متوسطه دوم و درس های ناگفته!
 
 
فقط از فهمیدن توست که می ترسند
 

 

هر که شد خام، به‌ صد شعبده خوابش کردند


هر‌ که در‌ خواب نشد، خانه خرابش کردند

 

بازی اهل سیاست که فریب‌ است و  دروغ


خدمتِ خلقِ ستمدیده، خطابش کردند

 

اول کار بسی وعده‌ی‌ِ شیرین دادند


آخرش تلخ شد و نقشِ بر‌ آبش کردند

 

آنچه گفتند شود سرکه‌یِ نیکو و حلال


در نهانخانه‌یِ تزویر، شرابش کردند

 

سال‌ها هر چه که رِشتیم به امّید و هوس


بر سرِ دارِ مجازات، طنابش کردند

 

گفته بودند که سازیم وطن، همچو بهشت


دوزخی پر ز بلایا و عذابش کردند

 

زِ که نالیم که شد غفلت و نادانیِ ما


آنچه سرمایه‌یِ ایجاد سرابش کردند

 

لب فرو بسته ز دردیم و پشیمانی و غم


گرچه خرسندی و تسلیم، حسابش کردند!

 


برچسب‌ها: فرخی یزدی
 |+| نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم بهمن ۱۳۹۸ساعت 20:21  توسط بهمن طالبی  | 
  بالا