متوسطه دوم و درس های ناگفته!
 
 
فقط از فهمیدن توست که می ترسند
 

روزی گذشت پادشهی از گذرگهی

فرياد شوق بر سر هر کوی و بام خاست

پرسيد زان ميانه يکی کودک يتيم:

کاين تابناک چيست که بر تاج پادشاست؟

آن يک جواب داد: چه دانيم ما که چيست

پيداست آنقدر که متاعی گرانبهاست

نزديک رفت پيرزنی گوژپشت و گفت:

اين اشک ديده ی من و خونِ دلِ شماست

ما را به رَخت و چوبِ شبانی فريفته است

اين گرگ سالهاست که با گله آشناست!

 


برچسب‌ها: پروین اعتصامی, استبداد و استبدادزدگی
 |+| نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم بهمن ۱۳۹۹ساعت 10:21  توسط بهمن طالبی  | 
  بالا