|
متوسطه دوم و درس های ناگفته!
|
||
|
فقط از فهمیدن توست که می ترسند |
در میزگردى که درباره ی «دین و آزادى» برپا شده بود و دالایىلاما
هم در آن حضور داشت، من با کنجکاوى، و البته کمى بدجنسى، از
او پرسیدم: عالى جناب، بهترین دین کدام است؟
خودم فکر کردم که او لابد خواهد گفت: «بودایى» یا «ادیان شرقى
که خیلى قدیمىتر از مسیحیت و اسلام هستند.»
اما دالایىلاما کمى درنگ کرد، لبخندى زد و به چشمان من خیره
شد ... و آنگاه گفت:
«بهترین دین، آن است که شما را به خداوند نزدیکتر سازد.
دینى که از شما آدم بهترى بسازد.»
من که از چنین پاسخ خردمندانهاى شرمنده شده بودم، پرسیدم:
آنچه مرا انسان بهترى مىسازد چیست؟
او پاسخ داد: «هر چیز که شما را دلرحم تر، فهمیده تر، مستقل تر،
منصف تر، انساندوست تر، با مسئولیت تر و اخلاقى تر سازد. دینى
که این کار را براى شما بکند، بهترین دین است».
لحظهاى ساکت ماندم و به حرفهاى او اندیشیدم. به نظرم پیامى
که در گفته ی او بود را می توان چنین بیان کرد:
این که تو به چه دینى اعتقاد دارى و یا این که اصلا" به هیچ دینى
اعتقاد ندارى، اهمیتی ندارد. آنچه که اهمیت دارد، رفتار تو در خانه،
در خانواده، در محل کار، در جامعه و در کل زندگی ات است. زیرا
عالم هستى، بازتاب اعمال و افکار ماست.
قانون عمل و عکسالعمل فقط منحصر به فیزیک نیست. در روابط
انسانى هم صادق است. اگر خوبى کنى، خوبى مىبینى و اگر
بدى کنى، بدى. همیشه چیزهایى را به دست خواهى آورد که
براى دیگران نیز همانها را آرزو کنى. پس آرزوی نیکی و شادی برای
همه ی انسان ها کن. شاد بودن، هدف نیست. یک انتخاب است.

|
|