متوسطه دوم و درس های ناگفته!
 
 
فقط از فهمیدن توست که می ترسند
 

باز هوای وطنم وطنم آرزوست

مرز پر از گل گهرم، گهرم آرزوست

ظلمت شب را چه کنم چه کنم ای خدا

باز طلوع سحرم، سحرم آرزوست

وعده رضوان مده ای مده ای واعظا

مرا حیات، در کپرم، کپرم آرزوست

مُلک وطن سرای ماست ای حبیب

به هر دیارش سفرم، سفرم آرزوست

دوام دُرّ دَری، پارسی، زبان مادری

مرا دیار پدرم پدرم آرزوست

&&&&&

باز هوای وطنم وطنم آرزوست

تکیه به کنعان زدنم، زدنم آرزوست

هجرت گل را چه کنم، چه کنم‌ ای صبا

برگ گلی زان چمنم، چمنم آرزوست

چون که رخت گشت مشابه به گل

چیدن گل در ارمم، ارمم آرزوست

چون که لبت گشت به رنگ عقیق

رفتن ملک یمنم، یمنم آرزوست

توبه ز می‌ کردم و آمد بهار

ساقی توبه شکنم، شکنم آرزوست

شیشه به دست گیر و بیا ساقیا

ساقی ساغر شکنم، شکنم آرزوست

باز هوای وطنم، وطنم آرزوست

تکیه به کنعان زدنم، زدنم آرزوست

&&&&&

باز هوای وطنم، وطنم آرزوست

خیمه به طوفان زدنم، زدنم آرزوست

گشته‌ام از زهد ریایی ملول

ساقی توبه شکنم، شکنم آرزوست

خدمت رندانه به دیر مغان

دُرد شراب کهنم، کهنم آرزوست

چشمه خورشید، دلم را گداخت

نور به جای کفنم، کفنم آرزوست

دست سحر دامن گل را درید

جامه‌ای از گل به تنم، به تنم آرزوست

رقص کنان تا بر تو، بر تو پر کشم

بال چو مرغ چمنم، چمنم آرزوست

در پی باغ خواندن بلبل به دار

رفتن زاغ و زَغَنَم، زغنم آرزوست

باز هوای وطنم، وطنم آرزوست

تکیه به کنعان زدنم، زدنم آرزوست

 |+| نوشته شده در  سه شنبه هجدهم اردیبهشت ۱۴۰۳ساعت 10:37  توسط بهمن طالبی  | 
  بالا