متوسطه دوم و درس های ناگفته!
 
 
فقط از فهمیدن توست که می ترسند
 

 

   یه شاگرد داشتم اسمش امیـرعباس بود، خیلی منو دوست داشت،

منم خیلی خاطرشو می خواستم. یه بار تـو کلاس تـاریـخ پنـجم گفت:

   آقـا مگه «خان» رو برای احترام نمی گیم، چرا به چنگیز که این همه

ظلم کرده می گیم «چنگیزخان»؟

   گفتم تو این دیار هر کی بیشتر ظلم کنه، بیشتـر احترامش می کنند

در عوض هر کسی که خدمت کنه، هر کسی دلسوز باشه، هر کسی

که بیش تـر به سـرنـوشت مـردم فکــر مـی کنـه، بیچاره ش می کننـد،

خونه نشینش می کننـد؛ اینـجا جهان سومه بابا!

 


برچسب‌ها: یادداشت های یک معلم, استبداد و استبدادزدگی
 |+| نوشته شده در  پنجشنبه بیستم خرداد ۱۴۰۰ساعت 22:37  توسط بهمن طالبی  | 
  بالا