متوسطه دوم و درس های ناگفته!
 
 
فقط از فهمیدن توست که می ترسند
 

 

    [کینه بگذار و دلنوازی کن]

 

شاد کن جان من، که غمگین است

رحم کن بر دلم، که مسکین است

روز اول که دیدمش گفتم:

آنکه روزم سیه کند این است

روی بنمای، تا نظاره کنم

که آرزوی من از جهان این است

دل بیچاره را به وصل دمی

شادمان کن، که بی ‌تو غمگین است

بی ‌رخت، دین من همه کفر است

با رخت کفر من همه دین است

گه گهی یاد کن به دشنامم

سخن تلخ از تو شیرین است

دل به تو دادم و ندانستم

که تو را کبر و ناز چندین است

بنوازی و پس بیازاری

آخر، ای دوست این چه آیین است؟!

کینه بگذار و دلنوازی کن

که عراقی نه در خور کین است

 


برچسب‌ها: فخرالدین عراقی, مهرداد هویدا
 |+| نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم خرداد ۱۳۹۹ساعت 0:28  توسط بهمن طالبی  | 
  بالا