متوسطه دوم و درس های ناگفته!
 
 
فقط از فهمیدن توست که می ترسند
 
 

    ابوسفیان و عباس پس از جریان سقیفه به نزد امام آمدند تا با او بیعت

کنند، زیر آنان به دنبال راهی برای ورود به مدینـه و اشغال پایگاه اسلام و

در واقـع مـحو اسـلام و ادامـه ی ریـاسـت خویـش بر قـریـش بـودنـد و چه

بهانه ای بهتر از دفاع از جانشین رسول خدا یعنی علی!

   نتیجه ی اجتماع سقیفه، تعیین ابوبکر به جانشینی پیامبر بود. انتقاد از

ابوبکر در خطبه ی شِقشِقیّه آمده  در دو جمله خلاصه شده  است: یکی

اینکه او به خوبـی می دانستـه که امـام از او شایستـه تر است و خلافت

جامه ای است که بر اندام علی راست می آید و دیگر اینکه چرا خلیفه ی

پس از خود را تعیین کرده است، خصوصـا" اینکه در زمـان خلافـت خود یک

نوبت از مردم خواست که بیعتشان را پس گرفته و او را آزاد گذارند، کسی

که در شـایستـگـی خود برای این کار تـردیـد می کنـد، چگـونـه اسـت که

خلیفه ی پس از خود را تعیین می کند؟!

   این چنین بود که عمـر به عنـوان جانشیـن ابـوبکـر توسط خود او انتخاب

شد. حق علی غصـب شده است اما آنچه باور کردنی نیست، اِسناد این

حق کشـی به کسانـی است که چهـره های  برجستـه  و سابقـه دار در

اسلام اند، و نخستیـن همگامـان پیامبـر و علـی، و کسانـی که در چشم

جامعه، نمونه های حق پرستی می نمودند. 

   ابوبکر؛ نخستین گرونـده ی به پیامبـر از خارج خانه ی ایشان است. پدر

همسـر او، یار غـار او و از نزدیک ترین یـاران او. او هنگامـی اسلام خود را

آشکار کردکه جز شکنجه و مرگ و تبعید و تنهایی انتظـاری نداشت. او در

مکـه سرمـایـه داری مرفه بود و به خاطر دعـوت پیامبر، دست از زندگی و

ثـروتـش شسـت و در مـدیـنـه همـچون کـارگـری فـقیـر کار مـی کرد. مگر

می شود چنین کسی حق کشی کند؟! به خاطر خودخواهی، حقیقت را

انکار کند؟ وصایت را نفی کند؟ علی را خانه نشین کند؟ و از ایمـان مردم،

برای حیثیت و مقام شخصی اش سوء استفاده کند؟ 

   


برچسب‌ها: مولا علی علیه السلام, سقیفه, دکتر علی شریعتی, جانشینی پیامبر
 |+| نوشته شده در  چهارشنبه هشتم فروردین ۱۳۹۷ساعت 0:30  توسط بهمن طالبی  | 
  بالا