|
متوسطه دوم و درس های ناگفته!
|
||
|
فقط از فهمیدن توست که می ترسند |

چندتایی از بچه ها آمده اند که استاد اگر اجازه بدهید عکسی به
یادگار بگیریم. اگر بگویم نه! از مرام درویشی دور اسـت. می گویـنـد:
خودش را گرفت. مـا را آدم ... اگـر بگویـم بـاشد، تبـعـات بعدش را چه
کنـم؟ بالاخره تسلیم می شـوم. در دو طـرف مـن می ایـستـنـد و
بیـشتـر بـر بـلـنـدی ها. گویـا به قـصـد ایـجاد تـعـادل! یکی از آنـهـا با
خنـده می گویـد: استـاد عینکتـان را بزنیـد تا معلوم شود استادید!
نمی دانـم عبارت را مَـدح شِبـه ذَم بدانـم یا ذم شبـه مـدح!
سید حسن حسینی
|
|