متوسطه دوم و درس های ناگفته!
 
 
فقط از فهمیدن توست که می ترسند
 

 

   در این سراب بی هویتی، مسلم یک انسان کامل است. انسانی

با مبانی اعتقادی درست و متکی بر بَیّنه (دلایل روشن و آشکار).

به این نمونه و نشانه ی تاریخی زندگی مسلم توجه کنید:

 

   هانی بن عروه، دوست شریک بن اعور بود. شریک به همراه

عبیدالله بن زیاد از بصره آمده بود. همراهی او توطئه ی ابن زیاد

بود که خودش را در آغاز ورود به کوفه، به گونه ای آراسته بود و

از راهی آمده بود که گویی امام حسین آمده است. مردم با تکبیر

و درود و اشک از او استقبال کردند. به دارالاماره که رفت، تازه 

مردم فهمیدند که فریب خورده اند و او عبیدالله بن زیاد، حاکم

جدید است. همراهی شریک بن اعور و منذر بن جارود ــ که امام

حسین نامه ای برای او نوشته بود ــ ابزار فریب مردم بود.

 

   شریک هنگامی به خانه ی هانی آمد که مسلم آنجا بود. از قضا

شریک سخت بیمار شد. وقتی ابن زیاد مطلع شد، اعلام کرد که به

دیدار او خواهد آمد.

   شریک به مسلم گفت: هدف اصلی تو و شیعیان تو، نابودی این

ستمگر است و خداوند این کار را برای تو آسان و فراهم ساخته

است که او فردا برای عیادت من می آید. تو در پستوی این حجره

باش و چون او پیش من آرام گرفت، ناگاه بیرون بیا و او را بکش و به

قصر حکومتی برو و آنجا را تصرف کن و همانجا باش. هیچ یک از

مردم در این باره با تو ستیزی نخواهند کرد و اگر خداوند به من

سلامتی عنایت فرماید، به بصره خواهم رفت و آنجا را برای تو کفایت

می کنم و مردم آنجا را به بیعت تو درمی آورم.

   هانی در این میان به سخن آمد و گفت: من دوست ندارم که ابن

زیاد در خانه ی من کشته شود. شریک به او گفت: چرا؟! به خدا

سوگند، کشتن او موجب تقرب به خداوند متعال است.

 

   ... امیر بر در خانه رسید و مسلم وارد پستوی حجره شد و عبیدالله

نزد شریک آمد و بر او سلام داد و پرسید حالش چگونه است و آیا دردی

دارد؟ چون پرسش ها از شریک به درازا کشید و شریک متوجه شد

که مسلم در حمله ی خود تأخیر کرده است؛ دچار بی تابی شد و چون

امیر، بیمار را ناراحت یافت، برخاست و رفت. مسلم از پستو بیرون آمد

و شریک گفت: آیا ترس و ضعف تو را از کشتن عبیدالله بازداشت؟!

   مسلم گفت: نه. دو چیز مانع شد. نخست اینکه هانی خشنود نبود

که عبیدالله در خانه ی او کشته شود و دوم این سخن پیامبر در یادم

آمد که فرموده بود «مؤمن کسی را برای کشتن غافلگیر نمی کند و

بی هوا بر او نمی تازد تا او را بکشد.» 

 

      مسلم در کشتن دشمن پر کینه ی خود این دغدغه را داشت که

خارج از اصول و براساس سلیقه و خوشامد خود و دیگری عمل نکند و

در برابر، عبیدالله و دیگر مهره های استبداد، درصدد بودند که از هر

حادثه و هر فرد و هر فرصتی جهت تثبیت قدرت خود و سرکوب مردم

استفاده کنند!

 

 


برچسب‌ها: پیامبر گرامی اسلام, امام حسین علیه السلام, مسلم بن عقیل, فرهنگ عاشورا
 |+| نوشته شده در  دوشنبه سوم شهریور ۱۳۹۹ساعت 14:53  توسط بهمن طالبی  | 
  بالا