|
متوسطه دوم و درس های ناگفته!
|
||
|
فقط از فهمیدن توست که می ترسند |

در این چند روزه تصاویر و فیلم هایی در فضای مجازی منتشر گردید
که از نظر برخی مردم تعجب آور و انتقاد برانگیز بود:
لیسیدن در و دیوار حرم، شلوغی برخی اماکن عمومی و محل های
خرید،سفر و ترافیک جاده ها، اعتراض به بسته شدن اماکن زیارتی و
شکستن در و ورود فاتحانه به این اماکن و آخرین مورد هم برپایی
جشن و آتش بازی چهارشنبه سوری.
آنچه در این یادداشت خواهید خواند این است که اگرچه این رفتارها
اشتباه است اما زیاد جای تعجب ندارد؛ اشتباه مهم و اصلی را باید
جای دیگر جستجو کنیم.
جامعه شناسان و روانشناسان چهار عامل را محرک اصلی رفتارهای
انسان می دانند:
- عادتهای فردی و سنت های اجتماعی
- عوامل روانی (هیجان، ترس، خشم، عاطفه و ...)
- اعتقادات و باورهای مذهبی و ایدئولوژیک
- عقلانیت و محاسبه گری
در نحوه ی تحریک و اثر گذاری این عوامل بایستی به این نکات توجه
کرد.
1- این عوامل اغلب به صورت ترکیبی در بروز و ظهور رفتارهای انسان
نقش دارند و تصور اینکه هر یک از رفتارهای ما بطور خالص تحت تاثیر
تنها یک عامل قرار گیرد تصور نادرستی است.
2- برحسب زمینه، تربیت، شخصیت و نوع رفتار؛ میزان تاثیرگذاری هر
یک از این عوامل بر روی فرد متفاوت است. آنچه مهم است این است
که شباهت و نزدیکی بیشتری بین محرک و رفتار باشد. مثلا" بروز
رفتار عاطفی و هیجانی در مرگ عزیزان، به اندازه ی محاسبه ی
عقلانی توان ماهیچه های یک وزنه بردار توسط مربی اش، درست
است و تصور جابجایی محرک در این دو اشتباه است.
3- در ساختارهای متفاوت سهم هر یک از این عوامل متفاوت است.
مثلا" در یک جامعه ی روستایی قطعا" سهم سنت ها در شکل دهی
به رفتار افراد در مقایسه با شهروندان یک شهر بزرگ بیشتر است.
4- از میان چهار دسته محرک، عقل کمترین سهم را در شکل دهی
به رفتارهای انسان دارد، یعنی رفتارهای ما بیشتر تحت تاثیر عادات و
سنت ها، هیجانات و عواطف و باورها و اعتقادات صورت می پذیرد.
حال با در نظر گرفتن این موارد می توان آنچه در شرایط کنونی
شاهد آن هستیم را تحلیل کنیم:
اولا" قرن هاست که در ایران زندگی اجتماعی ما تحت تاثیر سنت ها
(قبیله گرایی و قوم گرایی)، هیجان و عواطف جمعی (جنگ های پیاپی
خارجی و داخلی) و باورهای مذهبی بوده است.
ثانیا" در تمام این سالها، به ویژه در چهل سال گذشته مبنای نظام
سیاسی به عنوان نهاد برنامه ریز، تصمیم گیر و اداره کننده ی کشور
به جای عقلانیت، سنت ها، ایدئولوژی و باورهای مذهبی بوده است.
و نظام آموزش و نهادهای فرهنگ ساز تحت تاثیر همین موضوع به
جای زایش، رشد و تقویت عقلانیت، به ترویج رویکرد حاکمیت پرداخته
است و رفتار میلیون ها نفری که امروز شاهدش هستیم، نتیجه ی
تربیت و تاثیر پذیری از این نظام است.
بنابراین ضعف توأمان عقلانیت در نظام فرهنگی و نظام سیاسی ما
را همانند مشکلات پیشین گرفتار خود، ساخته است. فقط تفاوت این
مشکل با مشکلات قبلی در این است که همه گیر است و زمان ضربه
آن کوتاه مدت است. مثلا" سیل و زلزله قطعا" ضربه ی سریع تری دارند
اما همه گیر نیستند و یا بحران آب اگر چه همه گیر است اما سرعت
ضربه اش آن قدر کند است که در زمان کوتاه توجه همگان را به خود
جلب نمی کند.
همانطور که در تمام مشکلات قبلی، پیشگیری ممکن بود یا دستکم
جلوگیری از تبدیل شدن مشکل به بحران میسر بود، در این مورد اخیر
نیز هم پیشگیری ممکن بود، و هم جلوگیری از بحران و فاجعه ای که
احتمالا" در راه است.
اگر به جای حاکمیت ایدئولوژیک و ستیزه جو همانند سایر کشورها
از یک حاکمیت عقل گرا و تعامل گرا برخوردار بودیم ضمن آنکه در تمام
این سال ها شاهد رشد عقلگرایی در جامعه بودیم، به خاطر نبود
نگرانی از تبلیغات دشمن (در نگاه حاکمیت) به راحتی می توانستند
راهپیمایی 22 بهمن و انتخابات 2 اسفند را لغو کنند و به زمان دیگری
موکول کنند. همچنین در صورت وجود حاکمیتی عقل گرا، نه تحریمی
در کار بود و نه مشکلات فراوان اقتصادی و نه اجبار در ترانزیت بار و
مسافران چینی. در آن وضعیت حتی در صورت شروع شیوع بیماری،
به راحتی امکان قرنطینه و جلوگیری از بحران وجود داشت.
اما با وجود همه ی اینها، باز جای این سوال باقی است که اکنون
چه می توان کرد؟
شاید در چنین شرایطی اغلب مردم تمایل به شنیدن پاسخ های
امیدبخش و دلگرم کننده دارند اما واقعیت همان است که شاهد آن
هستیم نه امید بخش و نه دلگرم کننده. یک ماه از تعطیلی مدارس
و دانشگاه ها می گذرد. رسانه های داخلی و خارجی و مجازی پر از
اخبار و هشدار ها و دستورالعمل ها است. طبق آمار رسمی ظرف
25 روز حدود بیست هزار نفر مبتلای قطعی و بیش از هزار و صد نفر
فوتی وجود دارد که به صورت تصاعدی، هر هفته سه برابر می شود
و اگر همین شیب رشد ادامه پیدا کند بنا به محاسبات ریاضی چهار
هفته ی آینده آمار فوتی ها هشتاد و یک برابر (سه به توان چهار)
خواهد شد یعنی نزدیک به صدهزار نفر!
اما با وجود اطلاع از این مخاطرات و دلواپسی ها به دلایلی که
گفتیم همچنان شاهد رفتارهای نگران کننده هستیم. حاکمیت هم
که به هر دلیل تصمیم به تغییر رویه ندارد. پس فقط باید صبر کنیم و
و نظاره گر آنچه پیش خواهد آمد و خواهد گذشت باشیم. اما فراموش
نکنیم که این آخرین مشکل و آخرین بحران دامن گیر ما نبوده و نخواهد
بود و قطعا" با تداوم این حکومت، بر میزان مشکلات و تبدیل شدن
مشکلات به بحران ها افزوده خواهد شد. امید که در کنار پیامدهای
تلخ و ناگوار این بیماری، شاهد پیامد مثبت آن یعنی بیداری عمومی
و درک ضرورت تحول خواهی بنیادین باشیم.
دکتر ابوالفضل رحیمی شاد
جامعه شناس
|
|