|
متوسطه دوم و درس های ناگفته!
|
||
|
فقط از فهمیدن توست که می ترسند |
اما، پیامبران ابراهیمی که آخرین آن ها پیامبـر اسلام است، همانطور
که خود پیغمبـر اسلام گفتـه و تـاریـخ هم این حرف را تأییـد کرده است،
همه چوپان بوده اند، یعنی وابستـه به محروم ترین طبقات اجتماع؛ طرز
بعثتشـان نیز کامـلا" بر خلاف پیـام آوران طبقـه ی اول است؛ اینها تا به
پیغمبـری مبعـوث می شونـد، بر قـدرت های موجود زمانـه می شورنـد.
ابراهیم تبرش را برداشته و به بتها حملـه می کند. مـوسی که در ابتدا
یک اسیر و یک وابسته به اقلیت بنی اسراییل بود و چوپـانـی می کرد،
وقتی به پیغمبری مبعوث می شود، با چوب دستی اش بر سر قدرت و
جبروت فرعون می کوبد و همچون یک انقلابی عصیـانگـر قیـام می کند.
و پیامبـر خودمـان به روایـت تاریخ، بـردگان و بیگانگان و به اصطلاحی که
قرآن از قول اشراف قریش نقل می کند؛ «اراذل ناس»، یعنی بی سر و
پاها و وابستگان به طبقـات مـحروم، یعنـی آنها که رنـج مـی برنـد و کار
می کنند و نمی خورنـد، دورش را می گیرنـد و بعد هم تا جنگ بوده، با
باغداران طائف، برده داران ثقیف و تاجران و ثروتمندان و خواجگان قریش
بوده است.

در بدر، که قریش، پاره های جگر خود، یعنی بزرگان و نامداران خود را
به جنگ فـرستـاده بودند، پیغمبـر به یارانش می گویـد «پـاره هـای جگر
مکـه را بزنیـد و آن آدم های بیـچاره ای را که دنبـال اینها راه افتـاده انـد،
ندیده بگیرید»، و مسلمیـن همـواره دنبـال همین اشراف بودند تا آنها را
بزنند، زیرا که جنگ و مبارزه، بین این دو بود.
تاریخ نشان داده که پیامبران ابراهیمی، همواره از چه رنج می بردند،
و چه کسانی در برابرشان ایستادگـی می کردند: بلعـم باعـورا، مـظهـر
روحانیت منحط؛ فرعون، مظهـر اقتـدار سیـاسـی و اجتماعـی؛ و قـارون،
مظهر سرمایه داری. و این سه سمبـل است که در قـرآن از آنان به نام
«مُترِفین» و «مَلاء» نام برده شده است.مترف در لغت یعنی کسی که
آن قدر پول و قدرت دارد که به خودش می نـازد و احسـاس مسئولیتـی
نمی کند، و ملاء هم یعنی قدرتمندان و رؤسا؛ و لبه ی تیز مبارزه و نبرد
پیامبران ابراهیمی همیشه ملاء و مترفین بوده انـد.

به اسلام كه می رسد این وجهه از مبـارزه به حد اعلای خود رسیده
و دو آرزوی دائمـی طبقـات مـحرومـی که در طـول تاریـخ بـشر از مثلـث
قدرت، ثـروت و تزویـر رنـج مـی بردنـد و همواره آرزومنـد حکومـت حق و
عدالت بودند، در اسلام به صـورت دو اصل «عـدل» و «امـامـت» به طور
روشن و واضح اعلام می شود.
عدل و امامت دو دعوت اسلام است خطـاب به همه گروه هـایـی که
ستـم می بینند و محرومیـت می کشند و در جامعـه از همه ی حقـوق
محرومند و همین دو دعوت است که جامعـه ی ایرانی را به سـوی خود
جلب می کند و دلهـای مجروح و ستمـدیـده ای را که هـزاران سال رنج
می بردند به خودش جذب می کند.
|
|