|
متوسطه دوم و درس های ناگفته!
|
||
|
فقط از فهمیدن توست که می ترسند |
استراتژیها
هر سازمـانی روی تئـوری کاری و تجاری خاصی کار میکند، یعنی
فرضهایی را مطـرح میکند که فعالیـت کاری اش چیست؟ اهدافش
چیست؟ نتایـج را چگونه تعـریف میکند؟ مشتریانش چه کسانی اند
و برای چه چیـزهایـی ارزش قائلنـد. استراتـژی، این تئوری کاری را به
عملکـرد تبدیـل میکند. هـدف از استراتـژی این است که سازمان را
قادر سازد تا در محیطی غیرقابل پیش بینی،به نتایج مورد انتظار خود
دسـت یـابـد. در حقیـقـت تنـهـا در صـورت وجود استـراتـژی اسـت که
می توان فرصتها را تشخیص داد. دراکر مـواردی قطعی درقرن 21 را
معرفی میکند و استراتژیهایی را برای آنها مطرح میکند که به دو
موردشان می پردازیم.
1- پدیده ی سقـوط نرخ مـوالـید: ظـرف بیست یا سی سال آینده،
مسایل جمعیتـی کلیه کشورهای توسعـه یافته را تحت الشعاع قرار
خواهد داد. چه استراتژی مناسب میتوانـد انتـخاب شود؟ A- تمدیـد
سن بازنشستگی B- کارگران یـدی را به کارگران علمـی تبدیـل کنید
(در ایالات متـحده حوالـی سال 2010 آغـاز شده است) C- آموزگاران
مقطع ابتدایی آموزش دیده و سرمایه گذاری بر روی آنها انجام شود.
2- رقابت جهانـی: کلیـه ی نهادهـا، باید رقـابت جهانـی را یکی از
اهـداف استراتـژیـک خود قـرار دهنـد. عملکـرد پـاییـن تر از بـالاتـریـن
استانداردهای جهانـی، حتـی اگر هزینـهها بسیـار پاییـن و یارانـه ی
دولتی بسیـار بالا باشـد، از رشـد و توسعـه باز می مـاند حمـایت از
تولیدات داخلی هـم هر چقـدر عـوارض گمـرکـی بالا و سهمیـههای
وارداتـی کـم باشـد نـجات بـخش نـخواهـد بـود. بنابـر این استـراتژی
نهادهـای تـجاری باید این باشـد که خود را بـا استـانداردهـای تعیین
شده توسط رهبران هر رشته ی تجاری در هر جای جهان بسنجد و
خود را با آن ها سازگار کنند.
|
|