|
متوسطه دوم و درس های ناگفته!
|
||
|
فقط از فهمیدن توست که می ترسند |
چنانکه می دانیـم پس از رحلـت رسول خدا، در زمانی که امام و برخی
صحابه مشغول شستشو و خاکسپاری پیکر پیامبر بود،جمعی از مهاجرین
و انصار در محل سَقیفه جمع شدند تا جانشینی برای پیامبر تعیین کنند.
چون به امیـرالمؤمنیـن خبـر دادنـد که در سقـیفـه چه گذشت، فرمـود:
انصار چه گفتند؟ پاسخ شنید که سخن آنان این بود که «از ما امیری و از
شما امیری...» فرمود: چرا بر آنان حجت نیاوردید که رسول خدا سفارش
کردند با نیکوکاران انصار نیکی کنید و از گناهکارانشـان درگذریـد؟ گفتند:
در این چه حجتی است؟ فرمود: «اگر امـارت از آن آنان بود، سفارش آنان
را کردن درست نبـود.»
سپس پرسید: قـریش چه گفتند؟ گفتند: حجت آوردنـد که آنان درخت
رسـولنـد. فــرمــود: قـریـش که حجت آوردنـد که آنـان درخت رسـولنـد و
خلافـت را بردنـد، خاندان رسـول را که میـوه اند، تباه کردند!
|
|