متوسطه دوم و درس های ناگفته!
 
 
فقط از فهمیدن توست که می ترسند
 
    

   برنامه ریزی برای تأمین مسکن

 

   برای اینکه بازار یک کالا را مورد تجزیه و تحلیل اقتصادی قرار دهیم و آن

را در یک دوره‌ی زمانی بررسی کنیم باید به دو پارامتر توجه کنیم:

    اولین پارامتـر، قیمـت تمـام‌ شده کالاست که شامل هزینه مواد اولیه،

مدیریت، خواب سرمایه و هزینه‌های سربار می‌شود. پارامتر دوم، تقاضای

مؤثر در جامعه است. این تحلیل تقریبـا برای همه ی کالاها در بخش‌های

صنعتی و غیر صنعتی کاربرد دارد. بعد از بررسی قیمت تمام ‌شده ی کالا

به تقاضای مؤثر می‌پردازند و زمانی که نقدینگی متقاضیان در یک دوره ی

 زمانی به قدرت خرید آن کالا می‌رسـد را مـورد تـحلیـل قـرار می‌دهنـد تا

وضعیت بازار آن کالا را بررسی کرده باشند.

   این تحلیل اما همیشه و همه کالاها را دربرنمی‌گیرد. تعدادی از کالاها

که با حیات بشر در ارتبـاط هستنـد در این تحلیـل نمی‌گنجنـد. کالاهایـی

نظیـر خوراک، پوشـاک و مسکـن که نبـودشان، حیـات انسـان را به خطر

می‌انـدازد، همیشه اینگونـه قـابل بررسی نیستند. در این سـه کالا دیگر

به تقاضـای مـؤثـر توجه نمی‌کنیـم. نمی‌گوییـم نقدینگـی متقـاضیـان چه

زمانی به حدی خواهد رسید که بتوانند شکم خود را سیر کنند.نمی‌توان

گفت که مـردم اگر نقـدینـگـی کافی نداشتنـد، نان نـخورنـد امـا در کالای

صنعتی و اقتصادی می‌توان این را گفت؛ به‌ عنوان مثال می‌توان راجع به

کالایی نظیـر اتومبیل این تحلیـل را کرد. بسیـاری از کالاهای فـرهنگی و

اقتصـادی را می‌تـوان بر اساس تقاضـای مؤثر و قیمـت تمام ‌شده تحلیل

کرد اما مسکن کالایی زیستـی است که اگر نباشد حیات بشـر به خطر

می‌افتد. در بخش مسکن،زمان رسیدن به نقدینگی کافی مورد بررسی

قرار نمی‌گیرد.همچنین به جای تقاضای مؤثر باید تقاضای مطلق را مورد

نظر قـرار دهیـم. این که در طول سال چه تـعـداد مسکن نیاز است و در

سال‌های آینده این میزان چه تعداد می‌ شود باید مورد تحلیل قرار گیرد.

   اینکه تقاضای مطلق در چه زمانی به تقاضای مؤثر تبدیل خواهد شد،

بسیار مورد اهمیـت است؛ به‌ عنـوان مثال ظرفیـت برای تبدیل تقاضـای

مطلـق به مـؤثـر در خوراک 24 ساعـت است و در این مـدت اگـر غـذا به

متقاضی نرسد، سلامت او به خطر می‌افتد. در پوشاک یک دوره زمانی

دیگری متصـوّر خواهـد بود. در بخش مسکـن هم این دوره زمانـی 6‌ ماه

ارزیـابـی می‌شود. اگر خانـواده‌ای تشکیـل شود و  6‌ مـاه بدون سرپنـاه

باشد، آن خانواده از هم می‌پاشـد.

   در سـال 1386 بـرای مسکـن مهـر حدود 4 میلیـون و 500 هـزار نـفـر

متقاضی وجود داشت. هر سال هم حدود یک ‌میلیون و 200 هزار واحد

نیاز مسکـن برای همـان سال وجود دارد. هر چند آمـار دقیقـی از تولید

مسکـن طـی سـالهـای گـذشتـه اعـلام نشـده امـا مـحاسبـات نشـان 

می دهد که به انـدازه ی یک سوم تقاضـای سالانـه هم نتـوانسته‌ایـم

مسکن تولید کنیم چه رسد به جبـران تولید برای 4 میلیون و 500 هزار

متقاضی جامـانده از قبل. این عدد تقاضای مطالعه در بخش مسکن را

نشان می‌دهد.

   وقتی این میزان واحد کسر باشد و قدرت خرید وجود نداشتـه باشد،

عملا تقاضای مؤثر کاهش پیدا می‌کند. با افزایش قیمت‌ها این تقاضای

مؤثر بار دیگر به تقاضای مطلـق تبدیل می‌شود که به این دوره «رکود»

گفته می‌شود.

   مطالعه 20 ساله در مـورد بـازار مسکـن نشـان می‌دهـد که رسیدن

تعداد خانوار بی‌سرپناه به %25 از کل خانوارهـا، در این کالای حیاتـی،

بحران‌ساز است که باید برای آن تدبیـر شود. هر چنـد که برنامـه‌ ریزی

برای مسکن بلند مـدت است و معمـولا" نتیـجه ی آن 4 تا 5 سال بعد

مشخص مـی‌شود. نمی‌توان برنامـه‌ریزی یکسالـه داشـت. باید در یک

برنامه ی کامل، تأمین منابع، تأمین امکانات ساخت،تسریـع و تسهیل

قوانین ساخت مورد توجه قرار گیرد.

   منابع داخلی اجازه ساخت سالانه یک‌ و ‌نیم ‌میلیون واحد مسکونی

را نمی‌دهـد. به همیـن دلیـل نیـاز به جذب سـرمایـه‌گذاری خارجی در

این بـخش احسـاس می‌شود. ساخت یک میلیـون واحد در سال 400

هزار میلیارد تومان نقدینگی می‌خواهد. در این شرایط چگونه می‌توان

ضمن تأمین نیاز سالانه، عقب مـاندگی تاریخی در این بخش را جبران

کرد.

   اگر در بـازار مسکن با سیـاست‌های اعلام شده، رونـق ایجاد شود

و تولیدکنندگان داخلی که ترمـز را کشیده‌انـد، فعـال شـونـد، حداکثـر

می‌توان در طول سال 700 هزار واحد مسکـونی تولیـد کرد که در این

مقیاس،مصالح ساختمانی در کشور تولید نمی‌شـود.بخش خصوصی

که 93 درصد از کل تـولیـد کشـور اسـت می‌تـوانـد 700 هزار واحد در

سال بسازد. دولت هم سالـی 20 هزار واحد تـولیـد مـی‌کنـد. در این

شرایـط هر سال 500 هزار واحد کسری وجود دارد.

   دیـده نشدن این شکاف عمیـق می‌توانـد بحران‌هـای اجتمـاعـی را

به همراه داشتـه باشد. مشکلاتـی که از زندگی همزمـان دو خانواده 

در یک مسکن یا زنـدگـی پـراکنـده بـرخی خانـوارهـا بـه ‌وجود مـی‌آیـد

برای جامعه خطرناک خواهد بود. مسکن از عناصری است که نبود آن

جرم‌ خیزترین بخش محسوب می‌شود. بهداشت روانی جامعـه درگیر

مسکن است و ناهنجاری‌ های زیادی در عدم ‌تأمین این نیاز اساسی

بروز پیدا می‌کند.


برچسب‌ها: اقتصاد ملی, صنعت ساختمان, تأمین مسکن, تولید مصالح ساختمانی
 |+| نوشته شده در  شنبه هشتم اردیبهشت ۱۳۹۷ساعت 1:0  توسط بهمن طالبی  | 
  بالا