فرستاده شود، به بهانه ی جلوگیری از آشوب، در میدان
توپخانه به نگهداری اجتماع کنندگان گماشتند.

با شدت گرفتن تنش میان طرفین، شایع شد که دولت مجلس را به
توپ خواهد بست. همزمان با این وقایع، طباطبایی و بهبهانی از ایالات
یاری طلبیدند. تبریز در پاسخ، با دعوت از دیگر انجمنها به مساعدت با
مجلس، خلع شاه را از سلطنت اعلام نمود و طی تلگرافی به
سفارتهای خارجی نوشت «از کسی اطاعت خواهیم کرد که پارلمان
محترم، وی را به مقام سلطنت برگزیند». در ادامه با استعفای هیئت
دولت و توقف ناصرالملک در دربار، سفیر روس و انگلیس یادداشتی
برای شاه فرستادند که در خیال بر هم زدن مجلس نباشد و با مجلس
همراهی کند. در این زمان، وزیر خارجه ی روس به «سر ادوارد گری»
اطلاع میدهد که « شاه مکررا" از ما حمایت خواسته و ما بی طرفی
اختیار کردیم». مجلس تصمیم به اعزام هیئتی برای مذاکره با دربار
گرفت، ولی هیئت نمایندگی بدون اخذ تنیجه از دربار بازگشت. بنابراین
مجلس در دفاع از خود، سه تصمیم گرفت: آرایش دفاعی در نگهبانی
مجلس و مقابله با حمله ی محتمل قزاقان، فرستادن نامه ی اعتراض
به محمدعلی شاه و صدور بیانیه به سفارتهای خارجی.
سرانجام، شاه با مشاهده ی حمایت طیف مشروطه خواه از مجلس
و به خصوص انجمن تبریز، از در سازش درآمد و صلح موقتی بین شاه
و مجلس تحقق یافت. به این ترتیب، کشاکش شاه با مجلس موقتا" به
پایان رسید و در 16 ذیقعده 1325 هیئت دولت جدید با قرآنی که شاه
در همراهی با مشروطه امضاء و مهر کرده بود به مجلس آمد و از طرف
شاه قسم نامهای در حمایت از مجلس قرائت کرد. بنا به گفتهای در 8
ذیقعده عضدالملک، رییس ایل قاجار به حضور شاه رفت و او را مسئول
اوضاع اسف بار مملکت قلمداد کرد و هشدار داد که اگر روش خود را
اصلاح نکند، طایفه ی قاجار او را از سلطنت خلع و ولیعهد را جانشین
او خواهد کرد. شاه که از این تهدید ترسیده بود، قول همراهی بیشتر
با مشروطه داد.
کودتای ذیقعده و شکست شاه، موفقیت دیگری برای مجلس و نظام
مشروطه در برابر نظام مطلقه و طرفداران آن بود. شاه هر بار به بهانههای
مختلف، سعی در تضعیف و حذف مجلس داشت، ولی این بار نیز با
مقاومت مجلس و حمایت نشدن از جانب دولتهای خارجی، حاضر به
سازش مصلحتی شد.
بعد از حادثه ی میدان توپخانه و صلح شاه و مجلس، روابط میان
سلطنت و مجلس ظاهرا" بهبود یافت، به طوری که شاه وعده ی
حضور مجدد در مجلس را داد، اما دیری نگذشت که با سوء قصد به
جان شاه در 25 محرم 1326، کشاکش دیگر میان شاه و مجلس آغاز
شد. شاه از این حادثه جان سالم به در برد، ولی اعتقاد داشت
مجلس و وکلا توطئه کردهاند که او را بکشند. با این حال، شاه مدتی
خونسردی خود را حفظ کرد و با اظهار همراهی و مساعدت با مجلس،
اعلام داشت برای افتتاح امارت جدید مجلس به آنجا خواهد آمد. شاه
ده روز پس از سوء قصد، طی دستخطی به مجلس اولتیماتوم داد که
اگر تا چند روز آینده مرتکبین دستگیر نشوند خود، شخصا" اقدام خواهد
کرد. این در حالی بود که مجلس خواستار دستگیری اشرار و عاملان
سوء قصد از مجرای قانونی بود و هرگونه اقدامی در این راستا را از
وظایف وزرا به عنوان قوه ی مجریه میدانست.

در هر حال شاه بلافاصله طی دستخطی به حاکم تهران، دستور
توقیف متهمین به سوء قصد را داد. در پی این دستور، متهمین دستگیر
و برای استنطاق، روانه ی دربار شدند. مجلس در اعتراض به این اقدام
شاه دستور توقف محاکمه عاملان سوء قصد را داد. بنا به گفتهای این
حادثه، ضدیت شاه را با مجلس به اوج خود رسانید و باعث شد که
«نهال آزادی را ریشه کن و آزادی خواهان را دچار بدبختیهای گوناگون
و مملکت را به خاطر دخالت علنی بیگانگان تهدید نماید»!
با شدت گرفتن اختلاف میان مجلس و شاه، گروهی از امرا در منزل
عضدالملک تحصن نمودند و خواستار میانجیگری او در این باره شدند.
عضدالملک در خواستهای متحصنین را به اطلاع شاه رسانید، ولی
شاه از پذیرفتن این درخواستها خودداری کرد و در مقابل، تبعید
هشت تن از آزادی خواهان را خواستار شد. سرانجام شاه به بهانه ی
استراحت در قصر خارج از شهر در جمادی الاول 1326، به باغ شاه
عزیمت کرد. در همان روز سیمهای تلگراف را قطع نمودند تا خبر به
شهرهای دیگر نرسد. شاه، چهار روز بعد از استقرار در باغ شاه، طی
آگهی جنگی با عنوان «راه نجات و بیداری ملت» بر مخالفین خود با
تندترین الفاظ تاخت. به این ترتیب، کودتای دیگری ضد مجلس شکل
گرفت. مجلس در پاسخ، طی نامه ی شدید اللحنی شاه را به ایجاد
نگرانی مغرضانه با خروج ناگهانی از شهر بر خلاف اراده ی ملت متهم
کرد و اعلام داشت که ملت این عمل شاه را تهدیدی برای امنیت و
آزادی خود میداند. در همان روز، بهبهانی و طباطبایی، تلگرافهایی
به شهرها نمودند و آنها را به یاری طلبیدند. با خروج شاه از تهران و
عزیمتش به باغشاه، مجلس نه تنها عکس العمل موثری نشان نداد،
بلکه در موافقت با نامه ی شاه مبنی بر پراکنده کردن متحصنین
مجلس، آن ها را پراکنده نمود و حتی تعدادی از وکلا مانع از مسلح
شدن قراولان شدند، به طوری که حاج محمد اسماعیل آقا تفنگهای
مجلس را جمع آوری و ضبط می نمود.
سرانجام با صدور دستور جنگ از سوی محمدعلی شاه به لیاخوف
روسی، فرمانده ی قزاق در 23 جمادی الاول 1326 کودتا ضد مجلس
به وقوع پیوست و به تمام تقابلها میان مجلس و شاه پایان داد. تقابلی
که میان مجلس به عنوان نماد نظام مشروطه و شاه به عنوان مظهر
نظام استبدادی و سلطنت مطلقه وجود داشت.

محمدعلی شاه و ملک جهان، همسرش
نتیجه گیری
در مجموع میتوان گفت که اگر این کودتا نیز مانند کودتای پیشین
موفق نمیشد، شاه به فکر کودتای دیگری ضد مجلس میافتاد، چرا
که گرایش محمدعلی شاه به نظام استبدادی و تلاش او برای احیای
سلطنت مطلقه در تضاد با نظام مشروطه پارلمانی بود.
محمدعلی شاه که در دوره ی ولیعهدی برای تثبیت موقعیت خود به
حمایت از مشروطه پرداخته بود، با دست یابی به سلطنت، خود را در
موضع قدرت یافت؛ بنابراین برای تجدید نظام منسوخ شده ی استبدادی
وارد عمل شد. او در تلاش برای اعاده ی استبداد تنها نبود، بقایای
حاکمیت کهن استبدادی، از جمله عناصر درباری در این راه به او یاری
میرساندند. محمدعلی شاه با بهره گیری از این حمایتها، تلاش خود
را برای اعاده ی قدرت آغاز کرد.
نزاع میان مجلس و شاه، نزاع بر سر قدرت و تقسیم نکردن آن بود.
تعلق خاطر محمدعلی شاه به نظام خودکامگی، مانع اصلی در راه
سازش و همراه شدن شاه با مجلس و مشروطه بود. او هر وقت خود
را قدرتمند مییافت، متوسل به اقدامات خصمانه و خشونت آمیز بر
ضد مجلس میشد، اما با مشاهده ی مقاومت مجلس، مجبور به
سازش و همراهی ظاهری با آن میگردید. با این حال، تسلیم شدن
و همراهی نمودنهای شاه، کم دوام بود. شاه با هر شکست، مترصد
فرصت جدیدی بر ضد مجلس میشد.
واقعیت این بود که نگاه سنتی و قدرت بیحد و حصر در سیستم
جدید، دیگر جایی نداشت، ولی این مسئله، هیچ گاه مورد قبول شاه
قرار نگرفت؛ در نتیجه چندان طول نکشید که نظام استبدادی به رهبری
محمدعلی شاه و نظام مشروطه به رهبری مجلس، رویاروی هم قرار
گرفتند. و در نهایت این شاه بود که موفق شد مجلس را کنار بزند.
زهرا کاظمی
کارشناس ارشد تاریخ و مدرس دانشگاه
|
|