|
متوسطه دوم و درس های ناگفته!
|
||
|
فقط از فهمیدن توست که می ترسند |
حرّ که احساس کرد از سخنان امام عطر جهاد و مقاومت برمی خیزد،
گقت: اگر با ما بجنگی، با تو خواهیم جنگید و اگر جنگ شروع شود،
نابود خواهی شد!
امام به او گفت: مرا از مرگ می ترسانی؟! نمی دانم چگونه و با چه
زبانی با تو سخن بگویم. سخن آن برادر اوسی را می گویم که با پسر
عمویش سخن می گفت و می خواست از پیامبر حمایت کند. می گفت:
بزودی می روم! مرگ بر جوانمرد، ننگ نیست. هنگامی که
او انگیزه ای درست و نیکو دارد و بر آن انگیزه، جهاد می کند
و مسلمان است.
جانش را فدای انسان های صالح می کند، و از تباه شده ی
فریفته و خوار، دوری می گزیند.
اگر زنده ماندم، پشیمان نیستم و اگر مُردم، ملامت نمی شوم.
برای تو خواری همین بس که بمانی به ننگ.
|
|