|
متوسطه دوم و درس های ناگفته!
|
||
|
فقط از فهمیدن توست که می ترسند |
دنیا آمد، پس از 9 روز مادرش را از دست داد. پدرش در 10 سالگـی، او
را ترک کرد. او زنـدگـی پر فـراز و نشیبـی را به عنوان خدمتکار، منشی
و معلـم از سر گذراند.
هنگامی که سفیـر فرانسه در شهر ونیز، بعد از یکسال منشیگری،
پولـی به او نداد و استمداد او از وزارت خارجه فرانسه به جایی نرسید،
به تدریج با معنای عدالت و بی عدالتی آشنا شد.سختی های زندگی
در او خلاقیت های فلسفی ایجاد کرد و به طـرح سوالات اسـاسـی در
باره ی زندگی پرداخت. هنگامی که کتاب «قرارداد اجتماعـی» او چاپ
شد، پارلمان و دولت و روشنفکران به او تاختند. دربدر شد و مدتـی در
شهری در غرب سوییس در نزدیکی بِرن زندگـی کرد.

وقتی خانه او را سنگباران کردند، نزد دیوید هیـوم در انگلستـان رفـت.
بالاخره به شرطـی که دیگر کتاب ننویسد در سال 1770 میلادی (1149
هجری خورشیدی) اجازه پیدا کرد به پاریس برگردد. پس از هشت سال
انزوا و بیماری، در 11 تیر 1157 خورشیدی در پاریـس درگذشت.

در اواخر قـرن 18 و در طـول قـرن نـوزدهـم کتاب قرارداد اجتمـاعی او
در کل قـاره ی سبـز و شمـال آمـریـکا منشـاء مـدنیـت، قانـون گرایی و
سیستم های پاسخگو گردید.
|
|