متوسطه دوم و درس های ناگفته!
 
 
فقط از فهمیدن توست که می ترسند
 

 

   می بينم که وام از غزالی و سعدی می گيرم و نصيحة الملوک ديگر

می نويسم و از «سلطان» تقاضای عدل و رحمت برای رعيت می کنم

و چه جای شگفتی است؟ نه نظام ما نظامی مردم سالار است نه مردم

ما شهروندان حقّ مدار؛ بل همچنان سلطانی داريم و رعيتی!

 

          اينک ز بنده دعوی وز محتسب گواهی


   سعدی گفت : «دو چيز حاصل عمر است: نام نيک و ثواب». شما هم

برای نام نيک اين جهان و پاداش کلان آن جهان، در اين «نصيحة الملوک»

به عين عنايت بنگريد. ابراهيم نبی از خدا نام نيک می خواست: «و اجعل

لی لسان صدقٍ فی الآخرين»، شما هم که از نام نيک نمی گريزيد، از

صحبت دوستی برنجيد که بد را حَسَن و خار را سمن و عيب را کمال و

زشتی را جمال می نمايد!

 

 کو دشمن شوخ چشم چالاک، تا عيب مرا به من نمايد؟!


   من دشمن چالاک شما نيستم اما ناقد بی باک شما هستم و در کار

شما عيوب بسيار می بينم که اگر بنويسم مثنوی هفتاد بل هفتصد من

کاغذ می شود. من در اين مخاطبه ی پر مخاطره، آبروی فقر و قناعت را

می خرم و نام نيک و ثواب می طلبم. پروای حقيقت و مصلحت مرا به اين

خطر می خواند که به جای شربت شيرين مدح، داروی تلخ نقد را در کام

شما بچشانم.


زان حديث تلخ می گويم ترا

                                        تا ز تلخی ها فروشويــم ترا

 

 


برچسب‌ها: اقتصاد سیاست فرهنگ, دکتر عبدالکریم سروش
 |+| نوشته شده در  جمعه دهم اردیبهشت ۱۴۰۰ساعت 15:0  توسط بهمن طالبی  | 
  بالا