|
متوسطه دوم و درس های ناگفته!
|
||
|
فقط از فهمیدن توست که می ترسند |
طبق کدام نظام ارزشی علمالهدی "بیحجابی" علنی را بدتر از مال
مردمخوری پنهانی مینامد؟! بر مبنای آموزههای قرآنی و سنت پیامبر
و معصومان، یا بر پایه ی عادتهای به ارث رسیده از جوامع استبدادی
و مردسالار؟ منشاء آن هر چه باشد، نتیجه روشن است؛
«دینگریزی گسترده و فساد فراگیر»
باید دورانی را بهیاد علمالهدی آورد که دو کتاب "حقوق زن در اسلام"
و "مسئله حجاب" مطهری با استقبال گسترده ی قشرهای تحصیلکرده
مواجه شد و هم زمان توسط روحانیون متحجری تکفیر میشد که او را
صهیونیست، کمونیست، و به هر حال ضد اسلامی می نمایاندند!
در آن حالت شاید امثال علم الهدی متوجه می شدند که سخنشان
در کاستن از زشتی حرامخوری و افزودن بر قبح بیحجابی، از نوع
حساسیت علوی نیست که عمیق ترین و تیزترین وجه آن متوجه بی
عدالتی است و نه ظواهر دینی.
سوگمندانه باید گفت سال هاست که فـرع، جای اصل را گرفته و
قشری نگری و ظاهراندیشی فضا را بر ارزش های جهانشمول
اسلامی نظیر عدالت و کرامت انسانی و حقوق مردم تنگ کرده است.
مطهری در نقد یک روحانی که کتاب "مسئله حجاب" را موجب رواج
بی دینی و غرب گرایی میدانست، نتیجه ی تکیه بر حساسیت های
به ظاهر دینی اما در حقیقت غیردینی او را چنین میخواند:
«با این حساب ما باید مسلمین را از پیغمبر افضل بشماریم و غیورتر!
نتیجه ی نشستن «عادت» به جای «سنت»، این است که در عصرهای
بعد، مردم از ارتکاب کبائر پرهیز نمی کنند ولی به دنبال اجرای جدی
ظواهر برمی آیند. نام چنین غیرت هایی را غیرت دینی نمیتوان گذاشت.
صرفا" تعصب بر عادت است».
به نسل جوان امروز این جامعه چه بگوییم؟ سخنان مصباح، جنتی و
علم الهدی را که بر ناسازگاری اسلام با دموکراسی و ارزش های حقوق
بشری تصریح و انتخابات آزاد را نفی می کنند؟!
به آنها بگوییم که «بی حجابی جنگ با خداست، نه ربا»؟!
به آنها بگوییم که آن همه وعده ها در باره ی عدالت و آزادی و حق
تعیین سرنوشت هر نسل توسط همان نسل دروغ بود؟!
آیا باید بگوییم کشف بزرگ و انسانی حقوق بشر، ارمغان شیطانی
غرب است و مطهری که میگفت مسلمانان باید چنان با این حقوق
آشنا شوند که تبدیل به امر ناموسی برایشان شود، تا کسی نتواند
نگاه چپ به آنها کند، دروغ و گزافه میگفت و "بی ناموسی" همان
است که علمالهدی میگوید؟!
از یادداشت مصطفی تاجزاده
|
|