متوسطه دوم و درس های ناگفته!
 
 
فقط از فهمیدن توست که می ترسند
 

 

   بیانیه ی اخیر «مهندس موسوی» موجی از کنش و واکنش ها را در

سطح جامعه برانگیخت و در صدر اخبار رسانه های مستقل و شبکه های

مجازی قرار گرفت. مفاد این بیانیه با وجود حجم اندک آن حاوی محتوا و

نکات بسیار مهم و قابل توجهی است و نقطه ی عطفی در روند حرکت

اصلاحی و مدنی جنبش سبز و نیز در سیر تحول و تطوّر فکری خود وی

به حساب می آید. به همین دلیل است که این بیانیه موجی از امیدواری

و دلگرمی در میان آگاهان و تحول خواهان نیز ایجاد کرده است. 

   در اینجا به برخی اقدامات و مسئولیت های موسوی و وجوهی از آراء

و افکار وی و نیز پاره ای ویژگی ها و خصایل شخصیتی او می پردازیم و

بدون اینکه بخواهیم از او یک قدیس بسازیم و یا «شخص محوری» و

«اتکاء به شخص» را ترویج کنیم به پاس مشقات و زحماتی که در این

سال ها برای پاسداشت آزادی و عدالت متحمل شد و به احترام

شجاعت و مردانگی او به زوایا و ابعادی از شخصیت او می نگریم.

 

   اساسا" در سپهر سیاسی، فرهنگی و هنری دوره ی معاصر ایران،

موسوی، چهره ای سرشناس و شناخته شده است و بی نیاز از

معرفی مشخصات فردی و شخصی می باشد. او اکنون چهره ای ملی

و محبوب و دارای پایگاه اجتماعی گسترده ای است و حتی می توان

گفت چهره ای بین المللی و از جهت مبارزه با استبداد و دفاع از حقوق

ملت دارای اعتباری جهانی است و از جهت حصر و حبس طولانی مدت

نیز، قابل مقایسه با «نلسون ماندلا»، رهبر آزاده ی آفریقای جنوبی.

   واضح است که رسیدن به این نقطه، حاصل حدود هفتاد سال زندگی

پرفراز و نشیب و طی مسیری پرتکاپوست. فعالیت های مبارزاتی او با 

مساهمت در تکوین و فعال شدن انجمن اسلامی دانشجویان، فعال

کردن برنامه های فرهنگی و سیاسی «حسینیه ارشاد» و راه اندازی

بخش هنری آن به اتفاق خانم دکتر زهره کاظمی (در آن زمان موسوم

به اسم مستعار زهرا رهنورد) و ارتباط و همکاری نزدیک این دو با

زنده یاد دکتر علی شریعتی، دایر کردن گالری نقاشی در دوران

دانشجویی در رشته معماری در دانشگاه ملی، شروع شد و پس از

سال 1357 نیز در مسئولیت های مهمی ادامه یافت که مهمترین آن

بعد از تصدی سمت وزیر امور خارجه، مدیریت روزنامه ی جمهوری

اسلامی، هشت سال نخست وزیری و بیش از چند سال ریاست

فرهنگستان هنر بود.

 

   اما آنچه بیش از همه ی اینها باعث شهرت موسوی هم در داخل و

هم در خارج و در سطوح منطقه ای و بین المللی شد شرکت او در

انتخابات مناقشه برانگیز ریاست جمهوری سال 1388 و پایمردی او در

وفاداری به عهدی بود که با خدای خود و با مردم سرزمین خویش، به

ویژه با محرومان و اقشار آسیب پذیر بسته بود. آن هم نه انتخاباتی

واقعی و آزاد، بلکه نمایشی کاملا" صوری و مهندسی شده که به

کودتا و توطئه ای حکومتی - نظامی بیشتر شباهت داشت تا به

انتخابات و به قول خودش نوعی شعبده بازی و نمایشی مضحکه آمیز

و صحنه آرایی خطرناک بود.

   موسوی، همانگونه که در خردادماه 88 گفت هرگز تسلیم آن نمایش

دروغین نشد و به سبب همین مقاومت و سر تسلیم فرود نیاوردن در

برابر آن، ده سال است که به همراه همسر هنرمند و قرآن پژوه و

نهج البلاغه پژوه خود در زندان ظالمانه و غیرقانونی به بند کشیده

شده است.

    او در این مدت، نشان داد از عزم و اراده ای پولادین و وصف ناپذیر

برخوردار است و با وجود سانسور خبری و اطلاعاتی، دارای تحلیل

عمیق و نگاهی ژرف به مسایل کشور است.

 

    شرکت در انتخابات سال 88 که پس از یک دوره ی زمانی بیست

ساله دوری از مسئولیت های کلان سیاسی صورت گرفت، زمانی بود

که استبداد دینی و بی اثر کردن قانون اساسی، را منحرف کننده

جمهوری اسلامی و استحاله کننده ی معنای آن می دانست. یعنی

زمانی وارد عرصه ی انتخابات شد که اساس کشور و کلیت آرمانهای

مردم را در معرض مخاطره دید. اینجا بود که احساس مسئولیت کرد و

نامزد ریاست جمهوری شد تا به حاکمیت «امپراطوری دروغ» که به

بنیان های اخلاقی و انسانی جامعه آسیب جدی وارد کرده بود، پایان

دهد.

 

 

   موسوی عملا" نشان داده که به دنبال قدرت و یا در پی بهره مندی

از مزایای ریاست نیست، نشان به آن نشان که در سال 76 وقتی که

تشکل ها و نیروهای سیاسی قبل از اینکه سراغ خاتمی بروند از وی

برای شرکت در انتخابات ریاست جمهوری دعوت کردند و چندین ماه

اصرار به پذیرش این دعوت داشتند و او نهایتا" نپذیرفت. چرا؟ چون به

زعم او تهدید یا خطری جدی برای کشور احساس نمی شد و ضرورتی

برای حضور خویش قائل نبود.

   براین اساس، هم سکوت او معنادار و حساب شده است و هم حضور

او؛ و این ویژگی نادر و کمیابی است که جز از انسان های خودساخته و

وارسته برنمی آید. (مقایسه کنید با انتخابات مجلس خبرگانی که

احمد جنتی به ضرب زور حاکمیت در آخرین رتبه تهران (رتبه 15) جای

داده شد و با دهن کجی تمام به شعور رای دهندگان بر کرسی ریاست

این مجلس نشانده شد تا به همگان ثابت کنند که رای آنها موجب هیچ

تغییری نخواهد شد و قدرت مداران همچنان سوار بر اسب چموش قدرت

می تازند!)

   در چنین شرایطی است که ارزش و اهمیت اقدامات انسان هایی

چون موسوی نمایان می شود که جز در مواقع ضروری و برای حفظ یا

نجات کیان کشور تمایلی برای حضور در قدرت ندارند.

   موسوی همچنان که هرگز حاضر نیست به هر قیمتی به قدرت برسد

حاضر نیست به هر قیمتی هم بر سر قدرت باقی بماند و هر گاه به

این نتیجه برسد که حضورش در قدرت موثر نیست و دیگران در امور

مربوط به او مداخله می کنند و عنان کار را در اختیار ندارد لحظه ای در

کناره گیری درنگ نمی کند. استعفای او از نخست وزیری آن هم در

وضعیت جنگی، مؤید صحت این مدعاست. هرچند استعفا در نهایت

پذیرفته نشد ولی نفس اقدام، کاری ارزشمند بود و حاکی از شهامت

او و عدم دلبستگی اش به قدرت است.

   مورد دیگر صدور همین بیانیه ی اخیر است. زمانی که استبداد دینی

دست به سرکوب خشونت آمیز اعتراضات تهیدستان زد و در جاهایی

مثل ماهشهر با تانک و دوشکا به مردم معترض حمله کرده و با هلیکوپتر

نظامی بر فراز منطقه گشت زنی می کردند. معترضانی که به تعبیر

دقیق موسوی جانشان به لب رسیده بود. اینجا هم احساس خطر کرد

و این بیانیه ی پرمغز و بنیان برافکن را صادر نمود.

   البته موسوی بعد از انتخابات 88 و سرکوب مردم چندین بیانیه منتشر

ساخت که امروزه به مثابه مجموعه ای نفیس تاریخی و به عنوان منشور

فکری جنبش سبز می تواند مورد استفاده مورخان و تحلیلگران سیاسی

قرار گیرد. اما بیانیه ی اخیر، از جهاتی استثنایی و بی نظیر است و

می توان آن را هم، حلقه ی دیگری از آن سلسله بیانیه ها دانست و

هم، سرآغاز حرکتی جدید با رویکردی نوین به شمار آورد. در اینجا رأس

نظام و یا جوهره و قلب آن هدف قرار داده شد و با مقایسه ی دو نوع

نظام سیاسی شاهنشاهی و ولایت مطلقه فقیه و شباهت آن دو در

فرماندهی و سکانداریِ ماشین سرکوب، گویا از اصلاح پذیری نظام

ناامید و خواهان تغییر اساسی در ساختار نظام شده است.

   واقعیت این است که نظام، به وضعیتی مُتصلّب و انعطاف ناپذیر

رسیده و راه هرگونه اصلاح و تغییر را مسدود ساخته است. اگر موسوی

در بیانیه های قبلی از بازگشت سیاست ها و خط مشی ها به ریل

جمهوری اسلامی و یا از اجرای بدون تنازل قانون اساسی سخن

می گفت در اینجا از اصلاح حکومت دینی و نظام مبتنی بر ولایت فقیه با

اختیارات مطلقه سخن می گوید. این نکته، نشانگر بی نتیجه بودن انجام

اصلاحات در درون نظام و عبور از وضعیت فعلی حاکم بر کشور و پیگیری

اصلاحات ساختاری در ارکان اصلی سیستم است.

...

 


برچسب‌ها: میرحسین موسوی
 |+| نوشته شده در  دوشنبه هجدهم آذر ۱۳۹۸ساعت 0:40  توسط بهمن طالبی  | 
  بالا