متوسطه دوم و درس های ناگفته!
 
 
فقط از فهمیدن توست که می ترسند
 

   در نهارخوری دانشکده، بعد از صـرف غذا، صحبـت از ایـن بـه میـان

آمـد کـه چگونـه می تـوان احتمـال وقـوع حوادث را به دست آورد.

ریاضی دان جوانی که در میان جمع بود، سکه ای را از جیبش بیـرون

آورد و گفت: اگر سکه را پرتاب کنـم، احتمال اینکه شیـر بیایـد چقـدر

است؟

   یکی از حاضران گفت: «احتمال» یعنی چه؟

   ریاضی دان جوان گفت: این خیلی ساده است.سکه بعـد از پرتـاب

می توانـد به دو صـورت بیاید: شیر یا خط. در این مورد فقـط دو حالت

ممـکن است. اگر شیر آمدن برای ما مهم باشد، از این دو حالت فقط

یک حالت آن برای ما مناسب است. پس احتمـال یعنی:

 

 

  «تعداد حالات دلخواه از تعداد حالات ممکن»

 

   

   کســی که سـؤال کرده بـود گفـت: پس 1/2 احتمـال دارد که شیــر

بیاید و 1/2 احتمال دارد که خط بیاید،بله؟ و ریاضی دان جوان سخن او

را تأیید کرد.

 

   

   در همیـن موقـع یکی از شـرکت کننـدگان گفت: سکه آسـان است،

بیایید تـاس را در نظـر بگیریم.

    ریاضی دان جوان پیشنهاد او را پذیرفت و گفت: می دانید که در یک

تاس استانـدارد، بر روی هر سطـح مکعب یک رقـم از ارقـام 1 تا 6 حک

شده است، که جمع دو سطح روبروی هم همیشه 7 می شود. وقتی

که تاس را می اندازیم، بر روی یک سطح خود فرود می آید. چون حالات

ممکن 6 اسـت، احتمـال شش آمـدن تاس 1/6 می شـود و یا احتمال

فـرد بودن عددی که می آید 3/6 یا 1/2 است.

   همین طور احتمال زوج آمدن، احتمال کمتر از 5 آمدن و ... را می توان

حساب کرد.

 

 

   

   در این موقع یکی دیگر از حاضران در حالی که سیبی را قاچ می کرد،

گفت: آیا واقعا" در تمام حالات می توان احتمـال حوادث را حساب کرد؟

مثلا" احتمـال این که اولین عابـری که از جلـوی پنـجره رد شـود، مـذکّر

باشد، چقدر است؟

   ریاضی دان جوان خوشحال از این که بحث گل انداختــه و مـورد توجه

حاضران قرار گرفته، گفت: این احتمال هم مسـاوی 1/2 است. چون از

میـان دو حالـت «مـذکر» و «مـؤنث»، یکی از حالات دلخواه مـاست.

   یکی از حضار پرسید: خوب احتمال این که دو نفر اولی که از جلـوی

پنجره می گذرند، مرد باشند چقدر است؟

   ریاضی دان جوان گفـت: بسیـار خوب! چون مــا حالا در ساختمــان 

دانشـکـده هستـیـم و در اینـجا کودک و خردسـال نیست و همـگـی 

کارکنان و دانشجویان مـرد یا زن هستنـد، احتمـال اینکه عابـر اولـی

مـرد باشد 1/2 و احتمال این کـه عـابـر دومی هـم مـرد باشد نیز 1/2

است. پس از بیـن چهار حالـت مـمکـن (م ، ز) (م ، م) (ز ، م) (ز ، ز)،

فقـط یک حالت آن برای ما مناسب اسـت کـه همـان (م ، م) باشـد.

پس احتمـال این کـه دو عـابـر اولـی که از پشـت پنـجره بگـذرنـد، مرد

باشند 1/4 است.

   یکی دیگر از اعضـا با علاقـه گفت: اجازه بدهیـد احتمال اینکه سـه

نفـر اولـی که می گذرنـد مـرد بـاشنـد را من بگویم. همـه ی حاضران

پذیرفتنـد و او گفت: احتمال مرد بودن عابر اول 1/2 و احتمال مرد بودن

عابر دوم هم 1/2 و احتمـال مـرد بـودن عـابـر سـوم هـم 1/2 اسـت.

پـس احتمال اینکه سه عابر اول مرد باشند 1/2×1/2×1/2 یعنی 1/8

است. همگی حضار با اشتیاق برای او دست زدند و بدین وسیلـه او

را تـأییـد کردند.

   وقتی که حاضران احتمـال اینکه ده نفـر اول عبوری از مقابل پنجره

را که مـرد باشنـد، محاسبه کردند به کسر 1/1024 رسیدند.

 

 

  1/2×1/2×1/2×1/2×1/2×1/2×1/2×1/2×1/2×1/2

 

 

   در اینـجا ریاضی دان جوان گفت: یعنی احتمال اینکه هـر ده نفـر اول

گذرنـده مـرد بـاشنـد، از یـک در هزار هم کم تر است. یعنی اگـر شما

یک تومـان شـرط ببنـدید که این حادثه اتفـاق می افتـد، من می توانم

هـزار تومـان شـرط ببنــدم که این اتفـاق نمی افتد! البته باز هم شما

احتمال بـرنـده شدن داریـد، ولی یک حالت در 1024 حالت است!


برچسب‌ها: معما و سرگرمی, داستان
 |+| نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم بهمن ۱۳۹۹ساعت 20:14  توسط بهمن طالبی  | 
  بالا