|
متوسطه دوم و درس های ناگفته!
|
||
|
فقط از فهمیدن توست که می ترسند |
اولین مقصدی که شازده کوچولو به آن سفر کرد. سیاره ی شاه بود. او
به محض اینکه وارد سیاره شد ناگهان با صدای بلندی روبرو شد که گفت:
بیا اینم یکی رعیت های من.
شازده کوچولو که از تعحب شاخ درآورده بود با خودش گفت: آخه این
که منو نمی شناسه. اصلا" منو ندیده ، چطوری همچین حرفی می زنه؟
شازده کوچولو دور و برش رو نگاه کرد تا یه جایی پیدا کنه بشینه اما
هر جا رو که نگاه می کرد، می دید که شنل شاه همه جای سیاره رو
گرفته و باید همان جا بایستد. شازده کوچولو که ذهنش پر از سوال های
بی جواب شده بود برگشت و به شاه گفت که، شاه می تونم یک سوال
بپرسم؟ شاه گفت: به تو دستور می دهم که سوال بپرسی.
شازده کوچولو که دیگه نمی دونست چی بگه، گفت: آخه آقای شاه
شما دقیقا" به چه چیزی الان تسلط دارید و پادشاهی می کنید؟
پادشاهم سینه شو سپر کرد و گفت: بر همه چیز.
شازده کوچولو که مونده بود چی بگه گفت: بر همه چیز؟!
و شاه یه تکونی به خودش داد و با دستش به همه ی سیارات و
ستاره ها اشاره کرد و گفت به همه ی اینا دارم پادشاهی می کنم.
شازده کوچولو که نمی دونست چه اتفاقی افتاده برگشت و گفتش
که: مطمئنید به همه ی اینا شما پادشاهی می کنید؟ بعد اونا هم از
شما فرمان می برن؟!
شاه باز هم با تمام غرورش گفت: بله همشون از من فرمان می برن.
شازده کوچولو که دید شاه تا این حد غرور داره کسل شد و به شاه
گفتش که: شاه من می خوام برم، کاری نداری؟
شاه گفت: نه نرو، من اینجا وزیرت می کنم.
شازده کوچولو که دیگه حوصلشم سر رفته بود برگشت و گفت: وزیر
چی آخه؟!
شاه با خودش فکر کرد و گفت: وزیر دادگستری چطور است؟ وزیر
دادگستری من شو.
شازده کوچولو گفت: آخه اینجا کسی نیس که بخوایم محاکمه اش
کنیم!
شاه گفت: از کجا معلوم؟ من هنوز قلمرو پادشاهیم رو نگشتم. خیلی
هم پیر شدم و از پیاده روی زود خسته می شم.
شازده کوچولو گفت: ولی من همه جا رو دیدم اون جاها هم هیچ
کسی نیست.
شاه گفت: پس تو می تونی خودت رو محاکمه کنی. این کار مشکلیه!
اصلا" مشکل ترین کار دنیاست! اگه بتونی خودتو درست محاکمه کنی
معلوم می شه که یک وزیر خوب هستی.
شازده کوچولو گفت: من هر جا باشم می تونم خودم رو محاکمه کنم.
نیازی به این نیست که بخوام حتما" این جا باشم و خودمو محاکمه کنم.
این را گفت و از پیش شاه رفت.
|
|